اشنایی با دین مسیحیت



اشنایی با سه شاخه ی دین مسیحیت (کاتولیک،ارتدوکس،پروتستان)
مسیحیت مانند هر دین دیگر، فرقه هاى متعددى دارد كه برخى از آنها باستانى و برخى نسبتا تازه هستند، همچنین برخى از آنها پیروان بسیار و برخى دیگر پیروان اندك دارند. مسیحیان فرقه را كلیسا مى نامند. در مسیحیت سه فرقه بزرگ و تعدادى فرقه كوچك وجود دارد. تفاوت بعضى از فرقه ها (مانند كاتولیك و ارتدوكس ) با یكدیگر بسیار كم است، ولى برخى از آنها(مانند كاتولیك و پروتستان) با هم بسیار تفاوت دارند.

مذهب پروتستان
پروتستان (Protestant) واژه اى فرانسوى است كه از زبان لاتینى آمده و معناى آن معترض است. پروتستان نهضتى بود علیه ارتجاع مذهب كاتولیك. فشار بیش از اندازه كلیساى كاتولیك و وجود دستورات بسیار سخنگیرانه آن و گرفتن باجهاى كلان از عوام بیچاره، مسیحى، باعث گردید كه گروهى از روشنفكران از كلیساى روم فاصله بگیرند و راهى جداى از مذاهب كاتولیك و ارتودوكس بجویند. آنان نخستین جریان معترضى بودند كه تاریخ مسیحیت خود مى دید. لوتر رهبر این نهضت در سال 1488 م علیه دكان روحانیت كاتولیك مبنى بر خرید و فروش گناه و بهشت و عفو نامه هاى پدران روحانى آشكارا به اعتراض برخاست. و این مبناى نخستین مذهب پروتستان گردید.

فلیسین شاله مى گوید: در قرون وسطى و پس از جنگهاى صلیبى، در اثر پیدایش افكار نوین در اروپا، گروهى دریافتند كه كلیساى روم از كلیساى اولیه دین عیسى دور شده است. از طرفى بعضى از پادشاهان اروپا از استیلأ روحانى رم رنج مى بردند و در صدد بودند خود را از بند پاپ رها سازند. اخذ مالیاتهاى ارضى بوسیله كلیسا موجب وخامت اوضاع و تحریك مردم علیه دستگاه روحانى شد. این علل اخلاقى و سیاسى و اقتصادى در قرن شانزدهم میلادى اصلاحات جدیدى را در دین ایجاد كرد. لوتر از این فرصت مناسب استفاده كرد و به مخالفت علیه دستگاه كلیساى رم قیام كرد و سازمان كلیساهاى پروتستانى را بوجود آورد. كلیساهاى پروتستانى با وجود این كه در برخى از مسائل با یكدیگر اختلاف دارند، مع ذلك در امورى مشترك هستند: همگى با قدرت الهى پاپ مخالف اند؛ بر خلاف كلیساى كاتولیك داراى تشكیلات دموكراسى هستند؛ اشخاص غیر روحانى در انتخاب پاسوران سهیم اند؛ مؤ منان براى ارتباط با خدا احتیاج به روحانیون ندارند؛ مقام كشیشى همگانى است؛ كشیشان ازدواج مى كنند؛ اعتراف به گناهان اجبارى نیست؛ اساس شریعت كتاب مقدس است؛ مؤ من مى تواند به آزادى اصول عقاید خویش را از كتاب مقدس بدست آورد و احتیاجى به روحانیان كلیسا ندارد؛ و به بكارت مریم و مقدسین و برزخ عقیده ندارند. در كلیساهاى پروتستانى در یك طرف مردمانى محافظه كار و قدیمى و در طرف دیگر مسیحیان آزادیخواه و حقیقت جو و عرفانى در مقابل یكدیگر قرار دارند. بعضى از علماى الهى پروتستانى آزادیخواه، عقاید مسیحى را طبق مقتضیات زمان براى متجددین تفسیر مى كنند. خودخواهى، گناه اصلى است و رستگارى در اجتناب از اغراض است. جهنم وجود ندارد ولى جهت شایستگان در جهان دیگر، سعادت برقرار است. مراسم به زبان كشورى انجام مى گیرد. افكار ملى به جدائى كلیساهاى پروتستانى كمك مى كند. از این جهت كلیساهاى كاتولیك به ذكر ارزش بین المللى بودن كلیساهاى كاتولیك مى پردازند و كلیساى پروتستان را موجد اختلاف و جدائى جامعه مسیحى مى دانند. كلیساهاى طرفدار لوتر در آلمان و كشورهاى اسكاندیناوى و كلیساهاى طرفدار كالون در فرانسه و سویس و هلند برقرار است. كلیساى آنگلیكان و كلیساى فرقه دیگرى از پروتستان در اكوس از تأسیسات انگلستان است.

از حدود پانصد سال پیش تا كنون فرقه هاى پروتستان بى شمارى در مسیحیت پدید آمده اند. پروتستانها به رهبرى متمركز عقیده ندارند و براى روحانیت مسیحى ارزش چندانى قائل نیستند. پروتستانها بسیارى از اعتقادات فرقه هاى دیگر را رد مى كنند و نوعى مسیحیت پیراسته را مى پذیرند. البته پروتستانها نیز بسیارى اعتقادات غیر عقلانى، مانند تثلیث و فدا را همچنان حفظ كرده اند. در آئین پروتستان، مخصوصا در انگلستان و ایالات متحده آمریكا فرقه هاى بسیارى دیده مى شود كه در بعضى اعمال با یكدیگر اختلاف دارند:
مغتلسه؛ تعمید كودكان را قبول ندارند، و بالغان را با فرو بردن در مایع، تعمید مى دهند. تشكیلات آنان به كلیساى ابتدائى شباهت دارد. با سوگند یاد كردن و خدمت نظام مخالفت دارند.
روشن گرایان؛ قرائت كتاب مقدس و تصفیه و تزكیه زندگى داخلى را طبق روش مخصوص از شرایط رستگارى مى دانند.
انجمن دوستان یا كاكرها؛ با دروغ و جنگ و بردگى دشمنى دارند.
مورمونها؛ كتاب مقدس را حاكم مى دانند.
یكتا گرایان؛ طرفدار آزادى كامل دینى هستند و از حكمت وحدت مطلقه خدا پیروى مى كنند و تثلیث را انكار مى كنند.
سالوتیان دسته دیگرى از فرق پروتستان اند.
صوفیان، آئین بودا و هندو و سایر ادیان را با دین مسیح جمع كرده و متحد ساخته اند.

در قرن چهاردهم میلادى یك نفر از روحانیون انگلیسى به نام جان ویگلف علیه قدرت پاپ قیام نمود. این مرد كه بین سالهاى 1384-1324 میلادى مى زیست، با مراسم عشاء ربانى، تدهین محتضر، اعتراف به گناه، صدور عفونامه از سوى پاپ و دخالت پاپ در امور سیاسى - دنیوى مخالفت كرد. پاپ او را تكفیر نمود و چهل سال پس از مرگش، جسد او را از خاك درآورده و سوزاندند. جان براى نخستین بار كتاب مقدس را به زبان انگلیسى ترجمه كرد و پیروان او مردم را آموزش مى دادند. جان ویگلف با فحشأ و فساد و شرب مسكرات در میان روحانیون بشدت مخالفت كرد. دربار انگلستان از جان حمایت كرد و همین حمایت باعث شد تا افكار او بزودى گسترش یابد. (567) اقدامات و افكار جان ویگلف بود كه زمینه هاى نهضت لوتر و كالون را فراهم ساخت. عصیان مارتین لوتر علیه مذهب مندرس و كلیساى مرتجع كاتولیك بسیار ریشه دار و عمیق بود. او نفى و محو مطلق مذهب كاتولیك را خواستار شد. كالون در ادامه راه لوتر اقدامات مشابه و مؤثرى كرد. تعالیم كالون در فرانسه طرفداران بسیارى پیدا كرد. فرقه پروتستان در حدود نود میلیون نفر پیرو دارد كه اكثرا در آلمان، آمریكا و كشورهاى اسكاندیناوى سكونت دارند. كلیساى لوتر از كلیساى كاتولیك جدا است؛ و از لحاظ سلسله مراتب، اختلافاتى با آن دارد. زبان مذهبى پروتستانها، انگلیسى است.

مراسم و شعائر پروتستانها
مراسم و شعائر پروتستانها عبارت است از:
1- تعمید.
2- اعتراف غیر اجبارى
3- تناول و افطار
4- تلاوت كتاب مقدس.
5- حضور در كلیسا و قرائت ادعیه لوتر
6- ازدواج
اعیاد مذهبى پروتستانها با اعیاد كاتولیك ها یكى است. برخى آمار تعداد پروتستانها را در جهان به دویست و شش میلیون نفر مى رساند. محل اجتماع پروتستانها در انگلستان، اسكاتلند، استرالیا، آمریكا و كانادا مى باشد.

مارتین لوتر، رهبر و بنیانگذار فرقه پروتستان
لوتر در خانواده اى كارگرى بدنیا آمد. پدرش كارگر معدن بود. زندگى لوتر به شیوه معمول هر خانواده فقیر مى گذشت. او براى تأمین معیشت به كار پرداخت. فرد نیكوكارى مخارج تحصیل او را بر عهده گرفت. لوتر فلسفه و حقوق و ادبیات و موسیقى را تحصیل كرد. او در 22 سالگى دچار حادثه طوفان در دریا شد و نذر كرد اگر جان سالم به در ببرد، راهب خواهد شد. در سال 1505 میلادى راهب صومعه اوگوستن شد و در آنجا پنج سال در لباس راهبان درآمد و معلومات مذهبى كسب كرد. او به مقام كشیشى دست یافت. مردى حساس و داراى فكرى بلند بود و پیوسته از گناه و شیطان و عدل خداوند بیمناك بود. كشیشى كه اعترافات او را گوش مى داد، كوشش مى كرد كه خاطر شوریده او را آرامش بخشد. لوتر آناجیل و دیگر كتب مقدس را به دقت مى خواند و آنها را براى شاگردانش تفسیر مى كرد. لوتر متوجه فاصله بسیار زیاد پاپ و تشكیلات كاتولیك با مسیحیت اولیه گردید. او به بدعتهاى پاپ و روحانیون در دین عیسى پى برد. فروش بهشت و خرید گناهان عوام توسط روحانیون را شیطانى دانست. اشرافیت و رفاه فوق العاده روحانیون و همدستى آنان با قیصر و حكام دولتى را نتوانست تحمل كند. او در سال 1517 میلادى رسما با عقاید و شعائر رسمى كاتولیك درافتاد.

بدین سان لوتر باعث بیدارى و شورش مسیحیان آلمان و شمال اروپا گردید و انقلاب بزرگى علیه پاپ و كشیشان و كلیساى كاتولیك روم بپا كرد. در اكتبر 1517 اعلامیه رسمى خود را كه اعتراض نامه او علیه آمرزش و خرید گناهان و دیگر بدعتهاى كلیساى كاتولیك بود، صادر كرد. این اعلامیه اعتراضى در نود و پنج ماده بر بالاى دروازه كلیساى شهر وتین برگ آلمان آویزان شد. اعلامیه او در تمام مواد مستند به كتب مقدسه عهد عتیق و جدید بود. پاپ از این اعتراض به وحشت افتاد و او را در هفتم اوت 1518 میلادى به وسیله نامه اى، فراخواند. ولى لوتر این دعوت را نپذیرفت. پاپ در شوراى مذهبى لایپ زینك در حضور امپراطور آلمان شارل كن و اساقفه كاتولیك وى را به ارتداد و كفر محكوم كرد. امپراطور آلمان كه تازه به قدرت رسیده بود و از انقلاب لوتر مى ترسید، دستور پاپ را اجرا كرد. پاپ از لوتر خواست كه تا پایان فرصت 60 روزه مى تواند توبه كند و از عقاید اعتراضى خود دست بردارد. ولى لوتر نپذیرفت. پیروان او با جان و مال از وى حمایت مى كردند. لوتر نامه پاپ را به آتش كشید. پاپ او را مهدور الدم اعلام كرد و كتابهاى او از طرف اولیأ كلیسا و پاپ تحریم شد. اما على رغم این تكفیر و تحریم ها، بر تعداد پیروان لوتر افزوده مى شد و مطالعه آثار او در میان جوامع مختلف مسیحى با شدت تعقیب مى شد. انقلاب یا نهضت بزرگ پروتستانیزم در كشورهاى فرانسه، سویس، و... اوج گرفت. دهقانان آلمان علیه پاپ شورش كردند. لوتر با سى سال فعالیت مداوم، كلیساهاى پروتستان را در اروپا بنیاد نهاد و به اصلاحات عمیق مذهبى پرداخت.
مذهب او در اروپاى غربى و بسیارى از دیگر جاها مقبول شد. لوتر در سن 62 سالگى در سال 1546 میلادى درگذشت.

تفاوت هاى پروتستان با كاتولیك و ارتدكس
مصلحان پروتستان هیچ گونه اختلافى در محور «مسیح شناسى»، «عیسى خدایى» و «الهیات تثلیثى» با سایر مسیحیان نداشتند و همه ى آنها «اعتقاد نامه ى نیقیه» و سایر اعتقادنامه ها را تصدیق مى كردند و آموزه ى «تجسّد خدا» و «تثلیث الوهیت» را كاملا قبول داشتند; در عوض در برخى مسائل اعتقادى و آیین هاى مذهبى راه خود را از دیگر مسیحیان جدا كرده بودند كه برخى از آنها عبارتند:

1- یكى از مهم ترین محورهاى اختلاف میان پروتستان با دو شاخه ى دیگر، مسئله «حجیت كلیسا» است. پروتستان ها معتقدند كه «كتاب مقدس و، تنها كتاب مقدس، حجت است. » در حالى كه كلیساى كاتولیك معتقد است كه: «مرجع تشخیص عقایدِ صحیح و واسطه ى فیض، كلیسایى است كه سلسله ى مراتب اسقف هایش، به رسولان و در نهایت به مسیح برسد». طبق سخن كاتولیك ها كتاب مقدس باید به وسیله ى كلیسا و پاپ تفسیر گردد، در حالى كه از نظر پروتستان ها كتاب مقدس به هیچ مفسّرى نیاز ندارد و هر شخص مسیحى مى تواند خود به كتاب مقدس مراجعه و آموزه هاى عقیدتى و احكام عملى را از آن استفاده كند. كلیسا جماعت مؤمنان است و رئیسى جز مسیح ندارد; بنابراین هیچ فرد و نهادى واسطه ى فیض نیست. كلیساى كاتولیك و ارتدكس، در بحث حجیت كلیسا دو نكته را مطرح مى كردند:
ـ غیر از كتاب مقدس، تعالیم شفاهى دیگرى از حضرت عیسى باقى مانده و سینه به سینه نقل شده است.
ـ كلیسا معصوم است و هرگاه در موضع فتوا دادن قرار مى گیرد، با تأیید «روح القدس» از خطا در امان مى ماند. پروتستان ها هر دو امر را بى دلیل مى دانند.

2- كلیساى كاتولیك «فیض خداوند» و «اعمال صالح» را شرط سعادت بشر مى داند. اعمال نیك عبارت اند از: احكام خدا، یعنى احكام ده گانه ى عهد عتیق و اخلاق كامل مسیحیت. اخلاق مسیحیت قوانین عملى مشخصى است كه برعهده اشخاص گذاشته مى شود; مانند حضور در مراسم كلیسایى، شركت در عشاى ربانى، حضور براى اعتراف به گناه و مواردى دیگر. اما پروتستان ها در حصول نجات، «ایمان» را كافى مى دانند. مارتین لوتر معتقد بود كه: «وقتى خدا فردى را مى پذیرد، او را تغییر مى دهد. پس اعمال صالح نتیجه ى ضرورى ایمان است.
3- اختلاف دیگر در مسئله ى «عشاى ربّانى» است. كاتولیك ها این آیین را به منزله ى تقدیم قربانى به خداوند مى دانند كه لازم است تحت اشراف روحانیان انجام پذیرد. به علاوه، بر این مطلب پاى مى فشارند كه در مراسم عشاى ربانى، «نان و شراب» حقیقتاً و ذاتاً به «خون و گوشت مسیح» تبدیل مى شود و این آموزه را «تبدّل جوهر» مى نامند. اما لوتر هر دو مطلب را رد نمود و معتقد بود كه خداوند در همه جا حضور دارد و در نظریه ى «هم ذات شدن با خدا» این نكته را مطرح كرد كه خداوند از همان اول در اجزاى نان و شراب حضور داشته است. البته اصلاح گران سوییسى هم چون تسوینگلى به این باور رسیدند كه نان و شراب صرفاً نماد حضور مسیح در آیین عشاى ربانى هستند.
4- یكى دیگر از موارد اختلاف، مسئله ى «اعتراف» است. شخص گناهكار مقابل كشیش مى ایستد و اعتراف خود را در حالى كه سرش را به موازات كمربند كشیش خم كرده، اظهار و اعلام پشیمانى مى كند. كشیش نیز شخص توبه كننده را به تناسب بزرگى گناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مكلّف مى سازد. كلیساى پروتستان مخالفت خود را با اعترافات و آمرزش گناهان به دست كشیش و با شفاعت خواستن از مقدسات اعلام كرده است. 5- كاتولیك ها به «برزخ» اعتقاد دارند. برزخ جایگاهى است كه مؤمنان گناهكار، یعنى كسانى كه پس از تعمید گناه كرده و مجازات دنیوى مقرّر را تحمل نكرده اند، پس از مرگ مدتى در آن جا كفاره ى گناهان را مى گذرانند. ارتدكس ها هم به برزخ اعتقاد دارند ولى چنین اعتقادى نزد پروتستان ها پذیرفته نیست.
6- كاتولیك ها مناصب كلیسایى را به 7 رتبه تقسیم مى كنند، اما پروتستان ها و ارتدكس ها مناصب را تنها سه رتبه مى دانند: اسقفى، كشیشى و شمّاسى. به علاوه، لزوم تجرّد كشیشان را هم انكار مى كنند. لوتر تأكید مى كرد كه باید به كشیشان اجازه ى زناشویى داده شود.
7- دعا براى مردگان، كه در كلیساى كاتولیك و ارتدكس تجویز شده است و سبب دریافت احتمالى نور الهى است، در كلیساى پروتستان فاقد ارزش است. به گفته ى لوتر، زیارت اماكن مقدس، روزه و برگزارى مراسم دعا براى مردگان، باید منسوخ شود.
8- تصاویر شخصیت هاى مقدس كلیسایى و فرشتگان، از دیرباز مورد احترام فوق العاده كلیساى كاتولیك بوده و طبق تعالیم رسمى كلیسایى، احترام به تصاویر، تنها در صورتى كه به قصد احترام به شخص صاحب تصویر باشد، جایز است. پروتستان ها وجود تماثیل و تصاویر در كلیسا را جایز نمى دانند و این گونه احترام را پرستش تلقى مى كنند. امروزه بیش از نیمى از مسیحیان جهان پیرو كلیساى كاتولیك، حدود 30% تابع كلیساى پروتستان و 15% پیرو كلیساى ارتدكس هستند. كشورهاى آلمان، هلند، فرانسه، نروژ، سوئد، دانمارك، فنلاند، سوییس، آمریكا، كانادا، نیوزیلند، استرالیا و آفریقاى جنوبى از كشورهایى هستند كه پروتستان در آن جا طرف داران بیشترى دارد. در حال حاضر تمام گرایش هاى پروتستانى به آمریكا راه یافته اند و این كشور از مهم ترین مراكز پروتستان به شمار مى آید. در سده ى اخیر، پروتستان ها تبلیغات مسیحیت را در ایران سازمان دهى كرده اند.

منبع: http://www.tahoordanesh.com/docs/72e881012049.php



جزیره جاوه

جاوه ، پرجمعیت ترین جزیرة جهان و مهم ترین جزیرة کشور اندونزی * . جاوه از جزایر سونداراجا (سوندای بزرگ ) است . این جزیره در ْ105 تا ْ114 طول شرقی و ْ6 تا َ30 8 عرض جنوبی ، تقریباً در قلب مجمع الجزایر اندونزی ، قرار دارد و پنجمین جزیرة وسیع این کشور است که 7% از خاک آن را شامل می شود (مظفری ، ص 15؛ ژرار و روف ، ص 9). شهر جاکارتا، پایتخت اندونزی (در مغرب جاوه و ساحل شمالی آن ) و جزیرة مادورا ــ که به سبب نزدیکی و ارتباط فراوانش با جاوه مساحت و جمعیت این دو جزیره معمولاً با هم ذکر می شوند ــ در شمال جاوه است ( رجوع کنید به الموسوعة العربیة العالمیة ، ج 8، ص 173؛ > کتاب سال جهان اروپا 1999 < ، ج 1، ص 1774).




ادامه نوشته

نامگذاری آسیا و اروپا

نامگذاری آسیا و اروپا

ریشه ی تاریخی این دو قاره به آشوریان ساکنین بین النهرین بر می گردد و آنان جهان شناخته شده ی خود را به دو قسمت کرده بودند :
1- سرزمین هایی که جایگاه طلوع آفتاب ( شرق ) بود را « Acu » آسو به معنی روشنی و نور نامیدند ( آسیا )
2- سرزمین هایی که در محل غروب خورشید ( مغرب ) قرار داشت « Earb » به معنی تاریکی نام نهادند ( اروپا )
یونانیان باستان نیز این اصطلاحات را ابتدا برای سرزمین های یونان و ترکیه امروز پذیرفتند و سپس آن را برای سرزمین آسیا و اروپا به کار برده اند .

'گلسنگ چیست؟

گلسنگ چیست ؟

گلسنگ ها گیاهانی هستند که ریشه و برگ و گل ندارند ولی با وجود اینکه برگ و گل ندارند و دارای ظاهر خاکستری روشن و سفید رنگی هستند ، هنگامی که خیس و مرطوب شوند می توانند به رنگ سبز روشن تغییر رنگ داده و ظاهر کاملاً جذاب و شگفت انگیزی پیدا کنند . تا به حال تقریباً در حدود شانزده هزار نوع گلسنگ شناخته شده است که از بیابان های سوزان گرفته تا روی صخره های یخبندان و بسیار سرد منطقه ی قطب جنوب می رویند . گلسنگ ها می توانند در نقاط متروکه ، بر روی سنگ ها و صخره های عریان ، خاک ، چوب های پوسیده و همچنین بر روی درخت ها بروید و حتی در سرما و گرما و رطوبت یا خشکی به زندگی خویش ادامه بدهد . تنها نقطه ای که گلسنگ ها تقریباً وجود ندارند ، در نزدیکی شهرهاست زیرا این قبیل مناطق ، در اثر دود ، گرد و غبار و خاک و گاز زغال سنگ ، تلف می شوند و از میان می روند . در نتیجه می توانیم بگوییم که گلسنگ ها از دو گیاه به وجود می آیند که همزمان با یکدیگر رشد و نمو می کنند . دو گیاه مزبور ، یکی جلبک است و دیگر قارچ می باشد . قسمت بیشتر گلسنگ ها را ماده قارچی خاکستری رنگی ( که به صورت (( رشته طناب )) است ) تشکیل می دهد و در میان قارچ های فیبری ( یا سلول های سبز روشن جلبک ها ) قرار دارند . جلبک ها گیاهانی سبز رنگ می باشند . یعنی کلروفیل دارند و به همین جهت است که قادر هستند غذای خودشان را تهیه کنند . لیکن قارچ ها سبز رنگ نیستند و به عبارت دیگر ، فاقد کلروفیل می باشند و در نتیجه قادر نیستند غذای خودشان را تأمین نمایند . بنابراین ، گلسنگ های قارچی از مواد غذایی جلبک ها تغذیه می کنند و جلبک ها نیز از آبی که به وسیله قارچ ها جذب گردیده است استفاده می نمایند . آب مورد بحث ، خودش محافظ و پناهگاه جلبک ها می باشد . گلسنگ ها خیلی به آهستگی رشد می کنند ولی عمری طولانی دارند . چنین به نظر می رسد که بعضی از انواع گلسنگ ها حتی عمری دو هزار ساله دارند . در بعضی از گلسنگ ها ، قارچ هایی هستند که(( هاگ )) تولید می نمایند .
لیکن بسیاری از انواع گلسنگ ها در نتیجه شکسته شدن تکه های بسیار ریز آن به وسیله باد به نقاط جدیدی حمل می شوند .


یا به وسیله قسمت ویژه ای از آن ( که به آسانی قطع گردیده است ) گلسنگ دیگری را به وجود می آورند و به این صورت تکثیر می شوند .
گلسنگ ها تنها گیاهانی هستند که قادر می باشند بر روی صخره های عریان رشد و نمو کنند .
این گیاه ذرات روی سنگ ها را سست کرده و با گلسنگ های فاسد شده لایه نازکی از خاک را به وجود می آورد که گیاهان دیگری نیز می توانند روی آن رشد نمایند .
خزه چیست ؟
در جنگل های سایه دار و مرطوب ، گیاهان کوچکی می رویند که گویی سطح زمین را با فرش سبز رنگی گسترده اند .
این گیاهان کوچک مورد بحث ، همان گیاهانی هستند که مردم به آنها اسم (( خزه )) داده اند .
خزه ها ( بر خلاف گیاهانی مانند نخود و لوبیا ) دارای ریشه و گل نیستند ولی رشته های کوچکی دارند که روی خاک رشد نموده و یا در زمین فرو می روند .
این رشته ها آب و غذا را از خاک جذب می نمایند . خزه ها وسایلی را که بتواند آب را در داخل بدن آنها حفظ کند ، ندارند .
به همین جهت ، هر جا که قسمتی از سطح زمین مرطوب باشد ، خزه ها نیز بدون درنگ و بدون هیچ گونه مقدماتی ، در همان جا رشد می نمایند .
به همین علت است که خزه بر روی قسمت مخصوصی از درخت ( که معمولاً نور آفتاب بر آن نمی تابد یا خیلی کم می تابد ) می روید .
بعضی از خزه ها بر روی سطح سنگ های مرطوب می رویند و هنگامی که سنگ ها رطوبت خود را از دست دادند ، خزه ها هم خشک می شوند ولی نمی میرند .
در چنین وضعیتی ، در صورتی که سنگ مزبور دوباره مرطوب گردد ، خزه ها هم مجدداً بر روی آن سبز می شوند و زندگانی تازه ای را آغاز می کنند .
خزه ها صدها نوع گوناگون دارند که یکی از انواع آنها ( که تشخیص دادنش هم آسان است ) خزه سفید می باشد .
(( خزه سفید )) در نواحی مرطوب و به صورت یک توده انبوه به رنگ سبز کم رنگ و به شکل ته سنجاق مشاهده می گردند .
یکی از بزرگ ترین انواع خزه ها ، اصطلاحاً به (( خزه کلاه مویی )) شهرت پیدا کرده است .
علت این نام گذاری آن است که در این نوع خزه ، کلاهی که تخمدان خزه را در بر گرفته است ، کرک دارد و شبیه یک (( کلاه مویی )) می باشد .
یک نوع خزه دیگر هست که رنگ سبز مایل به خاکستری روشن دارد و در کنار دریاچه ها یا استخرها و جرگه های آب و خاک های باتلاقی مشاهده می شود .
این نوع خزه ( که اتفاقاً فوق العاده فراوان و زیاد است به طوری که به شکل باتلاق به نظر می رسد ) خزه (( اسفاگنوم )) نامیده می شود .
برگ های این خزه دارای حفره های بزرگی ( شبیه لانه زنبور ) است . این حفره ها آب را در خودشان ذخیره می کنند .
به همین جهت است که باغبان ها برای مرطوب نگه داشتن محیط گیاهان ، این قبیل خزه را مورد استفاده قرار می دهند .
در جنگ جهانی اول ، این خزه را جهت زخم بندی به کار می بردند زیرا قادر است مایعات را به خود جذب کند .
در عین حال ، از این نوع خزه ها در آکواریوم های خانگی ، پوشش بسیار جالبی درست می کنند و به عنوان (( دکور )) استفاده می نمایند .
خزه ها از تجزیه ی خزه های دیگر و سایر گیاهانی که رو به فاسد شدن نهاده اند به وجود می آیند .
در بسیاری از کشورها ، هنگامی که خزه ها خشک می شوند ، آنها را به عنوان (( سوخت )) مورد استفاده قرار می دهند .
واژه (( خزه )) به معنای درست و صحیح خودش به کار برده نمی شود . مردم کشور اسپانیا هر گیاهی را که گل می دهد (( خزه )) می نامند ( حتی اگر خزه نباشد ) .
در زبان مردم ایرلند نیز هر چیزی که به معنای (( خار و خس دریا )) باشد ، خزه اسم گذاری کرده اند .

منبع : بیشتر به من بگو چرا ؟ 
آرکادی لئوکوم

عکس پوشش گیاهی توندرا

پوشش گیاهی توندرا

      

تاریخچه ی کانال سوئز

کانال سوئز

 

 

وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿50﴾ البقرة

 

و هنگامى كه دریا را براى شما شكافتيم و شما را نجات بخشيديم و فرعونيان را در حالى كه شما نظاره

مى‏كرديد غرق کردیم

 

مشخصات کانال سوئز


كانال سوئز آبراهه‌اي كشتي‌رو به طول 166 كيلومتر است كه درياي سرخ را به درياي مديترانه پيوند مي‌دهد. كمترين پهناي اين كانال، 55 متر و كمترين ژرفاي آن 12 متر است. اين كانال زير نظر فرديناند دولسپس، مهندس فرانسوي، از بندر سعيد تا خليج سوئز ساخته شد و در 17 نوامبر 1869 ميلادي پس از 11 سال كوشش هزاران كارگر گشايش يافت  ا ین کانال دریای مدیترانه را به آبهای وسیع آسیا از طریق دریای سرخ مربوط می سازد. بدون این کانال یک کشتی باربری ازمقصد ایتالیا به سنگاپورمجبور به دور زدن جنوب افریقا می باشد واین عمل زمان وفاصله را دو برابر می کند. مسافران در این کانال معموﻷ ازدیدن منظره بی انتهای تانکرها , کشتیهای حمل بار و دگر کشتیهای اقیانوس پیما دچار شگفتی بی حدی می شوند

 


تاریخچه کانال سوئز  

 

طرح اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ به زمانهای قدیم و تمدن های کهن باز می گردد. قبل از کانال سوئز کنونی، مصریان باستان با راه انداز راه های قایق رو، ارتباط میان دریای سرخ به رود نیل را مهیا کرده بودند. یکی از اولین تلاشهای موثر برای ساخت یک کانال ارتباطی در زمان یکی از فرعون های مصر بنام" نیچو" که در قرن ششم قبل از میلاد می زیسته صورت گرفته است که هنگام حمله پارسیان به مصر، داریوش اول دستور کامل کردن این کانال را صادرنمود.

حدود سال 1800 پس از میلاد به دستور ناپلئون مسئله اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ به منظور کوتاه تر کردن مسیر ارتباطی با هند دوباره بررسی شد. در آن زمان محاسبات یکی از مهندسان فرانسوی نشان داد که اختلاف ارتفاع آب میان دو دریا در حدود 10 متر می باشد و راه اندازی یک کانال معمولی می تواند باعث ویران شدن بسیاری از سرزمین های اطراف شود. اما بعدها مشخص شد که محاسبات قبلی درست نبوده و کنسول فرانسه در قاهره که به مهارت در حفاری کانال شهرت داشت تضمین داد که می توان کانال بزرگی برای برقراری ارتباط میان این دو دریا درست کرد.

در سال 1859 کارگران مصری شروع به کار کردند پس از گذشت 18 سال کار ساخت کانال به پایان رسید. به دنبال آن در سال 1869 کانال، بصورت رسمی توسط امیر اسماعیل افتتاح شد. از روسای سراسر جهان (فرانسه، انگلستان، روسیه و ...) برای افتتاح کانال دعوت شد .


1956 سال بحران در کانال سوئز بود. در جولای آن سال جمال عبدالناصر ریئس جمهور وقت مصر در میدان شهر اسکندریه اعلام کرد که این کانال بین المللی می باشد. قرار بر این شد تا درآمد حاصل از عبور و مرور کشتی ها از این کانال صرف ساختن یکی از سدهای بزرگ و نیمه کاره در مصر شود که برای آن قبلا" مصر وام های زیادی دریافت کرده بود. دو ماه پس از گذشت این ماجرا نیروهای اسرائیل، انگلیس و فرانسه بر علیه مصر دست به اقدام نظامی زند که خیلی زود بر اثر فشار های بین المللی مجبور به عقب نیشینی شدند و جمال عبدالناصر پیروز این میدان شد.

این کانال در سال 1967 به مدت شش روز به دلیل حمله اسرائل به قسمتی از خاک مصر بسته شد و به دنبال آن تا سال 1973 که جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد بارها ترمیم گشت. پس از دوسال که به علت جنگ کانال بسته بود مجددا" در سال 1975 بازگشایی شد.

امروزه کانال سوئز علاو بر آنکه بطور متوسط گذرگاه بیش از 50 کشتی در روز می باشد، اقامتگاه بسیار مفرحی برای توریست ها نیز می باشد

 

 

ملي شدن كانال سوئز

 

در روز 26 ژوييه سال 1956 ميلادي جمال عبدالناصر، رئيس جمهور مصر رسما كانال سوئز را ملي اعلام كرد. ناصر اين تصميم را براي تامين مالي اجراي طرح هاي عمراني مصر اتخاذ كرد.

 

 

حفر کانال سوئز بدستور داریوش

 

 

 

کانال سوئز که توسط دانشمند توانای ایرانی آرته در اواخر قرن ششم پیش از میلاد و به فرمان داریوش بزرگ حفر گردید و افتخاری همیشگی را برای ایرانیان ثبت نمود.داریوش بزرگ باتوجه به اهمیت راههای دریایی به ویژه راه دریایی بین ایران و مصر که در آن زمان جزو کشورهای تابعه امپراتوری هخامنشی بود دستور داد کانالی بین دریای مدیترانه و دریای سرخ از راه رود نیل حفر شود تا کشتی های تجاری و نیز ناوگان دریایی ایران به راحتی از آن عبور کرده و راه کوتاهتری بین ایران و مصر پیموده شود.

 

به یاد بود این افتخار بزرگ لوحه یادبودی به زبانهای،پارسی،عیلامی،بابلی و مصری در آنجا نصب گردید.

این کتیبه در سال 1866 هنگام حفر کانال جدید در 33 کیلومتری کانال کنونی یافته شد.

 

«منم داریوش ،شاه شاهان،شاه کشورهایی که تمام نژادها را در خود دارد.شاه این سرزمین بزرگ با مرزهای فراخ.من پارسی هستم و به همراه پارسیان مصر را گرفتم.دستور دادم تا این کانال را از دنبال نیل که در سرزمین مصر جاریست تا دریایی که پارسیان به آنجا روند بکنند.این کانال کنده شد همانگونه که فرمان دادم.وکشتیها از مصر به سوی ایران روانه شدند چنانکه اراده من بود.»

 

 

 

کشف قاره ی امریکا


حتماً تا ازتون مي پرسن كاشف قاره آمريكا كيه فوري جواب مي ديد: «كريستف كلمب» 

    ولي آخه يكي نيست بگه مگه كشفي كه آدم خودش ندونه كه چي كشف كرده مي شه كشف
    هر چه كه هست فعلاً سند شش دانگ كشف قاره آمريكا به نام «كريستف كلمب» زده شده و هيچ جور هم تغييرپذير نيست. اما داستان اين كشف از اين قرار است:
    كريستف در سپتامبر سال ۱۴۵۱ ميلادي در شهر بندري «جنوا» در ايتاليا متولد شد. پدرش تاجر پشم بود و مادرش «سوزانا» دختر يك بازرگان.
    كلمب تحصيلات رسمي نداشت و جالب اين كه تا سن ۲۴ سالگي هم خواندن و نوشتن نمي دانست اما چون آرزو داشت كه دريانورد شود با هر سختي كه بود اين كمبود علمي را جبران كرد و خواندن و نوشتن را ياد گرفت و باسواد شد.
    كريستف براي نخستين بار در سال ۱۴۷۶ ميلادي با يك گروه بازرگاني به اقيانوس اطلس سفر كرد ولي در اين سفر بدشانسي آورد. دزدان دريايي به كشتي آنان حمله كردند و كشتي را آتش زدند. از آنجا كه در آن زمان آتش نشاني نبود، كل كشتي از بين رفت. تازه اگر هم آتش نشاني بود از كجا مي دانست كه وسط اقيانوس اطلس يك كشتي آتش گرفته!
    كشتي از بين رفت و كريستف كلمب هم كه مي خواست هر جور شده تا آخر عمرش كاري انجام دهد كه اسمش در تاريخ ثبت شود، با زحمت زياد شش مايل در دريا شنا كرد و توانست جان سالم به در ببرد و خودش را به ساحل برساند. ولي با اين شكست، كريستف از سفر به اقيانوس و دريانوردي نااميد نشد و دلش مي خواست هر طور شده به هند برود.
    در آن زمان، اروپايي ها براي سفر به هند فقط يك راه داشتند آن هم حركت به سمت جنوب و دور زدن قاره آفريقا از كنار دماغه «اميد نيك» و رفتن به شرق در طول اقيانوس هند بود. كلمب كه دلش مي خواست كار خارق العاده اي انجام دهد تا هر طور شده اسمش در تاريخ بماند، گفت: من نمي خواهم از اين راه به هند بروم بلكه مي خواهم با حركت مستقيم از اروپا به طرف غرب بروم و و از آنجا به آسيا برسم.كلمب در سال ۱۴۸۵ ميلادي طرح خودش را به دربار پرتغال داد و پيشنهاد كرد كه به پشتوانه كمك اين كشور در جزاير هند، اكتشاف كند اما كارشناسان پادشاه بعد از بررسي به اين نتيجه رسيدند كه اين خط سفر، خيلي طولاني تر از آن چيزي است كه كلمب ادعا مي كند و اين جور بود كه درخواستش را قبول نكردند.
    كلمب از پرتغالي ها نااميد شده بود اما آنقدر زبل بود كه به اسپانيا، رقيب سياسي آن زمان پرتغال، پناه برد تا از حاكمان آن كشور كمك بگيرد، اما هفت سال طول كشيد تا كلمب بتواند نقشه خودش را به متخصصان دربار اسپانيا بقبولاند. در نهايت قرار براين شد كه نيمي از بودجه سفر را سرمايه داران ايتاليايي و بقيه هزينه را دولت اسپانيا به كلمب بدهد.سرانجام در غروب روز سوم اوت سال ۱۴۹۲ ميلادي، كريستف كلمب به همراه سه كشتي و ۹۰ نفر خدمه براي حركت به هند راه افتاد. آنان بعد از يك توقف كوتاه در جزاير قناري (آفريقا) رهسپار اقيانوس شدند. مسافرت آنان پنج هفته طول كشيد و بالاخره در ۱۱ اكتبر ديده بانان وجود يك خشكي را اعلام كردند. فرداي آن روز يعني ۱۲ اكتبر ۱۴۹۲ ميلادي كلمب و يارانش به خشكي رسيدند.آنان فكر كردند به هند رسيده اند. كلمب بيستم مه سال ۱۵۰۶ در سن ۵۷ سالگي در اسپانيا درگذشت ولي تا آخر عمرش نفهميد كه جايي را كه كشف كرده، آمريكاست. هيچ وقت هم نفهميد كه در تاريخ از او به عنوان كاشف آمريكا نام خواهند برد.
    حالاببينيم چه شد و چه كسي فهميد كه آنجا آمريكاست.
    «امريكو وسپوچي» كه يك دانشمند شكل شناس بود، از همان راهي كه كلمب رفته بود، به همان سرزميني كه كلمب رفته بود، رفت ولي با ديدن مردم آنجا و از روي شكل ظاهري شان و با توجه به علمي كه داشت و همين طور از روي سفرنامه ماركوپولو كه در آن، ماركوپولو خصوصيات هندي ها را به طور كامل شرح داده بود، فهميد جايي كه كريستف كلمب رفته، هند نيست بلكه يك سرزمين جديد است.بعدها هم به خاطر احترام به «امريكو وسپوچي» اسم آن قاره را آمريكا گذاشتند.
    به خاطر تقدير از كريستف كلمب هم نام كلمبيا را از اسم اين دريانورد پرتلاش و با انگيزه گرفتند.

    اين بود جريان كشف قاره آمريكا.                                  دیرینه روز


دیوار بزرگ چین


 دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود ، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است . این دیوار در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال 1987 در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 9 قبل از میلاد باز می گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد . در دوره حکمرانی سلسله های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال 221 قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در این زمان طول دیوار چین به 5000 کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به 10 هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به 50 هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .


دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال 1368 – سال 1644 ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن 9 استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول 7300 کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند. دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای
ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه
قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان 10 متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن 4 -5 متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود . طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن
دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله
آگاه می شدند . اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه ها همانند اژدهایی
در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".

گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند . برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال 1987 میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

                                                                            دیرینه روز

قطب جنوب غنی ترین ناحیه ی جهان

قطب جنوب">

قطب جنوب



علیرغم سرمای فوق العاده ، اقیانوسی که قطب جنوب را احاطه کرده غنی ترین ناحیه جهان از نظر حیات است . طی ماههای تابستان ، گیاهان میکروسکوپی پراکنده شده برای گروههای بزرگ کریل ها غذا فراهم می آورند و اینها به نوبه خود غذای پنگوئنها ، سیلها و والها را فراهم می کنند . اکثر حیوانات قطب جنوب در تابستان تولید مثل می کنند اما پنگوئنهای امپراطور در پاییز تخم گذاری می کنند و نرها در طی سردترین ماههای سال روی تخم ها می خوابند. دریاهای پوشیده از یخ اطراف قاره قطب جنوب ، خانه گونه های بسیاری از حیوانات است.

img/daneshnameh_up/c/c8/vserm0713.jpg



قطب جنوب قاره ای است که کاملاَ توسط دریا احاطه شده است . لایه یخی قطب جنوب اکثر زمین را می پوشاند در حالیکه روی قطعه سنگهای یکدست کشیده است . مساحتی بالغ بر 13 میلیون کیلومتر مربع (5 میلیون مایل مربع) را در بردارد و 4000 متر (13000 پا) عمق را دارا می باشد.


یخ دریا">

یخ دریا


یخ دریای حقیقی زمانی شکل می گیرد که روی دریا یخ می زند . ضخامت این لایه یخ بیش از 5 متر (15پا) نمی باشد . در حین زمستان شمال ، یخ دریا تقریباَ 7/11 میلیون کیلومتر مربع (5/4 میلیون مایل مربع) را در اقیانوس منجمد شمالی پوشش می دهد . در قطب جنوب یخ دریا در زمستان حدوداَ 19 میلیون کیلومتر مربع (5/7 میلیون مایل مربع) از اقیانوس اطراف قطب جنوب را پوشش می دهد . همانطور که دریا یخ می زند ، یخ جلویی به سمت جلو شروع به حرکت ، حدود 4 کیلومتر (5/2 مایل) در روز می نماید.

کوه یخی و جزایر یخی">

کوه یخی و جزایر یخی


وقتی که قسمتی از یخچچال وارد دریا می شود و می شکند به شکل یک کوه یخی و جزیره یخی در می آید . آنها می توانند صدها یارد کلفتی داشته باشند ، اما فقط یک دهم قد آنها قابل رویت در بالای سطح دریا می باشد . در قطب جنوب ، بعضی جزایر یخی مساحتی بیش از 1036 کیلومتر مربع (400 مایل مربع) را دارا می باشند.


img/daneshnameh_up/5/50/ghotb.jpg


حیات قطبی">

حیات قطبی



در قطب شمال و جنوب ، شکار کردن یکی از اثرات مخرب بر روی حیات وحش می باشد . بسیاری از حیوانات قطبی شامل والها ، شیران دریایی و پنگوئنها برای گوشتشان شکار می شدند . قبل از روزهای روشنایی با برق ، آنها برای چربیشان نیز شکار می شدند که این چربیها برای لستفاده در چراغهای روغن سوز تبدیل به روغن می شدند . جمعیت والها از همه ، بیشتر زجر کشید و تعداد آنها بصورت مصیبت باری کاهش پیدا کرد . وقتی که بازار روغن چراغ از بین رفت ، کشتار والها برای گوشتشان ادامه پیدا کرد . در 1994 اقیانوس اطراف قطب جنوب منطقه محافظت شده ای برای والها معین شد . بدون تهدید به شکار شدن ممکن است جمعیت والها بازسازی شود . برای این منظور انتظار چندین دهه می رود ، در هر حال این بخاطر نسبت زاد و ولد آهسته آنها می باشد.

انرژی ، صنایع و حیات">

انرژی ، صنایع و حیات


از بین رفتن سایر منابع طبیعی نیز می تواند برای حیات جانوران تهدید کننده باشد . قطب شمال و قطب جنوب هر دو ذخایر عظیمی از نفت ، گاز طبیعی ، زغال سنگ و مواد معدنی هستند . تا بحال ، سرمایه مواد معدنی قطب جنوب دست نخورده باقی مانده است . با این وجود ، در قطب شمال ، صنایع اصلی ، استخراج گاز و نفت می باشد . یکی از مهمترین مناطق تولید نفت ، دریای بیفورت نزدیک آلاسکای شمالی می باشد . نفت از بستر عمیق دریا به بالا رانده می شود و سپس از میان آلاسکا توسط خطوط لوله به بندری در اقیانوس آرام به اسم ولدز ، پمپ می شود . هر جا که نفت انتقال می یابد ، خطر مسدود شدن یا آلودگی وجوددار . در بیست و چهارم مارس 1989، تانکر نفت راکسان ولدز 42 میلیون لیتر (11 میلیون گالن) نفت خام را در آبهای پرنس ویلیام سوند ، در ساحل جنوبی آلاسکا ، وارد کرد . و میلیونها حیوان شامل سمورهای دریایی و عقابهای سرسفید را بصورت مصیبت باری کشت .