کاربرد های انرژی هسته ای


کاربردهای انرژی هسته ای


انرژی هسته ای کاربرداری زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته ای به تمامی انرژی های دیگر قابل تبدیل است ولی هیچ انرژی به انرژی هسته ای تبدیل نمی شود .موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته ای در زیر آورده می شود .
 

نیروگاه هسته ای:
نیروگاه هسته ای (Nuclear Power Station) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته ای اساساً گرما تولید می کند از گرمای تولید شده رآکتور های هسته ای برای تولید بخار استفاده می شود از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربین ها و ژنراتور ها که نهایتاً برای تولید برق استفاده می شود .
 

بمب های هسته ای:
این نوع بمب ها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترین های جهان محسوب می شود. دارندگان این نوع بمبهاجزو قدرت های هسته ای جهان محسوب می شود .
 

پیل برق هسته ای Nuelear Electric battery:
پیل هسته ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است ساده ترین پیل ها شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترون های سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون ها اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می باشد .
 

کاربردهای پزشکی: كاربردهاي انرژي 
هسته‌اي
در پزشکی تشعشعات هسته ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:
    • رادیو گرافی
    • گامااسکن
    • استرلیزه کردن هسته ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو های هسته ای
    • رادیو بیولوژی

کاربرد انرژی هسته ای در بخش دامپزشکی و دامپروری :
تکنیکهای هسته ای در حوزه دامپزشکی موارد مصرفی چون تشخیص و درمان بیماریهای دامی ، تولید مثل دام ، اصلاح نژاد و دام ، تغذیه ، بهداشت و ایمن سازی محصولات دامی و خوراک دام دارد.
 

کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب :
تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.
 

کاربردهای کشاورزی:
تشعشعات هسته ای کاربرد های زیادی در کشاورزی دارد که مهم ترین آنها عبارتست از:
• موتاسیون هسته ای ژن ها در کشاورزی
• کنترل حشرات با تشعشعات هسته ای
• جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما
• انبار کردن میوه ها
• دیرینه شناسی )باستان شناسی) و صخره شناسی )زمین شناسی) که عمر یابی صخره ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.
 

کاربردهای صنعتی:
در صنعت کاربردها ی زیادی دارد از جمله مهمترین آنها عبارتند از:
• نشت یابی با اشعه
• دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)
• سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار
• سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات
• چگالی سنج موادمعدنی با اشعه
• کشف عناصر نایاب در معادن
 

تکنیکهای هسته ای بر کشف مینهای ضد نفر نیز کاربرد دارد. بنابرین ، دانش هسته ای با این قدرت و وسعتی که دارد، هر روز بر دامنه استفاده از فناوری هسته ای و بویژه انرژی هسته ای افزوده می شود. کاربرد انرژی در بخشهای مختلف به گونه ای است که اگر کشوری فناوری هسته ای را نهادینه نماید، در بسیاری از حوزه‌های علمی و صنعتی ، ارتقای پیدا می کند و مسیر توسعه را با سرعت طی می نماید.

انرژی هسته ای در پزشکی هسته ای و امور بهداشتی:
در کشورهای پیشرفته صنعتی ، از انرژی هسته ای به صورت گسترده در پزشکی استفاده می گردد. با توجه به شیوع برخی از بیماریها از جمله سرطان ، ضرورت تقویت طب هسته ای در کشورهای در حال توسعه ، هر روز بیشتر می شود. موارد زیر از مصادیق تکنیکهای هسته ای در علم پزشکی است:
تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته ای
تهیه و تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیرویید و درمان آنها
تهیه و تولید کیتهای هورمونی
تشخیص و درمان سرطان پروستات
تشخیص سرطان کولون ، روده کوچک و برخی سرطانهای سینه
تشخیص تومورهای سرطانی و بررسی تومورهای مغزی ، سینه و ناراحتی وریدی
تصویر برداری بیماریهای قلبی ، تشخیص عفونتها و التهاب مفصلی ، آمبولی و لختههای وریدی
موارد دیگری چون تشخیص کم خونی ، کنترل رادیو داروهای خوراکی و تزریقی و ...

کاربرد انرژی هسته ای در تولید برق : انرژي هسته اي
یکی از مهم ترین موارد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ، تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی است. با توم به پایان پذیر بودن منابع فسیلی و روند رو به رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی ، استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق را امری ضروری و لازم می دانند و ساخت چند نیروگاه اتمی را دنبال مینماید.
ایران هر ساله حدودا به هفت هزار مگاوات برق در سال نیاز دارد. نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات برق را در صورت راه اندازی تامین می نماید. و احداث نیروگاههای دیگر برای رفع این نیازی ضروری است. برای تولید میزان برق حدود 190 میلیون بشکه نفت خام مصرف می شود. که در صورت تامین از طریق انرژی هسته ای سالیانه 5 میلیارد دلار صرفه جویی خواهد شد.

برتری انرژی هسته ای بر سایر انرژیها:
علاوه بر صرفه اقتصادی دلایل زیر استفاده از انرژی هسته ای را ضروری مینماید. منابع فسیلی محدود بوده و متعلق به نسلهای آتی میباشد. استفاده از نفت خام در صنایع تبدیل پتروشیمی ارزش بیشتری دارد. تولید برق از طریق نیروگاه اتمی ، آلودگی نیروگاههای کنونی را ندارد. تولید هفت هزار مگاوات با مصرف 190 میلیون شبکه نفت خام ، هزارتن دیاکسید کربن ، 150 تن ذرات معلق در هوا ، 130 تن گوگرد و 50 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می کند، در حالی که نیروگاه اتمی چنین آلودگی را ندارد.

 

» فرستنده: مصطفي ساغري

» منبع: وبلاگ مهندسي هسته‌اي و پرتوپزشكي

عمروعاص

عمرو عاص

پدرش عاص بن وائل و مادرش نابغه نام داشت. عمرو عاص از قبیله بنی سهم قریش بود و یکی از دشمنان سرسخت رسول خدا در مکه به شمار می‌رفت. برای آزار پیامبر هفتاد بیت شعر سروده بود و کودکان مکه هنگامی که رسول خدا را می دیدند آن شعرها را با صدای بلند می خواندند و موجب ناراحتی و آزار پیامبر می شدند. از این رو رسول خدا چنین دعا فرمود:«خداوندا! عمرو مرا هجو کرده، ولی من شاعر نیستم و شاعری زیبنده من نیست تا پاسخش را به شعر بگویم. پس او را در برابر هر یک از حروف شعرش هزار بار لعنت کن.»

هنگامی که نخستین گروه از مسلمانان برای گریز از آزار مشرکان، به حبشه هجرت کردند، بزرگان قریش عمروعاص را به سرپرستی گروهی به حبشه فرستادند تا از نجاشی بخواهد مسلمانان را تسلیم کند؛ ولی نجاشی نپذیرفت و عمرو عاص و همراهانش دست خالی بازگشتند.
عمرو عاص از کسانی بود که در مسجدالحرام، شکمبه شتری را بر سر رسول خدا انداختند. وی سرانجام اندکی پیش از فتح مکه در سال هشتم هجری مسلمان شد و به این شرط که بدی‌های گذشته‌اش بخشوده شود با رسول خدا بیعت کرد.
پیامبر پس از مسلمان شدن عمرو، او را به فرماندهی سریه ذات السلاسل و پس از آن به جمع‌آوری زکات مردم عمان منصوب کرد.
عمروعاص در دوران خلافت ابوبکر و عمر از نزدیک‌ترین افراد به آنان محسوب می‌شد و در فتح شام از فرماندهان سپاه بود. در دوران عمر مدتی والی فلسطین شد و سپس مامور فتح مصر گردید. پس از فتح مصر خودش والی آن جا شد و تا چند سال پس از مرگ عمر در این سمت باقی بود. عثمان او را عزل کرد و او به فلسطین بازگشت. از آن پس عمروعاص در زمره منتقدان عثمان قرار گرفت و به ندرت به مدینه می‌آمد.
پس از قتل عثمان به معاویه پیوست و همه‌کاره دستگاه معاویه شد. وی بسیار باهوش و از زیرکان عرب بود و تمام زیرکی و هوش خود را برای مقابله با امام علی علیه السلام به کار گرفت؛ چنان که وی را فتنه‌انگیز اصلی جنگ صفین دانسته‌اند. ماجرای حکمیت نیز با حیله‌ عمروعاص شروع شد و با حیله عمروعاص به فرجام رسید.
عمروعاص پس از شهادت محمد بن ابی بکر از سوی معاویه حاکم مصر شد و بر این سمت باقی بود تا در سال 43 هجری درگذشت.


منابع:
اسدالغابه، ج 4، ص 244 / الطبقات، ج4، ص 254 / قاموس الرجال، ج 8، ص 111 / سیره ابن هشام

قطب جنوب غنی ترین ناحیه ی جهان

قطب جنوب">

قطب جنوب



علیرغم سرمای فوق العاده ، اقیانوسی که قطب جنوب را احاطه کرده غنی ترین ناحیه جهان از نظر حیات است . طی ماههای تابستان ، گیاهان میکروسکوپی پراکنده شده برای گروههای بزرگ کریل ها غذا فراهم می آورند و اینها به نوبه خود غذای پنگوئنها ، سیلها و والها را فراهم می کنند . اکثر حیوانات قطب جنوب در تابستان تولید مثل می کنند اما پنگوئنهای امپراطور در پاییز تخم گذاری می کنند و نرها در طی سردترین ماههای سال روی تخم ها می خوابند. دریاهای پوشیده از یخ اطراف قاره قطب جنوب ، خانه گونه های بسیاری از حیوانات است.

img/daneshnameh_up/c/c8/vserm0713.jpg



قطب جنوب قاره ای است که کاملاَ توسط دریا احاطه شده است . لایه یخی قطب جنوب اکثر زمین را می پوشاند در حالیکه روی قطعه سنگهای یکدست کشیده است . مساحتی بالغ بر 13 میلیون کیلومتر مربع (5 میلیون مایل مربع) را در بردارد و 4000 متر (13000 پا) عمق را دارا می باشد.


یخ دریا">

یخ دریا


یخ دریای حقیقی زمانی شکل می گیرد که روی دریا یخ می زند . ضخامت این لایه یخ بیش از 5 متر (15پا) نمی باشد . در حین زمستان شمال ، یخ دریا تقریباَ 7/11 میلیون کیلومتر مربع (5/4 میلیون مایل مربع) را در اقیانوس منجمد شمالی پوشش می دهد . در قطب جنوب یخ دریا در زمستان حدوداَ 19 میلیون کیلومتر مربع (5/7 میلیون مایل مربع) از اقیانوس اطراف قطب جنوب را پوشش می دهد . همانطور که دریا یخ می زند ، یخ جلویی به سمت جلو شروع به حرکت ، حدود 4 کیلومتر (5/2 مایل) در روز می نماید.

کوه یخی و جزایر یخی">

کوه یخی و جزایر یخی


وقتی که قسمتی از یخچچال وارد دریا می شود و می شکند به شکل یک کوه یخی و جزیره یخی در می آید . آنها می توانند صدها یارد کلفتی داشته باشند ، اما فقط یک دهم قد آنها قابل رویت در بالای سطح دریا می باشد . در قطب جنوب ، بعضی جزایر یخی مساحتی بیش از 1036 کیلومتر مربع (400 مایل مربع) را دارا می باشند.


img/daneshnameh_up/5/50/ghotb.jpg


حیات قطبی">

حیات قطبی



در قطب شمال و جنوب ، شکار کردن یکی از اثرات مخرب بر روی حیات وحش می باشد . بسیاری از حیوانات قطبی شامل والها ، شیران دریایی و پنگوئنها برای گوشتشان شکار می شدند . قبل از روزهای روشنایی با برق ، آنها برای چربیشان نیز شکار می شدند که این چربیها برای لستفاده در چراغهای روغن سوز تبدیل به روغن می شدند . جمعیت والها از همه ، بیشتر زجر کشید و تعداد آنها بصورت مصیبت باری کاهش پیدا کرد . وقتی که بازار روغن چراغ از بین رفت ، کشتار والها برای گوشتشان ادامه پیدا کرد . در 1994 اقیانوس اطراف قطب جنوب منطقه محافظت شده ای برای والها معین شد . بدون تهدید به شکار شدن ممکن است جمعیت والها بازسازی شود . برای این منظور انتظار چندین دهه می رود ، در هر حال این بخاطر نسبت زاد و ولد آهسته آنها می باشد.

انرژی ، صنایع و حیات">

انرژی ، صنایع و حیات


از بین رفتن سایر منابع طبیعی نیز می تواند برای حیات جانوران تهدید کننده باشد . قطب شمال و قطب جنوب هر دو ذخایر عظیمی از نفت ، گاز طبیعی ، زغال سنگ و مواد معدنی هستند . تا بحال ، سرمایه مواد معدنی قطب جنوب دست نخورده باقی مانده است . با این وجود ، در قطب شمال ، صنایع اصلی ، استخراج گاز و نفت می باشد . یکی از مهمترین مناطق تولید نفت ، دریای بیفورت نزدیک آلاسکای شمالی می باشد . نفت از بستر عمیق دریا به بالا رانده می شود و سپس از میان آلاسکا توسط خطوط لوله به بندری در اقیانوس آرام به اسم ولدز ، پمپ می شود . هر جا که نفت انتقال می یابد ، خطر مسدود شدن یا آلودگی وجوددار . در بیست و چهارم مارس 1989، تانکر نفت راکسان ولدز 42 میلیون لیتر (11 میلیون گالن) نفت خام را در آبهای پرنس ویلیام سوند ، در ساحل جنوبی آلاسکا ، وارد کرد . و میلیونها حیوان شامل سمورهای دریایی و عقابهای سرسفید را بصورت مصیبت باری کشت .

اردشیر اول هخامنشی معروف به اردشیر دراز دست

اردشیر یکم (هخامنشی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
اردشیر یکم (هخامنشی)
دوران ۴۲۴ - ۴۶۵ پیش از میلاد (۴۱ سال)
تاجگذاری ۴۶۵ پیش از میلاد
زادگاه ایران
مرگ ۴۲۴ پیش از میلاد.
محل درگذشت ایران
آرامگاه کوه رحمت، نقش رستم
پیش از خشایارشای دوم
پس از خشایارشا
دودمان هخامنشیان
پدر خشایارشا
مادر آمستریس
فرزندان خشایارشای دوم
سغدیانوس

داریوش دوم

آرسیتس

پروشات

بَغَه‌پائوس
دین مزدیسنا

اردشیر یا ارتخشتره (به پارسی باستان: ‎ARATAXASHASSAA‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎) ملقب به اردشیر درازدست یا اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. او سومین پسر خشایارشا بود. پس از به قتل رسیدنِ پدر و برادرش داریوش که جانشینِ قانونی بود، به دستِ اردوان فرماندهٔ گارد نگهدار شاه، بر تختِ شاهی نشست. اردشیر ۴۱ سال فرمانروایی کرد.

اردشیر درازدست

آرامگاه اردشیر درازدست در نقش رستم. برای بهتر دیدن تصویر، بر روی آن کلیک کنید.

یونانیان وی را با لقبِ درازدست می‌خواندند. از این رو در بسیاری از کتب و منابع، اردشیر درازدست نامیده شده‌است. وجه تسمیه این لقب به گونه‌های مختلف آمده‌است:

  1. او دستان درازی داشت به طوری که وقتی می‌ایستاد، دستش به زانویش می‌رسید.
  2. درازدستی کنایه از قدرت زیاد و تسلط بر امور است. به خاطر تسلط او به اوضاع مملکت، درازدست نامیده شد.
  3. ممکن‌است اشاره‌ای بوده باشد، به پیشدستی او، بر اردوان و دو برادر بزرگتر خود که مدعیان سلطنت بودند. [۱]
از زمان اردشیر تاریخ ملی با تاریخ اساطیری ایران در هم می‌آمیزد. در بسیاری از منابع اردشیر یکم و بهمن اسفندیار یکی دانسته شده‌اند.

نابودی دریاچه ی ارومیه دومین دریاچه ی اب شور جهان

درياچه اروميه شوره زار شد!

درياچه اروميه شوره زار شد!

در حالي كه كارشناسان و مسؤولان پيشتر نسبت به بحراني شدن وضعيت درياچه اروميه هشدار داده بودند، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از تبديل شدن 150 هکتار از اراضي حاشيه‌اي اين درياچه به شوره‌زار خبرداد.

درياچه اروميه بزرگترين درياچه درون سرزميني ايران و دومين درياچه آب شور دنياست كه متأسفانه به دلايل متعدد در حال نابودي است.

دكتر دلاور نجفي، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه متأسفانه درياچه اروميه هم‌اكنون بسياري از ويژگي‌هاي زيستي خود را از دست داده است، گفت: افزايش ميزان شوري آب درياچه اروميه و رسيدن آن به حد فوق اشباع (340 گرم در ليتر)، مرگ و مير پرندگان در نتيجه رسوب نمك بر روي بال و پر و بدن آنها و نهايتا عدم قدرت جابجايي و تغذيه، مختل شدن امور تردد شناورهاي دريايي و عدم كارايي اسكله‌هاي احداث شده در سواحل رشكان، گلمانخانه و جزاير اشك و كبودان، پديدار شدن زمينهاي شوره زار به ميزان حداقل 150 هزار هكتار خصوصا در نواحي پست اطراف درياچه و سواحل جزاير، چسبيده شدن جزاير نه گانه پارك ملي (محل زادآوري گونه‌هاي مهم پرندگان مهاجر) به سواحل جنوبي درياچه (پديدار شدن ارتباط خشكي جزاير فوق با سواحل)، كاهش جمعيت و عدم زادآوري پرندگان مهم ساكن درياچه (پليكان سفيد و فلامينگو)، كاهش مهاجرت پرندگان به زيستگاه پارك ملي درياچه اروميه، كاهش شديد توليد سيست آرتميا در درياچه و بلوري شدن نمك و تشكيل لايه‌هاي ضخيم نمكي در كف و بستر درياچه مهمترين مشكلات كنوني اين درياچه است.

وي افزود: ازسال آبي 75 – 74 تا كنون رقوم ارتفاعي سطح تراز آب درياچه اروميه سير نزولي پيدا كرده و در طول 13 سال بيش از 6 متر كاهش داشته است كه نياز به يك عزم ملي و منطقه‌اي براي نجات اين اكوسيستم با ارزش و بحران زده است.

درياچه اروميه شوره زار شد!

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص ضروري‌ترين اقدامات براي بهبود وضعيت زيست‌بوم پارك ملي درياچه اروميه گفت: در اين راستا تغيير الگوي كشت و اصلاح مديريت زراعي در جهت افزايش بازده مصرف آب كشاورزي و استفاده از آبياري تحت فشار در اراضي كشاورزي حوزه آبريز، تخصيص حق آبه طبيعي پارك ملي درياچه اروميه (تامين نياز بيولوژيك) توسط وزارت نيرو، تجديدنظر در طرح‌هاي توسعه منابع آب و عدم احداث سازه‌هاي آبي جديد با توجه به بحران درياچه، انجام مطالعات لازم به منظور انتقال آب از ساير حوزه‌ها به حوزه آبريز درياچه اروميه به خصوص از رودخانه‌هاي زاب و ارس و اجرايي كردن مديريت يكپارچه حوزه آبريز درياچه اروميه (متشكل از دستگاه‌هاي اثرگذار بر درياچه در سه استان آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي و كردستان) ضروري است.

وي با اشاره به اين كه بر اساس قانون اراضي مستحدث ساحلي، عرض حريم درياچه اروميه 60 متر از آخرين نقطه پيشرفتگي آب در سال 1353 تعيين شده است، افزود: بر اين اساس در آن سال ارتفاع آب درياچه برابر با 10/1277 متر از سطح آبهاي آزاد بوده است كه با توجه به آمار نوسانات سطح آب درياچه اروميه مشخص مي‌شود كه سطح آب درياچه از سال آبي 45-46 حداقل سطح درياچه با تراز 47/1273 متر شروع و با يك روند افزايشي تا سال آبي 73-74 با رقوم 5/1277 ادامه يافته است. بعد از آن در سال 74-75 ارتفاع آب درياچه به بالاترين سطح خود يعني 20/1278 رسيد اما از سال 77 به بعد، پديده خشكسالي در كشور به وقوع پيوست كه به همراه ساير عوامل تاثيرگذار ديگر، سطح تراز آب درياچه اروميه به شدت تنزل پيدا كرد، به طوريكه در طول سيزده سال گذشته تراز آب به 00/1272 متر يعني حدود 20/6 متر كاهش يافت كه درياچه را با يك بحران زيست محيطي مواجه كرده است.

درياچه اروميه شوره زار شد!

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص عوامل تشديدكننده وضعيت كنوني درياچه اروميه گفت: كاهش ميزان نزولات جوي (بروز پديده خشكسالي در دهه گذشته)، پايين بودن راندمان آبياري كشاورزي در حوزه آبريز درياچه اروميه، عدم تخصيص آب كافي براي تامين نياز بيولوژيكي رودخانه‌هاي منتهي به درياچه (حق‌آبه محيط زيست)، بهره‌برداري بي‌رويه از سفره‌هاي آب زيرزميني‌ (به خصوص اراضي پست حاشيه درياچه) و تبخير از سطح درياچه مهمترين اين عوامل بوده است.

وي با اشاره به ضرورت تدوين و اجراي برنامه آمايش سرزمين در حوزه آبريز پارك ملي درياچه اروميه افزود: اجراي مصوبه كميته ارزيابي اثرات زيست محيطي پروژه ميانگذر جاده شهيد كلانتري توسط وزارت راه و ترابري در اسرع وقت، اجراي طرح‌هاي آبخيزداري در حوزه آبريز درياچه اروميه به منظور جلوگيري از فرسايش خاك و ممانعت از رسوبگذاري در درياچه، تدوين طرح جامع گردشگري طبيعي (اكوتوريسم) با توجه به پتانسيل‌هاي بالقوه پارك ملي و تدوين طرح جامع مديريت پارك ملي درياچه اروميه بر اساس استانداردهاي اتحاديه جهاني حفاظت ضروري است.

در اين درياچه در حال حاضر 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده ، 7 گونه دوزيست و 26 گونه ماهي زيست مي‌كند. درياچه اروميه داراي 102 جزيره است که همه آنها از سوي سازمان يونسکو به عنوان ذخيره‌گاه طبيعي جهان به ثبت رسيده است.

جزيره اشک زيستگاه پرندگان زيباي کوچ‌گر از جمله مرغ آتش و تنجه و نيز گوزن زرد ايراني است

 

منبع:

ايسنا

تصاویر دریاچه ی ارومیه

تصاوير ديدني از درياچه اروميه

  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
    درياچه اروميه
تهیه و تنظیم برای سایت تبیان: زهره پری نوش

نابودی دریاچه ی ارومیه

دریاچه ارومیه 7 سال دیگر خشك می‌شود

دریاچه ارومیه

«7 سال دیگر دریاچه ارومیه به شوره زاری به وسعت 4 هزار كیلومتر مربع تبدیل می‌شود كه كمترین پیامد آن، تغییر آب وهوای منطقه، پیشروی نمك به سمت اراضی كشاورزی و تخریب آن و خالی شدن صدها روستا ازسكنه است.»

این گفته رئیس پژوهشكده آرتمیای دانشگاه ارومیه، بیش از هر چیز نشان از عمق فاجعه‌ای دارد كه آرام آرام یكی از زیباترین زیستبوم‌های كشوررا به كام خود می‌كشد.

ناصر آق در گفت‌وگو با همشهری گفت: ورودی آب به دریاچه ارومیه در سال‌های پرآبی 6 میلیارد متر مكعب بود كه به همین اندازه هم تبخیر وجود داشت؛ اما طی چند سال اخیر به‌دلیل ساخت سد دربالادست وجلوگیری از حق آبه، این میزان به یك ونیم میلیارد متر مكعب در سال كاهش یافته، این در حالی است كه تبخیر به همان میزان وحتی بیشتر ادامه دارد. دراین میان، آنچه به نگرانی‌ها دامن می‌زند خشكسالی وتقریبا به صفر رسیدن نزولات جوی است.

وی  افزود: با آنكه شواهد موجود نشان می‌دهد خشك‌شدن این زیستبوم بی‌نظیرجدی است، اما اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از این فاجعه روند كندی دارد.

برای نمونه، قراربود بخشی از آب رود زاب را به سمت دریاچه منحرف كنند اما   مطالعات مرحله یك این طرح حیاتی  پس از 4 سال به پایان رسیده وچنانچه با همین كندی ادامه یابد، عملیات اجرایی آن زمانی به نتیجه خواهد رسید كه كار از كار گذشته است؛ نوشداروی پس از مرگ سهراب!

پیشروی نمك

دریاچه ارومیه

آق، با هشدار نسبت به وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه تصریح كرد: سطح آب دریاچه درمقایسه با زمان مشابه در سال گذشته40سانتی‌متر پایین رفته است وبا توجه به خشكسالی پیش رو مشخص نیست تا پایان سال تاچه اندازه به وسعت خشكی‌های اطراف دریاچه افزوده شود.

میزان شوری آب نیز به 320 گرم در لیتر رسیده، به همین دلیل كف دریاچه درمناطق كم عمق از نمك پوشیده شده و درمناطق پرعمق هم رسوب‌گذاری نمك قابل مشاهده است.ضمن اینكه می‌توان پیاده بین جزایر تردد كرد در حالی كه تا پیش از این عمق آب در حد فاصل این جزایر به 5 متر می‌رسید.

به گفته این پژوهشگر، شوری بیش ازحد سبب شده تا این زیستبوم كه روزگاری میزبان صدها هزار فلامینگو وهزاران پرنده كوچنده دیگر بود، اهمیت خود را به‌عنوان یك مسیر بین‌المللی پرندگان مهاجر از دست بدهد.

به خاطر همین وضعیت بحرانی، جمعیت آرتمیا دراین دریاچه نسبت به سالهای 75و76 تا40 برابر كاهش یافته است و با آنكه برداشتی صورت نمی‌گیرد، اگر این ذخایر بازسازی نشود در آینده، اثری از این آبزی ارزشمند باقی نخواهد ماند.

 

منبع: همشهری آنلاین

آخرین نظرات کاربران

منشور کوروش در کجا کشف شد؟

منشور کوروش کجا کشف شد و از لحاظ حقوقي متعلق به کيست؟
خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/07/13 شماره انتشار 17665

خسرو معتضد در مصاحبه با الف به برخي سوالات درباره مسائل پيرامون منشور کوروش پاسخ داد.وي در پاسخ به اين سوال که منشور کوروش کي و کجا و چرا از ايران خارج شد، گفت: اين منشور در قرن نوزدهم در بابل به دست آمد و در آن زمان اين شهر يکي از شهرهاي ايران بوده، ولي اين منشور از خاک ايران کنوني به دست نيامده است و در جايي به نام مستملکه مزوپوتاميا (عراق، بين النهرين) يافت شده است.وي با اشاره به اين که بسياري از اموال و عتيقه جات در قرن نوزدهم از کشورهاي شرقي به غرب منتقل مي شد به خبرنگار الف گفت: در قرن نوزدهم، مي دانيد که تمام اموال، عتيقه هاي کشورهاي شرقي منتقل شد به موزه هاي بزرگ جهان، براي اين که مردم نمي شناختند، نمي دانستند، ميراث فرهنگي را کسي خبر نداشت، تا اين که بسياري از آثار بزرگ مصر در زمان شامپيليون که مستشرق فرانسوي بود و با ناپلئون آمد به مصر در سال 1798 منتقل شد به فرانسه، بعد انگليسي ها دنباله اين کارها را گرفتند، آلماني ها گرفتند، فرانسوي ها گرفتند، آن زمان ما اصلا اطلاعي از عتيقه نداشتيم چون نمي دانستيم.به گفته معتضد، فرش مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي را يعني فرشي که شاه طهماسب به دست خودش بافته بود با يک پول ناچيزي کندند و بردند، در آن زمان همه تبرک مي دانستند که براي مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي فرش ببافند، اغلب پادشاهان صفوي آن را با مبلغ ناچيزي خريدند و از ايران خارج کردند، فرشي خريدند و گذاشتند جاي آن و اين فرش تاريخي مثلا 300 ساله را از ايران بردند، بنابر اين در کشورهاي ديگر هم همين کار را کردند، الان خيلي از آثار ايران، آثار تاريخي زمان هخامنشي و ساسانيان و اشکانيان، در ترکيه پيدا شده است، براي اين که آن ها زمان زيادي لشکر کشي مي کردند، ايران با آن ها جنگ مي کرد، آن ها جزو ايران بودند، زمان خسرو پرويز ما تقريبا تا کنار مسکو رفتيم، همان جايي که ايراني ها مي روند وبه آن استانبول مي گويند، قسطنطنيه قديم، کنستانتين پليس يعني شهر کنستانتين، ايراني ها تاآن جا لشکر کشي کرده بودند، يا مثلا تجار ايران تا چين رفته بودند، بسياري از بشقاب هاي طلا و نقره ايراني مال زمان خسرو پرويز و مال زمان ساير شاهنشاهان ساساني در چين پيدا شده، يک جايي هست به نام طولفان که در چين هست، خيلي از آثار ايران درآن جا به دست آمده، فرش پانسيک در ايران به دست نيامده، آن مال ايران بوده است.خسرو معتضد در پاسخ به اين سوال که مالکيت مادي منشور کوروش متعلق به چه کشوري است، گفت: اين منشور مال کشور انگلستان است. زيرا در زمان يافت منشور کوروش، ما هيچ قانوني نداشتيم و قانون عتيقات در سال 1306 شمسي گذاشته شد و به همين دليل از لحاظ حقوقي در اين زمينه کار خاصي نمي توان انجام داد.خسرو معتضد از پيشنهاد ها درباره پس ندادن اين منشور انتقاد کرد و گفت: اين کارها زشت است، براي اين که اگر ما اين کارها را انجام دهيم، ديگر کسي به ما اعتماد نمي کند، و اين منشور در ايران به دست نيامده و دربابل به دست آمده، اين که در پاسارگاد به دست نيامده يا در تخت جمشيد به دست نيامده، در يک سرزميني به نام کشور عراق، که آن زمان مستعمره عثماني بود، در آن جا به دست آمده، تا آن جا که من مي دانم و مطالعه کردم اين منشور در بابل به دست آمده، بنابر اين دولت عراق هم مي تواند ادعا کند و بگويد اين در خاک من است. اگر ما فردا اين کارها را انجام دهيم و مثلا بگوييم اين منشور را نگه داريم، جز اين که آبروي خودمان را ببريم کار ديگري انجام نداديم و اين پيشنهاد بسيار بدي است، يعني براي ما ايجاد اشکال مي کند، ما را در دنيا سر افکنده مي کند، اين آدم هايي که اين ها را مي گويند و مي نويسند اصلا از سياست جهاني خبر ندارند، آن ها نمي دانند که ايران از زمان قاجاريه جزو 100 تا 150 پروتکل جهاني هست، پروتکل يعني توافق نامه جهاني، يعني عضو سازمان جهاني ملل متحد است، و اين کارهايي که ما انجام مي دهيم جز اين که ما را سر افکنده کند، چيز ديگري نيست، لوح کوروش حتي در آن موزه بريتانيا هم که است به نظر من باعث سربلندي ملت ايران است. موزه بريتانيا که من خودم ديدم در جايي است که تمام دنيا مي روند آن جا و آن را مي بينند و اين خودش تبليغي براي ايران است. بزرگ ترين اشتباه اين است که به دست خودمان، خودمان را خراب کنيم، حتما شما بنويسيد که معتضد مي گويد به هيچ عنوان پس ندادن و نگه داشتن اين سنگ در شان ملت ايران نيست.خسرو معتضد ادامه داد: الان اين رسانه هاي خارجي همان کساني که دشمن ايرانند همان افرادي که نوکر آمريکايند مي گويند آن سنگ اصل نيست، و انگليسي ها يک نمونه فرستادند که ايراني ها را دلخوش کنند ولي من فکر کنم اصل است براي اين که انگليسي ها هم هر سال تعدادي موزه مي گذارند و از ما عتيقه جات قرض مي کنند و تبادل عتيقه جات تنها مربوط به اين منشور نيست.وي در پاسخ به اين سوال که آيا شيء قيمتي خاصي مانند منشور کوروش از ايران در موزه هاي جهاني وجود دارد يا نه و آيا ايران مي تواند آن ها را طلب کند يا خير گفت: تمام موزه هاي دنيا پر است از اشياي تاريخي و قيمتي ايراني، ولي کشورها به راحتي اموال تاريخي و قيمتي يکديگر را به هم پس نمي دهند.وي به بحث هايي که درباره گرفتن غرامت جنگي ايران از دولت هاي غربي وجود دارد اشاره کرد و گفت: ما اگر مي خواهيم با دنيا اختلاف داشته باشيم برويم دنبال همين نظرات مطمئن باشيد يک ريال ما غرامت نمي توانيم بگيريم براي اين که گرفتيم، ما با آنان قانون داشتيم آن ها متحد ما بودند، همان افرادي که آمدند ايران را گرفتند، شدند متحد ما، ما با آن ها قرارداد همکاري سه جانبه امضا کرديم، دولت شوروي چرا در خرداد 1334، 14 سال بعد از اشغال ايران ناچار شد و قبول کرد که يازده و نيم تن طلا به ايران بدهد؟ به خاطر مخارجي که در ايران براي آن ها کرده بوديم بود، براي سربازانش سربازخانه هايمان را داده بوديم، فرودگاه هاي خود راداده بوديم، خط آهن را داده بوديم، جاده را داده بوديم، کاميون ها را داده بوديم، وسايل ارتش را داده بوديم، کارخانه ها را داده بوديم، و براي آن ها يازده و نيم تن طلا را تحويل ايران دادند ... آن وقت حالا مي گويند غرامت مي خواهيم، آن وقت اين ورقه ها را ورق به ورق مي گذارند جلوي شما و مي گويند آقا شما امضا کرديد. تسويه حساب کرديد. و به خاطر اين غرامتي به شما تعلق نمي گيرد.وي در پاسخ به اين سوال که اگر يک باستان شناس خارجي در داخل ايران شيء نفيسي پيدا کند، مي تواند ادعاي مالکيت آن را داشته باشد گفت: درحال حاضر خير، چون ما امروز صاحب قانونيم، در سال 1306 قانون عتيقات يعني آثار باستاني تصويب شده است و تابع قانون عتيقات مثلا امروز کسي 4 سکه طلاي زمان هخامنشي را پيدا کند نمي تواند بفروشد، و اگر بخواهد بفروشد به شما مي گويند قاچاقچي!، و بايد آن را تحويل دولت داد، چون اموالي که در زير خاک است، متعلق به باستان شناسي ايران است. مال موزه هاي ايران است. البته در زمان رضاشاه يک قراردادي ما با فرانسوي ها داشتيم، فرانسوي ها تا سال هاي اخير هم بودند، فکر کنيد تا سال 50 هم در ايران عتيقات را که در مي آوردند و يک مقدار آن ها را مي بردند و يک مقدار به ما مي دادند براي اين که ما آن زمان باستان شناس نداشتيم الان چون باستان شناس داريم نيازي به کارشناس خارجي نداريم بنابراين الان نبايد از کشور خارج بشود. و کسي نمي تواند چيزي از ايران خارج کند.

منشور حقوق بشر کوروش

  موسوم به استوانه کوروش (به انگلیسی: Cyrus human right cylinder) استوانه‌ای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعه‌ای از سخنان و دستورات شاهنشاه به زبان و خط میخی اکدی (بابلی) نوشته شده‌است. این استوانه که به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته می‌شود، در نیایشگاه اسگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل پیدا شده‌است. محمدرضا شاه به همراه همسرش در میدان شهیاد در روز افتتاح برج این میدان حضور یافتند و برای نخستین بار در ایران از منشور کورش کبیر پرده برداری کردند. این منشور همینک در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

 

تاریخچه

 

اکتشاف

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی در بابل در میان‌رودان، هورمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود. جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان اکدی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

از سوی دیگر در سال‌های اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

 

ساخت منشور

کوروش دوم، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاج‌گذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که کهن‌ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.

به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار گرفت.

 

برگردان این منشور چنین است:

  • خط ۱. «کورش» (در متن بابلی : «کو - رَ - آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با - بی - لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ - ری) و «اَکـَّد»(اَ‌ک - کـ َ- دی - ای)، ...
  • خط ۲. ... همهٔ جهان.

از این جا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان کورش، بلکه به روایت ناظری ناشناخته که می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود.

  • خط ۳. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
  • خط ۴. او آیین‌های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.
  • خط ۵. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ - ایلَـه) برای شهر «اور»(او - ریم) و دیگر شهرها ساخت.

«اِسَـگیـلَـه / اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوک» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتـَه» دارد که در حماسهٔ سومری «اِنمِـرکار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده‌است. آقای «جهانشاه درخشانی» در «آریاییان، مردم کاشی و دیگر ایرانیان»(تهران، ۱۳۸۲، ص ۵۰۷)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می‌داند. از سوی دیگر «کاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند به شمار می‌آوردند و «کاشـّو / کاسـّو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژهٔ «کاس» برای رنگ آبی در گویش‌های محلی بکار می‌رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «کاس آقا» خطاب می‌کنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتـَه با نواحی باستانی ِحاشیهٔ هلیل رود در جنوب جیرفت بنگرید به : مجیدزاده، یوسف، جیرفت کهن ترین تمدن شرق، تهران، ۱۳۸۲

  • خط ۶. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهایی ناپسند می‌کرد، خشونت و بدکرداری.
  • خط ۷. او کارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر - اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.

گمان می‌رود نام «مردوک» با واژهٔ آریایی و اوستایی «اَمِـرِتات» به معنای «جاودانگی / بی مرگی» در پیوند باشد. اما ویژگی‌های دیگر مردوک شباهت‌هایی با «اهورامزدا» دارد و همچون او در سیارهٔ «مشتری» متجلی می‌شده‌است. همان گونه که مردوک را با نام «اَمَـر - اوتو» می‌شناخته اند؛ از او با نام آریایی و کاسی ِ«شوگورو» نیز یاد می‌کرده‌اند که به معنای «بزرگ ترین سرور» بوده و با معنای اهورامزدا (سرور دانا / سرور خردمند) در پیوند است

  • خط ۸. او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه‌ای ساکنان شهر را آزار می‌داد. او با کارهای خشن ِخود مردم را نابود می‌کرد ... همهٔ مردم را.
  • خط ۹. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.

منظور آبادانی و فراوانی و آرامش

  • خط ۱۰. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همهٔ باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهٔ شان رو به ویرانی می‌رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.
  • خط ۱۱. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
  • خط ۱۲. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همهٔ کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن - شـَ - اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.
  • خط ۱۳. او تمام سرزمین «گوتی»(کو - تی - ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همهٔ مردمان «ماد»(اوم - مـان مَـن - دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (همهٔ انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.

در تداول، نام ِبابلی «اومان منده» را با «ماد» برابر می‌دانند. اما به نظر می‌آید که این نام بر همه یا یکی از اقوام آریایی که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد به میان دورود مهاجرت کرده‌ بوده اند؛ اطلاق می‌شده‌است.

  • خط ۱۴. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می‌کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشهٔ نیکِ این پشتیبان ِمردم خرسند بود.
  • خط ۱۵. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.

ممکن است منظور دیده شدن سیارهٔ مشتری بوده باشد. در باورهای ایرانی، سیارهٔ مشتری نماد آسمانی ِ«اهورامزدا / مردوک» بوده‌است. نک به : بارتل ل. واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمهٔ همایون صنعتی زاده، ۱۳۷۲. او حتی منظور از «سپاه پر شمار او» را نیز ستارگان آسمان می‌داند.

  • خط ۱۶. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانه‌ای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره می‌سپردند.
  • خط ۱۷. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ - بو - نـ َ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.
  • خط ۱۸. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همهٔ فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.
  • خط ۱۹. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همهٔ ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
  • خط ۲۰. منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشهٔ جهان.

از این جا روایت به صیغهٔ اول شخص و از زبان کورش بازگو می‌شود. استرابو نقل می‌کند که «کورش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از رود «کـُر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. پیش از این ، نام او «اَگـرَداتوس»(Agradatus) (اَگـرَداد / اَگـراداد) بوده‌است. نک به : جغرافیای استرابو، ترجمهٔ هـ. صنعتی زاده، ۱۳۸۲، ص. ۳۱۹

  • خط ۲۱. پسر «کمبوجیه»(کـ َ- اَم - بو - زی - یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوهٔ «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیرهٔ «چیش پیش» (شی - ایش - بی - ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
  • خط ۲۲. از دودمانی کـه همیشه شاه بوده‌اند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـ ِ- لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـ َ- بو) گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛

«نـَبو» ایزد نویسندگی و دبیری بوده، و نیایشگاه او به نام «اِزیدَه» خوانده می‌شده‌است. ورود کورش «بدون جنگ و پیکار» به بابل، نه تنها در گزارش او، بلکه در متون بابلی همچون «سالنامهٔ نبونید» و نیز در «تواریخ هرودوت»(کتاب یکم) تایید شده‌است. برای آگاهی از سالنامهٔ نبونید نگاه کنید به : Hinnz, W., Darios und die Perser, I, ۱۹۷۶, p. ۱۰۶.

  • خط ۲۳. همهٔ مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

پذیرش کورش توسط مردم، در «کورش نامه / سیروپدی»(Curou Paideia) نوشتهٔ گزنفون نیز تایید شده‌است. گزنفون اظهار می‌دارد که مردمان همهٔ کشورها با رضایت خودشان پادشاهی و اقتدار کورش را پذیرفته بودند (سیروپدی، کتاب یکم)

  • خط ۲۴. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
  • خط ۲۵. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درماندهٔ بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.
  • خط ۲۶. من برده داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همهٔ مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
  • خط ۲۷. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همهٔ سپاهیان من،
  • خط ۲۸. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همهٔ شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛
  • خط ۲۹. و همهٔ پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همهٔ مردم سرزمین‌های دوردست، همهٔ پادشاهان «آموری»(اَ - مور - ری - ای)، همهٔ چادرنشینان،
  • خط ۳۰. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا «آشـور» (اَش - شور) و «شوش» (شو - شَن)

۳۱. من شهرهای «آگادِه»(اَ - گـَ - دِه)، «اِشنونا»(اِش - نو - نَک)، «زَمبان»(زَ - اَم - بـَ - اَن)، «مِتورنو»(مـِ - تور - نو)، «دیر»(دِ - ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای - دیک - لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.

  • خط ۳۲. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بود را بگشایند. همهٔ خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همهٔ مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همهٔ مردم را به همبستگی فرا خواندم.

با این که هیچ دلیل قاطعی در زرتشتی بودن ِکورش بزرگ در دست نیست؛ اما او همچون زرتشت به این باور کهن ایرانی پایبند بوده‌است که هر کس در پرستش خدای خود و انتخاب دین خود آزاد است. افسوس که موبدان زرتشتی ِعصر ساسانی با سختگیری‌ و خشونت‌های بی شمار و اعمال سلیقه‌های شخصی در تحریف آیین زرتشت، به این دستاورد با ارزش فرهنگ ایرانی آسیب زدند.

  • خط ۳۳. هم چنین پیکرهٔ خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،
  • خط ۳۴. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین شان بازگرداندم،

گشایش و بازسازی نیایشگاه‌ها به فرمان کورش، دست کم در یک متن دیگر شناخته شده‌است. بر این لوح چهار سطری که از «اَرَخ» در میان دورود کشف شده، آمده‌است : «منم کورش، پسر کمبوجیه، شاه توانمند، آن که «اِسَگیلَه» و «اِزیدَه» را باز ساخت.» برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به صفحهٔ ۱۵۶ مقالهٔ W. Eilers در کتاب شناسی

  • خط ۳۵. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»

در باورهای ایرانی، «سرای سپند» یا «اَنَـغْـرَه رَئـُچَـنـْگـْه» (اَنـَغران / اَنارام) به معنای «روشنایی ِبی پایان و جایگاه خدای بزرگ یا اهورامزدا و بهشت برین است.

  • خط ۳۶. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی ِمردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همهٔ مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم.

صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم...

  • خط ۳۷. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردک‌ها و کبوتران …

از سطر ۳۷ تا ۴۵ بخش نویافته‌ای است که در مقالهٔ «دربارهٔ منشور کورش» به آن اشاره شد. این نُه سطر دنبالهٔ بلافصل سطرهای پیشین نیست.

  • خط ۳۸. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور - اِنلیل»(ایم - گور - اِن - لیل) را استوار گردانیدم ...
  • خط ۳۹. ... دیوار آجری خندق شهر را،
  • خط ۴۰. ... که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
  • خط ۴۱. ... به انجام رسانیدم.
  • خط ۴۲. دروازه‌هایی بزرگ برای آن‌ها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ ...
  • خط ۴۳. ... کتیبه‌ای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش - شور - با - نی - اَپ - لی)
  • خط ۴۴. ...
  • خط ۴۵. ... برای همیشه !

                                                                      << دیرینه روز>>

ذوالقرنین کیست؟

ذوالقرنین کیست ؟

 

 داستان ذوالقرنين

نام ذوالقرنين در قرآن در دو مورد آمده است وداستان او به طور فشرده در سوره كهف  در ضمن ۱۶آيه (از ۸۳تا۹۸)ذكر شده است.

ذوالقرنين همان كوروش كبيراست كه ۵۵۰سال قبل از ميلاد مي زيست.ذوالقرنین  داراي ويژگيهاي بر جسته زير است:

۱)خداوند اسباب پيروزي ها رو در همه ابعاد در اختيار او گذاشت.

۲)او سه لشكر كشي مهم كرد.نخست به غرب"سپس به شرق و سرانجام به منطقه اي در شمال كه داراي تنگه كوهستاني بود.او در هر يك از سفرها با اقوامي برخورد كرد.

۳)او مردي با ايمان"عادل و مهربان ويار نيكوكاران و دشمن ظالمان بود.از اين رو مشمول عنايات خاص خداوند شد.

۴)او نيرومندترين ومهمترين سدها را كه در ان از آهن ومس زياد استفاده شده بود به عنوان دژ براي كمك به مستمندان ساخت.بيشتر به نظر ميرسد كه ان سد در سرزمين قفقاز ميان درياي خزر و درياي سياه بين سلسله كوههاي آنجا همچون يك ديوار بوده است.

۵)در قرآن چيزي نيست كه صراحت به پيامبري اوداشته باشد.اما درروايات اسلامي به عنوان عبد صالح معرفي شده است.

۶)دو قوم وحشي ياجوج و ماجوج كه در منطقه شمال شرقي زمين در نواحي مغولستان سكونت داشتند وداراي زادو ولد زياد بودند موجب هرج و مرج ميشدند و براي حكومت كوروش مزاحمت ها به وجود ميآوردند وچنين به نظر ميرسد كه مردم قفقاز هنگام سفر كوروش به آن منطقه از وي تقاضاي جلوگيري از قتل و غارت آنها را كردند واو نيز براي جلوگيري از آنها اقدام به ساختن سد معروف ذوالقرنين كرد.

۷)از امام صادق (ع)نقل شده:چهار نفر بر تمام دنيا حكومت كردند"دو نفرشان از مومنان بودند كه عبارتند از :سليمان و ذوالقرنين و دو نفرشان از كافران بودند كه عبارتند از:نمرود و بخت النصر.

 

(كوروش كبير)               (كاخ اپادانا)                   (پاسارگاد)                        <<   دیرینه روز>>

اسپارتاکوس که بود؟

قیام اسپارتاکوس

قیام اسپارتاکوس در سال ۷۳ پیش از میلاد آغاز شد. اسپارتاکوس از اهالی شمال دریای اژه و از مردم تراسی بود. وی در جنگی اسیر ارتش روم شد و سپس به جمع گلادیاتورها پیوست. در رم در مرکز آموزشی گلادیاتورها (که در آن بردگان را برای مبارزه با یکدیگر آماده می‌کردند) کار می‌کرد. در پی ظلمی و ستمی که بر بردگان در روم باستان وارد می‌شد، اسپارتاکوس دست به قیام گسترده‌ای زد و در راه آزادی این گروه، به پیروزی‌هایی نیز دست یافت.

 گسترش قیام

شکست اسپارتاکوس

پیام قیام ضدبرده‌داری اسپارتاکوس به سرعت در سرتاسر ایتالیا پیچید. بردگان، در کشورهای اطراف، دست به شورش زدند و اربابان خود را کشتند و خانه‌ها و انبارهای آنها را به آتش کشیدند. هزاران برده، از رنگ و نژادهای گوناگون، به سپاه اسپارتاکوس پیوستند و تحت رهبری او به مبارزه پرداختند. سنای روم چندین سپاه به مقابله آنها فرستاد، اما برده‌ها همهٔ این سپاهیان را در هم شکستند. بدین ترتیب، اسپارتاکوس چند سال در برابر سپاه منظم و مجهز روم پایداری کرد.

 پایان قیام

آنگاه، مارکوس لیسینیوس کراسوس (فرمانده سپاه روم در جنگ با سورنا سردار اشکانی) فرماندهی سپاهیان روم را برای درهم شکستن انقلاب بردگان در دست گرفت. او در سال ۷۱ پیش از میلاد اسپارتاکوس را در جنگی سخت شکست داد.

اسپارتاکوس همراه با بیش از ۶۰۰۰ نفر به صلیب کشیده شد و قیامش پایان یافت، این در حالی بود که هیچ کدام از همراهانش حاضر به معرفی او به رومیان نشدند. با این حال ۵۰۰۰ برده نیز از دستگیری فرار کردند. اگر چه اسپارتاکوس مرد ولی در نهایت در آینده زمانی فرا رسید که دیوارهای روم ویران شد و این کار به دست غلامان و سرفها و کشاورزان و اقوام وحشی، که با آنها پیوستند، صورت گرفت.                           دیرینه روز

باتلاق گاوخونی

 

در تصور عام باتلاق جایی است با ظاهری فریبنده. به این معنا كه زیر آن خالی است و وقتی پا بر آن می گذاری به ناگاه انسان را می بلعد. اما تنها باتلاق ایران یعنی باتلاق «گاوخونی» این شرایط را ندارد.

یكی از رودهای ناحیه مركزی ایران رود معروف زاینده رود است. زاینده رود دارای شاخه های متفاوتی است. مانند دریاچه پلاس جان، شور و دهاقان، خشكه رود، حوضه مرغاب، زرچشمه، حوضه رحیمی و گاوخونی.

این رود برخلاف سایر رودخانه ها، به جای آنكه به دریا بپیوندد در یك ناحیه كویری داخلی فرومی رود. ناحیه ای كه از دیرباز به آن «گاوخونی» می گفتند. حتی شیخ بهایی نیز با استفاده از آبهای زاینده رود و گاوخونی تومار تقسیمات آب را طراحی كرد.

تالاب یا در اصطلاح باتلاق گاوخونی در پست ترین ناحیه دشت اصفهان و خشك ترین منطقه كویری قرار دارد. وسعت آن ۴۷۰ كیلومترمربع است كه در حال حاضر تنها ۵۰ كیلومترمربع آن را آب فرا گرفته، حداقل عمق این تالاب یك متر و حداكثر عمق در مواقع پرآبی ۵/۱ است و غرق شدن در حواشی آن به دلیل شوری خاك و پف كردگی آن محال به نظر می رسد. ۹/۹۰ درصد این تالاب در محدوده استان اصفهان و مابقی در استان های یزد، فارس و چهارمحال بختیاری قرار گرفته است.

وسعت منطقه و وجود جنگل ها و نیزارهای فراوان شرایطی را فراهم كرده كه بدون راهنمای محلی احتمال گم شدن وجود دارد اما سكوت ، زیبایی و دشت بیكران آن نیز مانع از صرفنظر كردن از این پدیده طبیعی می شود. وجود علفزارها، جنگل های كویری، تپه های شنی، قدیمی ترین بندهای انحراف آب و آسیاب، آب انبارها، قلعه های تاریخی، برج های كبوتر و مساجد قدیمی كه در محدوده این باتلاق قرار دارند، همگی از جاذبه های گردشگری این منطقه به شمار می روند.

فصل پاییز برای بازدید از این تالاب مناسب تر است چرا كه از گرمی هوا كاسته می شود. این تالاب معجزه ای است در دل خشك كویر. برای رسیدن به این تالاب از شهر وزنه در استان اصفهان باید ۲۵ كیلومتر به سمت شرق رفت.

همچنین تالاب گاوخونی در كنوانسیون بین المللی رامسر كه در سال ۱۹۷۱ برگزار شد، با داشتن شاخصه های ویژه هیدرولیكی، بیولوژیكی و اكولوژیكی به عنوان یك تالاب كم نظیر جهانی شناخته شد. در منطقه گاوخونی بیش از ۳۰ نوع پوشش گیاهی مانند تاغ، گز، اشك، درمنه، گون، شور، پرند و قیچ و بیش از ۲۰ هزار پرنده مهاجر مانند فلامینگو، مرغابی، غاز خاكستری و حیوانات دیگر مانند قورباغه تالابی، بزمجه، انواع مارمولك، آهو و گورخر زندگی می كنند كه خیلی از آنها از بین رفته اند.

بدین ترتیب باتلاق یا تالاب گاوخونی نه تنها ترسناك نیست بلكه یكی از مناطق طبیعی و منحصر به فرد جهان به شمار می رود.

      دیرینه روز