شفای بیماران

دوستان و همکاران و دانش آموزان عزیز برای شفای بیماران دعا کنید. التماس دعا

بارم بندی کتاب مطالعات اجتماعی پایه هفتم


بارم بندی کتاب جدیدالتالیف مطالعات اجتماعی سال اول متوسطه اول

ارزشیابی کتبی پایانی نوبت اول:
فصل اول ۳نمره
فصل دوم ۵/۳نمره
فصل سوم۳
فصل چهارم۵/۳
فصل پنجم ۵/۳
فصل ششم ۵/۳
ارزشیابی مستمر :
بحث و گفتگو و اظهارنظر و بیان ایده ها وافکار و همفکری و استدلال و طرح سئوال و پیشنهاد و....... 4نمره
تحقیق ( پرس وجو و مصاحبه کردن . یادداشت برداری و گرداوری اطلاعات و تهیه گزارش بازدید علمی ) 7نمره
درست کردن ماکت و تکمیل و ترسیم نقشه و نمودار و طراحی پوستر و نوشتن متن و شرکت در فعالیت های اجتماعی 4نمره
ازمون های کتبی و عملکردی 3نمره
خودارزیابی 1نمره
ارزشیابی والدین 1نمره

بارم بندی نوبت دوم

فصل هفتم ۵/۳

فصل هشتم ۵/۳

فصل نهم۳

فصل دهم۵/۳

فصل یازدهم ۳

فصل دوازدهم ۵/۳

برگرفته از وبلاگ : مهد تمدن

داستان کوتاه


پسرک پرسید: «بابا! اگه دوستم یه کار بدی بکنه، من چی کار باید بکنم؟»

پدر جواب داد: «باید بهش بگی این کار خوبی نیست. این کارو نکن!»

دوباره پرسید: « اگه روم نشه بهش بگم چی؟». پدر جواب داد: «خب روی یک تکه کاغذ بنویس بگذار توی جیبش».

صبح که مرد برای رفتن به اداره آماده میشد، در جیب کتش کاغذی پیدا کرد با این مضمون: «بابا سلام. سیگار کشیدن کار خوبی نیست. لطفاً این کار رو نکن!»

داستان عاقبت طمع کاران


روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد.

روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند  و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند…

به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت.

با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهای‌شان رفتند.

این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و در نتیجه تعداد میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.

این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون 100 دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون‌ها را بخرد.

در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را هر یک 80 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به 100 دلار به او بفروشید».

روستایی‌ها که احتمالا مثل من و شما وسوسه شده بودند پول‌هایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند…

البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون!!!


منبع: سیمرغ

فواید و آثار روزه گرفتن


آثار و فوايد روزه

آثار و فوايد روزه
آثار و فوايد روزه


 

نويسنده: حسين کريميان




 
مهم ترين اثر روزه بعد تربيتي آن است. روزه روح آدمي را لطيف و اراده انسان را «قوي» و غرائز او را «تعديل» مي کند.
از مرتاضان، که از خودداري هاي مخصوص به تطهير روح مي پردازند، گرفته تا صوفيان، که چله نشينند و امساک از اصول آنها است، و عارفان که مي گويند: «اندرون از طعام خالي دار تا در او نور معرفت بيني.» همگي نقش محوري روزه در خودسازي و تهذيب نفس را باور دارند؛ زيرا روزه، تمرين مقاومت و آمادگي روحي در خودسازي اخلاق و تهذيب نفس بر دو پايه استوار است:
الف) تخليه؛ يعين پاکسازي و تصفيه ي روح از عادات ناپسند و آلودگي هاي مادي که مقدمه ي آن شناخت صفات پسنديده و ناپسند است.

ادامه نوشته

فعالیت تکمیلی تاریخ سوم

درس اول                                                                                                              

آثارونتایج سیاسی ومذهبی حکومت صفویان رابر ایران در5سطر توضیح دهید .                                                                                   

تشکیل دولت صفوی درسال 907هجری قمری که خود حاصل تطوروتحولات تاریخی ایران بعد ازسقوط دولت عظیم ساسانیان درسال16هجری بود، برای ملت ایران دو دستاورد مهم بود: یکی اینکه صفویه بعد از880سال دست بدست شدن کشورمان دردست بیگانگان استقلال سیاسی کشورمان را فراهم کردند دوم مذهب شیعه راازانزوا خارج کرده، مذهب رسمی ملت ایران قرار دادند .                                                     

درس دوم

برداشت وتحلیل خودراازاوضاع علمی،فرهنگی وهنری ایران دردوران صفویه  بیان کنید.

این مورد قبول است درعصر صفویه فرهنگ وتمدن ایران شکوفا شد،معماری ونقاشی ابتدا مکتب تبریز بعدها مکتب اصفهان بوجود آمد.معماری،هنر،نقاشی،فلسفه پویا شداماادبیات سیر نزولی گرفت ،فضای اندیشه تنگ تر

شد .اگر چه مساجد شهر توسعه یافت وعالمان دین عزت یافتند ولی بیشتر این شکوفایی درپایتخت صفوی مشهود بود تا دیگرنقاط کشور.
ادامه نوشته

نوروز


سال نو مبارک

اشنایی با دین مسیحیت



اشنایی با سه شاخه ی دین مسیحیت (کاتولیک،ارتدوکس،پروتستان)
مسیحیت مانند هر دین دیگر، فرقه هاى متعددى دارد كه برخى از آنها باستانى و برخى نسبتا تازه هستند، همچنین برخى از آنها پیروان بسیار و برخى دیگر پیروان اندك دارند. مسیحیان فرقه را كلیسا مى نامند. در مسیحیت سه فرقه بزرگ و تعدادى فرقه كوچك وجود دارد. تفاوت بعضى از فرقه ها (مانند كاتولیك و ارتدوكس ) با یكدیگر بسیار كم است، ولى برخى از آنها(مانند كاتولیك و پروتستان) با هم بسیار تفاوت دارند.

مذهب پروتستان
پروتستان (Protestant) واژه اى فرانسوى است كه از زبان لاتینى آمده و معناى آن معترض است. پروتستان نهضتى بود علیه ارتجاع مذهب كاتولیك. فشار بیش از اندازه كلیساى كاتولیك و وجود دستورات بسیار سخنگیرانه آن و گرفتن باجهاى كلان از عوام بیچاره، مسیحى، باعث گردید كه گروهى از روشنفكران از كلیساى روم فاصله بگیرند و راهى جداى از مذاهب كاتولیك و ارتودوكس بجویند. آنان نخستین جریان معترضى بودند كه تاریخ مسیحیت خود مى دید. لوتر رهبر این نهضت در سال 1488 م علیه دكان روحانیت كاتولیك مبنى بر خرید و فروش گناه و بهشت و عفو نامه هاى پدران روحانى آشكارا به اعتراض برخاست. و این مبناى نخستین مذهب پروتستان گردید.

فلیسین شاله مى گوید: در قرون وسطى و پس از جنگهاى صلیبى، در اثر پیدایش افكار نوین در اروپا، گروهى دریافتند كه كلیساى روم از كلیساى اولیه دین عیسى دور شده است. از طرفى بعضى از پادشاهان اروپا از استیلأ روحانى رم رنج مى بردند و در صدد بودند خود را از بند پاپ رها سازند. اخذ مالیاتهاى ارضى بوسیله كلیسا موجب وخامت اوضاع و تحریك مردم علیه دستگاه روحانى شد. این علل اخلاقى و سیاسى و اقتصادى در قرن شانزدهم میلادى اصلاحات جدیدى را در دین ایجاد كرد. لوتر از این فرصت مناسب استفاده كرد و به مخالفت علیه دستگاه كلیساى رم قیام كرد و سازمان كلیساهاى پروتستانى را بوجود آورد. كلیساهاى پروتستانى با وجود این كه در برخى از مسائل با یكدیگر اختلاف دارند، مع ذلك در امورى مشترك هستند: همگى با قدرت الهى پاپ مخالف اند؛ بر خلاف كلیساى كاتولیك داراى تشكیلات دموكراسى هستند؛ اشخاص غیر روحانى در انتخاب پاسوران سهیم اند؛ مؤ منان براى ارتباط با خدا احتیاج به روحانیون ندارند؛ مقام كشیشى همگانى است؛ كشیشان ازدواج مى كنند؛ اعتراف به گناهان اجبارى نیست؛ اساس شریعت كتاب مقدس است؛ مؤ من مى تواند به آزادى اصول عقاید خویش را از كتاب مقدس بدست آورد و احتیاجى به روحانیان كلیسا ندارد؛ و به بكارت مریم و مقدسین و برزخ عقیده ندارند. در كلیساهاى پروتستانى در یك طرف مردمانى محافظه كار و قدیمى و در طرف دیگر مسیحیان آزادیخواه و حقیقت جو و عرفانى در مقابل یكدیگر قرار دارند. بعضى از علماى الهى پروتستانى آزادیخواه، عقاید مسیحى را طبق مقتضیات زمان براى متجددین تفسیر مى كنند. خودخواهى، گناه اصلى است و رستگارى در اجتناب از اغراض است. جهنم وجود ندارد ولى جهت شایستگان در جهان دیگر، سعادت برقرار است. مراسم به زبان كشورى انجام مى گیرد. افكار ملى به جدائى كلیساهاى پروتستانى كمك مى كند. از این جهت كلیساهاى كاتولیك به ذكر ارزش بین المللى بودن كلیساهاى كاتولیك مى پردازند و كلیساى پروتستان را موجد اختلاف و جدائى جامعه مسیحى مى دانند. كلیساهاى طرفدار لوتر در آلمان و كشورهاى اسكاندیناوى و كلیساهاى طرفدار كالون در فرانسه و سویس و هلند برقرار است. كلیساى آنگلیكان و كلیساى فرقه دیگرى از پروتستان در اكوس از تأسیسات انگلستان است.

از حدود پانصد سال پیش تا كنون فرقه هاى پروتستان بى شمارى در مسیحیت پدید آمده اند. پروتستانها به رهبرى متمركز عقیده ندارند و براى روحانیت مسیحى ارزش چندانى قائل نیستند. پروتستانها بسیارى از اعتقادات فرقه هاى دیگر را رد مى كنند و نوعى مسیحیت پیراسته را مى پذیرند. البته پروتستانها نیز بسیارى اعتقادات غیر عقلانى، مانند تثلیث و فدا را همچنان حفظ كرده اند. در آئین پروتستان، مخصوصا در انگلستان و ایالات متحده آمریكا فرقه هاى بسیارى دیده مى شود كه در بعضى اعمال با یكدیگر اختلاف دارند:
مغتلسه؛ تعمید كودكان را قبول ندارند، و بالغان را با فرو بردن در مایع، تعمید مى دهند. تشكیلات آنان به كلیساى ابتدائى شباهت دارد. با سوگند یاد كردن و خدمت نظام مخالفت دارند.
روشن گرایان؛ قرائت كتاب مقدس و تصفیه و تزكیه زندگى داخلى را طبق روش مخصوص از شرایط رستگارى مى دانند.
انجمن دوستان یا كاكرها؛ با دروغ و جنگ و بردگى دشمنى دارند.
مورمونها؛ كتاب مقدس را حاكم مى دانند.
یكتا گرایان؛ طرفدار آزادى كامل دینى هستند و از حكمت وحدت مطلقه خدا پیروى مى كنند و تثلیث را انكار مى كنند.
سالوتیان دسته دیگرى از فرق پروتستان اند.
صوفیان، آئین بودا و هندو و سایر ادیان را با دین مسیح جمع كرده و متحد ساخته اند.

در قرن چهاردهم میلادى یك نفر از روحانیون انگلیسى به نام جان ویگلف علیه قدرت پاپ قیام نمود. این مرد كه بین سالهاى 1384-1324 میلادى مى زیست، با مراسم عشاء ربانى، تدهین محتضر، اعتراف به گناه، صدور عفونامه از سوى پاپ و دخالت پاپ در امور سیاسى - دنیوى مخالفت كرد. پاپ او را تكفیر نمود و چهل سال پس از مرگش، جسد او را از خاك درآورده و سوزاندند. جان براى نخستین بار كتاب مقدس را به زبان انگلیسى ترجمه كرد و پیروان او مردم را آموزش مى دادند. جان ویگلف با فحشأ و فساد و شرب مسكرات در میان روحانیون بشدت مخالفت كرد. دربار انگلستان از جان حمایت كرد و همین حمایت باعث شد تا افكار او بزودى گسترش یابد. (567) اقدامات و افكار جان ویگلف بود كه زمینه هاى نهضت لوتر و كالون را فراهم ساخت. عصیان مارتین لوتر علیه مذهب مندرس و كلیساى مرتجع كاتولیك بسیار ریشه دار و عمیق بود. او نفى و محو مطلق مذهب كاتولیك را خواستار شد. كالون در ادامه راه لوتر اقدامات مشابه و مؤثرى كرد. تعالیم كالون در فرانسه طرفداران بسیارى پیدا كرد. فرقه پروتستان در حدود نود میلیون نفر پیرو دارد كه اكثرا در آلمان، آمریكا و كشورهاى اسكاندیناوى سكونت دارند. كلیساى لوتر از كلیساى كاتولیك جدا است؛ و از لحاظ سلسله مراتب، اختلافاتى با آن دارد. زبان مذهبى پروتستانها، انگلیسى است.

مراسم و شعائر پروتستانها
مراسم و شعائر پروتستانها عبارت است از:
1- تعمید.
2- اعتراف غیر اجبارى
3- تناول و افطار
4- تلاوت كتاب مقدس.
5- حضور در كلیسا و قرائت ادعیه لوتر
6- ازدواج
اعیاد مذهبى پروتستانها با اعیاد كاتولیك ها یكى است. برخى آمار تعداد پروتستانها را در جهان به دویست و شش میلیون نفر مى رساند. محل اجتماع پروتستانها در انگلستان، اسكاتلند، استرالیا، آمریكا و كانادا مى باشد.

مارتین لوتر، رهبر و بنیانگذار فرقه پروتستان
لوتر در خانواده اى كارگرى بدنیا آمد. پدرش كارگر معدن بود. زندگى لوتر به شیوه معمول هر خانواده فقیر مى گذشت. او براى تأمین معیشت به كار پرداخت. فرد نیكوكارى مخارج تحصیل او را بر عهده گرفت. لوتر فلسفه و حقوق و ادبیات و موسیقى را تحصیل كرد. او در 22 سالگى دچار حادثه طوفان در دریا شد و نذر كرد اگر جان سالم به در ببرد، راهب خواهد شد. در سال 1505 میلادى راهب صومعه اوگوستن شد و در آنجا پنج سال در لباس راهبان درآمد و معلومات مذهبى كسب كرد. او به مقام كشیشى دست یافت. مردى حساس و داراى فكرى بلند بود و پیوسته از گناه و شیطان و عدل خداوند بیمناك بود. كشیشى كه اعترافات او را گوش مى داد، كوشش مى كرد كه خاطر شوریده او را آرامش بخشد. لوتر آناجیل و دیگر كتب مقدس را به دقت مى خواند و آنها را براى شاگردانش تفسیر مى كرد. لوتر متوجه فاصله بسیار زیاد پاپ و تشكیلات كاتولیك با مسیحیت اولیه گردید. او به بدعتهاى پاپ و روحانیون در دین عیسى پى برد. فروش بهشت و خرید گناهان عوام توسط روحانیون را شیطانى دانست. اشرافیت و رفاه فوق العاده روحانیون و همدستى آنان با قیصر و حكام دولتى را نتوانست تحمل كند. او در سال 1517 میلادى رسما با عقاید و شعائر رسمى كاتولیك درافتاد.

بدین سان لوتر باعث بیدارى و شورش مسیحیان آلمان و شمال اروپا گردید و انقلاب بزرگى علیه پاپ و كشیشان و كلیساى كاتولیك روم بپا كرد. در اكتبر 1517 اعلامیه رسمى خود را كه اعتراض نامه او علیه آمرزش و خرید گناهان و دیگر بدعتهاى كلیساى كاتولیك بود، صادر كرد. این اعلامیه اعتراضى در نود و پنج ماده بر بالاى دروازه كلیساى شهر وتین برگ آلمان آویزان شد. اعلامیه او در تمام مواد مستند به كتب مقدسه عهد عتیق و جدید بود. پاپ از این اعتراض به وحشت افتاد و او را در هفتم اوت 1518 میلادى به وسیله نامه اى، فراخواند. ولى لوتر این دعوت را نپذیرفت. پاپ در شوراى مذهبى لایپ زینك در حضور امپراطور آلمان شارل كن و اساقفه كاتولیك وى را به ارتداد و كفر محكوم كرد. امپراطور آلمان كه تازه به قدرت رسیده بود و از انقلاب لوتر مى ترسید، دستور پاپ را اجرا كرد. پاپ از لوتر خواست كه تا پایان فرصت 60 روزه مى تواند توبه كند و از عقاید اعتراضى خود دست بردارد. ولى لوتر نپذیرفت. پیروان او با جان و مال از وى حمایت مى كردند. لوتر نامه پاپ را به آتش كشید. پاپ او را مهدور الدم اعلام كرد و كتابهاى او از طرف اولیأ كلیسا و پاپ تحریم شد. اما على رغم این تكفیر و تحریم ها، بر تعداد پیروان لوتر افزوده مى شد و مطالعه آثار او در میان جوامع مختلف مسیحى با شدت تعقیب مى شد. انقلاب یا نهضت بزرگ پروتستانیزم در كشورهاى فرانسه، سویس، و... اوج گرفت. دهقانان آلمان علیه پاپ شورش كردند. لوتر با سى سال فعالیت مداوم، كلیساهاى پروتستان را در اروپا بنیاد نهاد و به اصلاحات عمیق مذهبى پرداخت.
مذهب او در اروپاى غربى و بسیارى از دیگر جاها مقبول شد. لوتر در سن 62 سالگى در سال 1546 میلادى درگذشت.

تفاوت هاى پروتستان با كاتولیك و ارتدكس
مصلحان پروتستان هیچ گونه اختلافى در محور «مسیح شناسى»، «عیسى خدایى» و «الهیات تثلیثى» با سایر مسیحیان نداشتند و همه ى آنها «اعتقاد نامه ى نیقیه» و سایر اعتقادنامه ها را تصدیق مى كردند و آموزه ى «تجسّد خدا» و «تثلیث الوهیت» را كاملا قبول داشتند; در عوض در برخى مسائل اعتقادى و آیین هاى مذهبى راه خود را از دیگر مسیحیان جدا كرده بودند كه برخى از آنها عبارتند:

1- یكى از مهم ترین محورهاى اختلاف میان پروتستان با دو شاخه ى دیگر، مسئله «حجیت كلیسا» است. پروتستان ها معتقدند كه «كتاب مقدس و، تنها كتاب مقدس، حجت است. » در حالى كه كلیساى كاتولیك معتقد است كه: «مرجع تشخیص عقایدِ صحیح و واسطه ى فیض، كلیسایى است كه سلسله ى مراتب اسقف هایش، به رسولان و در نهایت به مسیح برسد». طبق سخن كاتولیك ها كتاب مقدس باید به وسیله ى كلیسا و پاپ تفسیر گردد، در حالى كه از نظر پروتستان ها كتاب مقدس به هیچ مفسّرى نیاز ندارد و هر شخص مسیحى مى تواند خود به كتاب مقدس مراجعه و آموزه هاى عقیدتى و احكام عملى را از آن استفاده كند. كلیسا جماعت مؤمنان است و رئیسى جز مسیح ندارد; بنابراین هیچ فرد و نهادى واسطه ى فیض نیست. كلیساى كاتولیك و ارتدكس، در بحث حجیت كلیسا دو نكته را مطرح مى كردند:
ـ غیر از كتاب مقدس، تعالیم شفاهى دیگرى از حضرت عیسى باقى مانده و سینه به سینه نقل شده است.
ـ كلیسا معصوم است و هرگاه در موضع فتوا دادن قرار مى گیرد، با تأیید «روح القدس» از خطا در امان مى ماند. پروتستان ها هر دو امر را بى دلیل مى دانند.

2- كلیساى كاتولیك «فیض خداوند» و «اعمال صالح» را شرط سعادت بشر مى داند. اعمال نیك عبارت اند از: احكام خدا، یعنى احكام ده گانه ى عهد عتیق و اخلاق كامل مسیحیت. اخلاق مسیحیت قوانین عملى مشخصى است كه برعهده اشخاص گذاشته مى شود; مانند حضور در مراسم كلیسایى، شركت در عشاى ربانى، حضور براى اعتراف به گناه و مواردى دیگر. اما پروتستان ها در حصول نجات، «ایمان» را كافى مى دانند. مارتین لوتر معتقد بود كه: «وقتى خدا فردى را مى پذیرد، او را تغییر مى دهد. پس اعمال صالح نتیجه ى ضرورى ایمان است.
3- اختلاف دیگر در مسئله ى «عشاى ربّانى» است. كاتولیك ها این آیین را به منزله ى تقدیم قربانى به خداوند مى دانند كه لازم است تحت اشراف روحانیان انجام پذیرد. به علاوه، بر این مطلب پاى مى فشارند كه در مراسم عشاى ربانى، «نان و شراب» حقیقتاً و ذاتاً به «خون و گوشت مسیح» تبدیل مى شود و این آموزه را «تبدّل جوهر» مى نامند. اما لوتر هر دو مطلب را رد نمود و معتقد بود كه خداوند در همه جا حضور دارد و در نظریه ى «هم ذات شدن با خدا» این نكته را مطرح كرد كه خداوند از همان اول در اجزاى نان و شراب حضور داشته است. البته اصلاح گران سوییسى هم چون تسوینگلى به این باور رسیدند كه نان و شراب صرفاً نماد حضور مسیح در آیین عشاى ربانى هستند.
4- یكى دیگر از موارد اختلاف، مسئله ى «اعتراف» است. شخص گناهكار مقابل كشیش مى ایستد و اعتراف خود را در حالى كه سرش را به موازات كمربند كشیش خم كرده، اظهار و اعلام پشیمانى مى كند. كشیش نیز شخص توبه كننده را به تناسب بزرگى گناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مكلّف مى سازد. كلیساى پروتستان مخالفت خود را با اعترافات و آمرزش گناهان به دست كشیش و با شفاعت خواستن از مقدسات اعلام كرده است. 5- كاتولیك ها به «برزخ» اعتقاد دارند. برزخ جایگاهى است كه مؤمنان گناهكار، یعنى كسانى كه پس از تعمید گناه كرده و مجازات دنیوى مقرّر را تحمل نكرده اند، پس از مرگ مدتى در آن جا كفاره ى گناهان را مى گذرانند. ارتدكس ها هم به برزخ اعتقاد دارند ولى چنین اعتقادى نزد پروتستان ها پذیرفته نیست.
6- كاتولیك ها مناصب كلیسایى را به 7 رتبه تقسیم مى كنند، اما پروتستان ها و ارتدكس ها مناصب را تنها سه رتبه مى دانند: اسقفى، كشیشى و شمّاسى. به علاوه، لزوم تجرّد كشیشان را هم انكار مى كنند. لوتر تأكید مى كرد كه باید به كشیشان اجازه ى زناشویى داده شود.
7- دعا براى مردگان، كه در كلیساى كاتولیك و ارتدكس تجویز شده است و سبب دریافت احتمالى نور الهى است، در كلیساى پروتستان فاقد ارزش است. به گفته ى لوتر، زیارت اماكن مقدس، روزه و برگزارى مراسم دعا براى مردگان، باید منسوخ شود.
8- تصاویر شخصیت هاى مقدس كلیسایى و فرشتگان، از دیرباز مورد احترام فوق العاده كلیساى كاتولیك بوده و طبق تعالیم رسمى كلیسایى، احترام به تصاویر، تنها در صورتى كه به قصد احترام به شخص صاحب تصویر باشد، جایز است. پروتستان ها وجود تماثیل و تصاویر در كلیسا را جایز نمى دانند و این گونه احترام را پرستش تلقى مى كنند. امروزه بیش از نیمى از مسیحیان جهان پیرو كلیساى كاتولیك، حدود 30% تابع كلیساى پروتستان و 15% پیرو كلیساى ارتدكس هستند. كشورهاى آلمان، هلند، فرانسه، نروژ، سوئد، دانمارك، فنلاند، سوییس، آمریكا، كانادا، نیوزیلند، استرالیا و آفریقاى جنوبى از كشورهایى هستند كه پروتستان در آن جا طرف داران بیشترى دارد. در حال حاضر تمام گرایش هاى پروتستانى به آمریكا راه یافته اند و این كشور از مهم ترین مراكز پروتستان به شمار مى آید. در سده ى اخیر، پروتستان ها تبلیغات مسیحیت را در ایران سازمان دهى كرده اند.

منبع: http://www.tahoordanesh.com/docs/72e881012049.php



بزرگ ترین های کره ی زمین

بزرگترین های کره ی زمین
بزرگترین های کره ی زمین
بزرگترین قاره ی کره ی زمین:آسیا(44میلیون کیلومتر مربع)

بزرگترین اقیانوس:کبیر یا آرام(166میلیون کیلومتر مربع)

بزرگترین شبه جزیره ی جهان:عربستان(3/183/100کیلومتر مربع)

بزرگترین جزیره ی جهان:استرالیا(7/682/300کیلومتر مربع)

بزرگترین دریای جهان:مدیترانه(2/966/000کیلومتر مربع)

بزرگترین دریاچه ی جهان:خزر یا مازندران(371/795کیلومتر مربع)

بزرگترین خلیج جهان:مکزیکو

طولانی ترین رود جهان:نیل(6600کیلومتر)

پرآب ترین رود جهان:آمازون

بلندترین آبشار جهان:آنجل در ونزوئلا(979متر)

بلندترین سد جهان:روگونسکی در تاجیکستان(325متر)

بزرگترین کشور جهان:روسیه(17/075/400کیلومتر مربع)

کوچکترین کشور جهان:واتیکان(439800متر مربع)

پر جمعیت ترین کشور جهان:چین(1/212/000/000نفر)

پر جمعیت ترین شهر جهان:توکیو(32میلیون نفر)

وسیع ترین بیابان جهان:صحرای بزرگ آفریقا(8/417/500کیلومتر مربع)

بلندترین قله ی جهان:اورست(8848متر)

بلندترین کوه آتشفشانی جهان:آکونگاگوا در آرژانتین(6960متر)

پست ترین ناحیه در خشکی ها در جهان:اطراف بحرالمیت در اردن(392متر زیر سطح دریا)

عمیق ترین ناحیه ی اقیانوس های جهان:گودال ماریان در شرق فیلیپین در اقیانوس آرام(11375متر عمق)

عظیم ترین یخچال جهان:یخچال های قطب جنوب(به ضخامت تا400متر)

پر باران ترین ناحیه ی جهان:چراپونچی در هند(با12متر بارش سالانه)

کم بارش ترین ناحیه ی جهان:بیابان آتاکاما در شیلی

گرمترین ناحیه جهان:العزیزیه در جنوب لیبی(61درجه ی سانتی گراد در سایه)

سردترین ناحیه مسکونی جهان:اویمیاکن در سیبری(88.3درجه زیر سفر)

بلندتیرن مد جهان:در خلیج فوندی در شرق کانادا(19.5متر)

بلندترین موج جهان:در اقیانوس آرام(به ارتفاع34متر در سال1933)

بزرگترین مجمع جزایر جهان:اندونزی(13677جزیره)

بزرگ ترین فلات زمین:تبت(5000متر ارتفاع)

بزرگترین دلتای جهان:سندربن در بنگلادش(77700کیلومتر مربع)

عمیق ترین دریاچه ی جهان:بایکال در روسیه(باعمق1940متر)


تخت جمشيد

تخت جمشيد را مي توان تقريباً همانند ارگ ها و يا دژهاي حكومتي و سكونت گاهي ايران در دوران اسلامي دانست، زيرا پادشاهان يا حاكمان ايالت ها يا شهرهاي بزرگ در ايران بر اساس شيوه اي كهن، فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي خود را غالباً درون محوطه اي محصور و داراي استحكامات دفاعي مي ساختند كه در برابر تهديدها و مخاطرات خارجي و داخلي حتي الامكان در امان باشند. اين گونه مجموعه ها كه آن ها را دژ، كهندژ، قلعه يا ارگ مي ناميده اند، افزون بر فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي، عرصه ها و فضاهاي متنوعي براي برخي از انواع فعاليت هاي خدماتي و نظامي داشتند. چنين الگويي در طراحي شهري از دوران پيش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسياري از نواحي و مناطق سرزمين گسترده ايران وجود داشته است و تخت جمشيد را چنان كه داريوش در كتيبه اي به آن به عنوان يك دژ اشاره كرده است، بايد نمونه اي از اين گونه ارگ هاي سكونت گاهي - حكومتي - تشريفاتي دانست.

به عبارت ديگر تخت جمشيد يكي از پايتخت هاي هخامنشيان بود كه در ايامي كه هواي منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت مي كردند و البته مرام و آيين هاي بسيار كهن و با اهميت نوروز از سوي حكومت هخامنشي در اين جايگاه برگزار مي شد.

بايد توجه داشت كه تخت جمشيد مانند ساير ارگ ها يا دژها در ميان بيابان و دور از مركز سكونت گاهي نبود، بلكه آن را در كنار شهري آباد و بزرگ ساخته بودند. پروفسور كخ بر اساس مطالب نوشته شده در لوح هاي به دست آمده در تخت جمشيد اظهار داشته كه شهري بزرگ در دشت واقع در پايين صفه تخت جمشيد به نام خوادايتشيه. وجود داشت كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. در  لوح هاي ديواني عيلامي به خوادايتشيه و پارسه تقريباً به يك نسبت توجه شده است. البته در ابتداي ساختن صفه و بناهاي تخت جمشيد در لوح ها بيشتر از شهر خوادايتشيه به عنوان مقصد سفر يا محل استقرار رئيس تشريفات نام برده شده، زيرا هنوز در روي صفه، ساختمان و تأسيسات كافي ساخته نشده بود، اما به تدريج كه در كارهاي ساختماني صفه تخت جمشيد پيشرفت حاصل مي شد، از پارسه بيشتر نام برده مي شد.

بنابراين، الگوي ساختن تخت جمشيد در كنار يك شهر مانند برخي ديگر از شهرهاي ايراني پيش از اسلام و همچنين در دوران اسلامي بوده است و آنجا را مي توان نوعي ارگ يا دژ حكومتي - سكونت گاهي دانست كه بخشي از امور حكومتي، سياسي، اداري و اقتصادي امپراتوري هخامنشي در آنجا انجام مي شد.

درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است:

اين كاخ را من (داريوش) ساختم - زيور آن از راه دور آورده شد... زمين كنده شد تا به خاك سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگر تا حدود 20 ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. الوار كاج از كوهي آورده شد كه آن را لبنان گويند. مردم آشور آن را به بابل و مردم كاركه و يونانيان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب يكا از گاندهارا و كرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اينجا روي آن كار شد. سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شنگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم. سيم و آبنوس از مصر آمد. تزييني كه ديوارها با آن زيور يافته از يونان، عاج از اتيوپي و از هند و از رخج آورده شد ولي در اينجا روي آنها كار شد. سنگ هايي كه در اينجا به صورت ستون درآمده سنگ آن را از شهري در الام به نام آبي رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان كه آنها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند. آنهايي كه طلاها را به كار گرفتند مادي و مصري بودند. منبت كاران ساردي و مصري بودند. آنان كه از عاج خاتم مي ساختند بابلي و يوناني بودند. آن ها كه به تزيين ديوار پرداختند مادي و مصري بودند. به ياري و لطف اهورامزدا كاخي باشكوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و كشورم را از هر آسيبي نگه دارد.

چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم از مصالح و مواد غيربومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند. افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران - در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران - به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملاً ايراني است.

 

كاخ ها، تالارها و بخش هاي مهم تخت جمشيد

انواع فضاها و عرصه ها

تخت جمشيد را همان گونه كه داريوش در كتيبه اي به آن اشاره كرده است، مي توان نوعي دژ يا ارگ حكومتي دانست كه جايگاهي براي اداره كشور و برگزاري مراسم رسمي و مذهبي و پذيرايي هاي مهم و باشكوه و تجمع هاي حكومتي و اقامتگاه پادشاه و نزديكان او بود. چنين دژ يا فضايي مانند دژهاي دوران اسلامي كه از برخي از آنها اطلاعات بيشتري در دست است، عرصه هاي گوناگون، اما كمابيش معين و مشخصي داشت. در نزديكي ارگ پارسه يا تخت جمشيد، يك يا چند سكونتگاه بزرگ وجود داشت كه محل زندگي گروه هاي متوسط مردم، كاركنان عادي كاخ ها، گروه هايي از كشاورزان و پيشه وران بود. در برخي لوحه هاي به دست آمده از تخت جمشيد به سكونت گاه هاي واقع در نزديكي تخت جمشيد اشاره شده است، اما هنوز از آنها آثار قابل ملاحظه اي يافت نشده است، زيرا بناهاي آنها با مصالح معمولي و كم دوام ساخته شده بود.

فضاها و عرصه هاي مهم تخت جمشيد را به چند گروه به شرح زير مي توان طبقه بندي كرد:

 

تالارها يا كاخ هاي حكومتي و تشريفاتي

از تالارها يا كاخ هاي تشريفاتي براي برگزاري تجمع هاي بزرگ حكومتي، به حضور پذيرفتن سفرا و نمايندگان ساير كشورها، بار دادن و به حضور پذيرفتن فرماندهان و فرستادگان سرزمين ها يا اقوام زير فرمان پادشاهي هخامنشي، و ساير تجمع هاي مهم اداري و حكومتي استفاده مي شد. در تخت جمشيد دو تالار يا كاخ بسيار باعظمت و باشكوه وجود داشت كه چنين كاركردهايي داشتند، آنها عبارتند از:

- تالار يا كاخ آپادانا در جبهه شمال غربي صفه تخت جمشيد و در نزديكي پلكان اصلي و بزرگ ورودي.

- تالار يا كاخ صد ستون در جبهه شمال شرقي صفه.

 

كاخ هاي سكونتگاهي يا سكونتگاهي - تشريفاتي

كاخ هاي سكونتگاهي يا سكونتگاهي - تشريفاتي، تالارها و كاخ هايي را در بر مي گيرد كه بيشتر به براي سكونت و نيز براي پذيرايي ها، مراسم، جشن ها، و تجمع هاي كوچك رسمي يا نيمه رسمي، خانوادگي و مانند آن مورد استفاده قرار مي گرفت.

اندازه ها، تناسبات و به ويژه موقعيت قرارگيري بسياري از اين كاخ ها و تالارها به خوبي گوياي چنين كاركردهايي است. البته بايد توجه داشت كه هنوز اطلاعات موجود درباره بسياري از عرصه ها و فضاهاي تخت جمشيد به اندازه اي نيست كه بتوان همه خصوصيات كاركردي آنها را به درستي و به طور كامل مورد شناسايي قرار داد. برخي از اين گونه كاخ ها عبارتند از:

- كاخ داريوش يا تالار آينه واقع در جبهه جنوبي آپادانا.

- كاخ هديش واقع در جبهه شمال غربي مجموعه حرمسرا.

- كاخ اندرون (موزه فعلي تخت جمشيد) واقع در جبهه شمال شرقي مجموعه حرمسرا.

- كاخ مركزي واقع در منتهي اليه جنوبي فضاي واقع بين آپادانا و كاخ صد ستون.

 

عرصه زندگي خانوادگي: اندروني يا حرمسرا

بخش اندروني يا حرمسرا در منتهي اليه جبهه جنوبي صفه تخت جمشيد قرار دارد. اين بخش از سمت جنوب به انتهاي صفه و از جبهه شمال به چند كاخ سكونتگاهي - تشريفاتي محدود شده است و از تالارها و فضاهايي نسبتا" كوچك تشكيل شده كه با زندگي خانوادگي پادشاه و اطرافيان نزديك او متناسب است.

 

خزانه

خزانه محل نگهداري انواع اشياء و لوازم مهم مانند بخشي از جواهرات و اشياء گرانقيمت، جنگ افزارها، آذوقه، لوحه هاي مربوط به فرمان ها و حسابرسي ها و ساير كالاها و لوازم باارزش بود. خزانه در جبهه جنوب شرقي صفه و به شكلي مجزا و مستقل از ساير بخش ها ساخته شده بود.

 

فضاهاي ورودي و دروازه ها

صفه تخت جمشيد چند ورودي اصلي و فرعي در جبهه هاي مختلف به ويژه در جبهه هاي غربي و شرقي داشت كه مهمترين آنها به شرح زير است:

- پلكان بزرگ ورودي و دروازه اصلي ورودي واقع در جبهه شمال غربي صفه.

- دروازه نيمه تمام واقع در شمال شرقي صفه و رو به روي كاخ صدستون.

براساس شواهد موجود چند دروازه و فضاي ورودي در جبهه شرقي صفه وجود داشته كه آثار اندكي از آنها بر جاي مانده است.

 

آرامگاه ها يا دخمه ها

دو آرامگاه در ديواره كوه مشرف به صفه تخت جمشيد وجود دارد كه گفته اند به اردشير سوم و اردشير دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها يا دخمه هاي واقع در نقش رستم )شش كيلومتري تخت جمشيد( بي ارتباط با موقعيت صفه تخت جمشيد نبودند و مي توان آن ها را نيز بخشي از عناصر جانبي اين صفه به شمار آورد، زيرا محتمل است كه در فاصله بين صفه تخت جمشيد و نقش رستم، سكونتگاه ها و تأسيساتي وجودداشته كه هنوز اثري از آن ها به دست نيامده است.

 

عرصه ها و فضاهاي خدماتي و نظامي

عرصه ها و فضاهاي خدماتي و نظامي متعددي در بخش ها و قسمت هاي گوناگون صفه تخت جمشيد وجود دارد. از جمله فضاهايي در جبهه شرقي كاخ صدستون هست كه گفته اند محل نگهداري ارابه ها و اسب هاي شاهي بوده است. همچنين آثاري از حصارها و برج هاي نگهباني در جبهه هاي شرقي و نيز در امتداد محدوده و حصار شمالي صفه يافته اند كه براي نگهباني و محافظت از مجموعه تخت جمشيد ساخته شده است. در گوشه جنوب شرقي صفه نيز آثاري يافته اند كه آن را بقاياي برج نگهباني دانسته اند.

 

صفه تخت جمشيد

داريوش براي ساختن مجموعه كاخ ها، خزانه و سكونتگاه ها يا به عبارت ديگر ارگ حكومتي در دامنه كوه رحمت فرمان داد تا صفه يا سكويي بزرگ به درازاي 455 متر و پهناي 300 متر آماده كنند. براي اين كار مي بايست بخش هايي از دامنه كوه را مي بريدند و صاف مي كردند و بخش هاي ديگري را كه گودتر از سطح دلخواه بود، با خرده سنگ و ملاط پر مي كردند و همچنين در برخي جبهه ها به ويژه جبهه غربي و قسمت هايي از جبهه جنوبي و شمالي ديوارهايي با ضخامت زياد با سنگ درست مي كردند تا سطح صفه به شكل دلخواه فراهم شود. ارتفاع اين ديوارها در برخي جاها تقريبا" به 15 متر مي رسيد. براي ورود به اين صفه ابتدا يك پلكان ورودي در جبهه جنوبي ساخته شد و داريوش فرمان داد بر ديواره اين پلكان نبشته اي به چند خط ميخي، عيلامي و بابلي پديد آيد. وي فرمان داد در متن عيلامي اين سنگ نبشته چنين نگارند: پيش از اين در اين مكان دژي وجود نداشت. به خواست اهورامزدا من اين دژ را ساختم... و من آن را استوار، زيبا و مقاوم ساختم. همان طور كه ميل من بود. داريوش در اين كتيبه اشاره كرده كه وي براي نخستين بار فرمان ساختن دژ يا عرصه تخت جمشيد را داده بود. اين عرصه را صفه تخت جمشيد نيز مي نامند زيرا سطح آن از محيط اطرافش بالاتر است. در زمان داريوش، كاخ آپادانا، كاخ سكونتگاهي داريوش و عمارت خزانه بر روي اين صفه ساخته شد و براي دسترسي به آن ها پلكاني در جبهه جنوبي صفه ساختند. بر اساس كتيبه هايي كه در تخت جمشيد پيدا شده است، گفته اند كه در دشت پايين صفه سكونتگاهي پرجمعيت به نام خوادايتشيه وجود داشته كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. پس از داريوش كارهاي عمراني مهمي در زمان خشايارشا در صفه تخت جمشيد صورت گرفت.

 

كاخ آپادانا

كاخ آپادانا يا كاخ بار داريوش كه تقريباً در ميانه جبهه غربي صفه تخت جمشيد قرار دارد، مهمترين بناي اين مجموعه به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نخستين بناي مهم ساخته شده در اين عرصه بوده است. ساختن اين بنا كه از حدود سال 515 (پ.م.) به فرمان داريوش آغاز شد، نزديك به سي سال طول كشيد و در زمان خشايارشا به اتمام رسيد. نقشه كاخ آپادانا از لحاظ اصول معماري به نقشه كاخ بار كوروش در پاسارگاد شباهت دارد و اين نكته نشان مي دهد كه طرح كاخ مزبور الگوي آن بوده است. در مركز اين كاخ، تالاري ستون دار و مربع شكل وجود دارد كه در سه جانب آن (جبهه هاي شمالي، شرقي و غربي) ايواني ستون دار و در جانب جنوبي فضاها و اتاق هاي سكونتگاهي و خدماتي قرار دارد. در چهارگوشه بنا چهار فضاي برج مانند با نقشه اي مربع شكل وجود دارد. اين كاخ بالاتر از سطح صفه قرار دارد و با شماري پله به روي آن مي رفتند. اندازه هر يك از اضلاع تالار مربع شكل 60.5 متر و مساحت تالار اندكي بيش از 3600 متر مربع است كه در هر ضلع آن شش رديف ستون و در مجموع در داخل تالار 36 ستون و هر يك از سه ايوان كاخ نيز 12 ستون داشت. به اين ترتيب در كاخ در مجموع 72 ستون وجود داشت. ارتفاع ستون هاي اين كاخ نزديك به 20 متر بود. داريوش دستور داد متني خاص به مناسبت بناي آپادانا بر روي چهار لوحه سيمين و چهار لوحه زرين، هر يك به اندازه 33×33 سانتيمتر به سه خط فارسي باستان و عيلامي و بابلي بنويسند و در چهارگوشه آپادانا در زير پي بنا قرار دهند. يكيي از مجموعه هاي سيمين و زرين پيدا شده و در گوشه هاي ديگر، جاي قرارگيري محفظه لوحه ها را يافته اند كه البته لوحه هاي آنها غارت شده است. متن لوحه پيدا شده چنين است. داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي. داريوش شاه مي گويد: اين كشوري كه من دارم، از سرزمين سكاهاي آن سوي سغد تا حبشه، از هند تا سپارت (سارد، ليبي) را اهورامزدا، بزرگ ترين خدايان به من ارزاني داشت. اهورامزدا مرا و شاهنشاهي مرا بپاياد.

 

ايوان و پلكان شرقي آپادانا

ايوان شرقي 12 ستون در دو رديف شش تايي دارد كه درگاه ورودي تالار را در وسط آن ساخته اند. به نظر مي رسد كه ورودي اصلي كاخ آپادانا در ابتدا از جبهه شرقي آن بوده است و به همين سبب است كه مهمترين نقشي كه در تخت جمشيد حجاري شد و حاكي از اهميت اين مجموعه به عنوان مركز حكومتي امپراتوري هخامنشي بود، در نماهاي پلكان شرقي ايجاد شد، زير اهمه ميهمانان، سفرا و نمايندگان ايالت هاي زير فرمان امپراتوري و كشورهاي ديگر از طريق آن به كاخ وارد مي شدند. ورودي اين ايوان مانند ايوان شمالي از دو پلكان دوطرفه تشكيل شده كه يكي در جلوي ديگري قرار گرفته است. شكل كلي نماي پلكان جلويي از سه بخش تشكيل شده است. در بخش وسط كه به شكل مستطيل است، نقشي متشكل از هشت سرباز پياده وجود دارد كه در دو طرف يك سطح مستطيل شكل بدون نقش، رو به روي هم ايستاده اند. افراد هر يك از دو گروه چهار نفره به صورت يك در ميان لباس مادي (كلاه نمدي و لباس ساده) و لباس پارسي (كلاه ترك دار استوانه اي شكل و لباس بلند چين دار) پوشيده اند. در سطح مستطيل شكل وسط شايد مي خواسته اند نقشي يا متني حجاري كنند كه آشكار نيست به چه دليل موفق به اين كار نشده اند.

در وسط سطح حاشيه بالاي سطح فوق، نقش حلقه بال دار كه آن را نماد فر ايزدي يا نيروي اهورايي و برخي نمادي از قدرت الهي دانسته اند، وجود دارد و در دو سوي آن دو مجسمه از حيواني بال دار يا سر انسان كه احتمالاً نماد نگهباناني فوق بشري بوده است، وجود دارد. بر اساس بررسي هاي چند تن از باستان شناسان كتيبه سنگي حجاري شده اي كه در محل خزانه كشف شد، به اين پلكان تعلق داشت و در جاي سطح مستطيل شكلي كه توضيح داده شد، قرار داشت و به دلايلي كه هنوز كاملاً روشن نيست، آن را از جاي خود در آورده اند و به محل خزانه انتقال داده اند و سنگي را كه نقش هشت سرباز بر روي آن است، در جاي آن قرار داده اند. بر روي سطح حجاري شده اي كه در خزانه كشف شد، نقش مجلس (بار عام شاهي) حجاري شده است. برخي نكاتي كه بر اساس اين حجاري به نظر مي رسد، چنين است:

پادشاه و چند نفر ديگر در زير سايباني قرار گرفته اند. در نقطه مركزي تصوير، پادشاه بر روي نوعي تخت يا صندلي مجلل و مزين نشسته است. در دست راست او يك عصا يا چوب دستي بلند و در دست چپ او يك گل نيلوفر آبي قرار دارد. زير پاي او يك كرسي كوتاه طراحي شده و زيبا قرار دارد. پشت سر او شخصي عالي مقام ايستاده كه در دست راست او نيز يك گل نيلوفر قرار دارد. اين شخص و پادشاه بر روي سكوي كوتاهي كه اندكي از سطح زمين بالاتر است قرار گرفته اند، و به اين ترتيب جايگاه متمايز و بلندتري نسبت به اطرافيان مستقر شده اند. اين موضوع براي نشان دادن برتري آنان نسبت به سايرين بوده است. بعضي از باستان شناسان معتقدند كه شخص بر تخت نشسته داريوش و شخص ايستاده پسر و وليعهد او، خشايارشا بوده است. برخي نيز گفته اند كه شخص نشسته خشايارشا بوده است و ساختن ايوان و پلكان شرقي يا اتمام آن را به وي نسبت داده اند. شخصي در جلوي پادشاه به شكل محترمانه و در حالي كه دستش را به نشانه ادب و احترام در جلوي دهان خود گرفته، در حال ارائه گزارش امور (احتمالاً گزارش مربوط به آمدن نمايندگان ملل و اقوام گوناگون و معرفي آنان) به پادشاه است. برخي حدس زده اند كه او رئيس تشريفات بوده است. در پشت سر وليعهد شخصي ايستاده كه جامه پارسي بر تن دارد، اما سر بندي مانند شال روي سر، گردن و شانه هايش را پوشانده اتس، و حوله اي تا شده روي دست چپ او قرار دارد، احتمالاً او از خدمتكاران شاه يا وليعهد بوده است. با فاصله اندكي از وي نيز يك سرباز با لباس مادي قرار گرفته كه با دست راست كمانداني را گرفته است. در پشت سر اين شخص و در بيرون از سايبان، دو سرباز در لباس پارسي اما با كلاهي كوتاه، ساده و استوانه اي شكل ايستاده اند. دو مرد يا سرباز ديگر نيز كمابيش با همين هيبت و در حالي كه يكي از آنها جعبه يا بخورداني در دست دارد، در طرف ديگر و بيرون سايبان قرار گرفته اند. در هر يك از دو طرف اين صحنه، دو حيوان، يك شير و يك گاو، در حالي ديده مي شوند كه شير بر پشت گاو پريده و در حال دريدن اوست. برخي از پژوهشگران در تفسير اين صحنه نظريه هاي گوناگوني ارائه داده اند كه يكي از آنها با مراسم نوروز و مجلس سلام عام نوروز كه از ايام باستان تا دوران اخير مرسوم بوده است، سازگارتر است. بر اين اساس، شير يكي از صورت هاي فلكي (برج اسد) و نشانه و نماد خورشيد و همچنين نماد تابستان بوده است. گاو نيز يكي ديگر از صورت هاي فلكي (برج ثور) و نماد و نشانه زمستان بوده است. در اين صورت پيروزي شير بر گاو حاكي از رسيدن خورشيد به منزل گاو است و منظور از آن فرا رسيدن نوروز و سپري شدن زمستان بوده است. اين تفسير با ساير نقوش واقع در پلكان عقبي ايوان شرقي كه بار يافتن نمايندگان ملل در آنها  نشان داده شده، سازگار است، زيرا در گذشتهدر هنگام جشن نوروز نمايندگان ملل و اقوام تابع شاهنشاهي هخامنشي و احتمالاً سفيراني از ساير ملل و كشورها براي عرض تبريك سال نو در طي مراسمي خاص در مجلس بارعام شركت مي كردند. سطح نماي پلكان عقبي همين ايوان به دو بخش يا دو جبهه تقسيم مي شود، جبهه اي كه در طرف شمال پلكان جلويي قرار دارد و جبهه اي كه در طرف جنوب آن است. سطح جبهه شمالي عقبي به سه رديف افقي بر روي يكديگر تقسيم شده است كه در آنها سربازان (گارد جاويدان)، بزرگان لشكري و كشوري، و كاركنان اداري و خدماتي دربار نشان داده شده اند. سطح سمت جنوبي اين پلكان نيز به سه رديف افقي تقسيم شده است. سطح اين سه بخش كه شكلي شبيه به ذوزنقه پديد آورده به 23 قسمت تقسيم شده است كه در هر يك از آنها نمايندگاني از يك ايالت يا قوم ايراني يا زير فرمان ايرانيان بر روي سنگ حجاري شده است. هر گروه از سه تا نه نفر نماينده در لباس هاي بومي تشكيل شده است كه در جلوي هر كدام يك راهنماي پارسي يا مادي قرار دارد كه آنان را نزد پادشاه مي برد. مي توان حدس زيد كه اين گروه ها بر اساس سنتي كهن براي تبريك نوروز به پايتخت آمده بودند و هر كدام به ترتيبي معين نزد شاه مي رفتند و با هدايايي به نزد شاه مي رفتند. نام هر يك از گروه هاي مزبور با برخي از هداياي آنان به شرح زير است:

 

مادها

گروه مادي ها نه نفر است كه نفر اول آنان فردي نظامي با كلاهي نمدي شكل و متفاوت از بقيه گروه است و خنجري بر كمر دارد. در جلوي اين گروه يك فرد پارسي با عصايي در دست ايستاده كه آنان را به جايگاه هدايت مي كند. هداياي آنان عبارتند از: يك كوزه، دو كاسه، چند خنجر، گردنبند، دستبند، پارچه و لباس.

خوزي ها

گروه آنان شش نفر است و يك فرد نظامي مادي هدايت آنان را در جلو بر عهده دارد. آنان چند كمان، خنجر، يك شير و دو بچه شير به همراه دارند.

هراتي ها

گروه چهار نفره آنان همراه با يك افسر پارسي هدايايي مانند دو جام، يك شتر و پوست حيوان به همراه دارند.

رخجي ها

آنان چهار نفر هستند و به همراه يك نظامي مادي، دو جام، يك شير و يك پوست پيشكش مي برند.

مصري ها

بخش مهمي از نقش مربوط به گروه شش نفره آنان از ميان رفته است.

پارتي ها

گروه چهار نفره آنان با يك افسر راهنماي مادي، چند جام و يك شتر همراه است.

ساگارتيان ها

شخصي با كلاه مادي در جلوي گروه پنج نفره آنان و پشت سر يك راهنماي پارسي قرار دارد. آنان چند جامه و يك اسب به همراه دارند.

ارمني ها

گروه سه نفره ارمني ها همراه يك راهنماي پارسي، يك اسب و جامي نفيس هستند.

بابلي ها

آنان شش نفر هستند با يك راهنماي مادي كه چند پياله، لباس چين دار و يك گاوميش كوهان دار همراه دارند. نفر اول آنان شايد براي احترام دست راست خود را بلند كرده است.

آشوريان بين النهرين

هفت نفر آشوري با راهنمايي فردي ارسي، تعدادي پياله، پوست، لباس و دو قوچ براي هديه آورده اند.

سكاييان كلاه نوك تيز

گروه شش نفره آنان كه همگي خنجر به كمر بسته اند با يك افسر مادي هستند. آنان يك اسب، تعدادي دستبند و جامه همراه دارند.

گنداريان

سه نفر از گروه شش نفره آنان پنج نيزه و يك سپر در دست دارند و يك گاو كوهان دار نيز به همراه مي برند.

سكاها

گروه پنج نفره سكاها مسلح اند و يك اسب، چند تبرزين و خنجر پيشكش مي برند.

لوديه ها

چهار نفر از شش نفر آنان كلاه بر سر دارند و شماري گلدان، كاسه، بازوبند و ارابه دو اسبه همراه دارند.

كاپادوكي ها

آنان پنج نفر هستند و يك اسب و مقداري جامه هديه آورده اند.

ايونيه ها

آنان هشت نفر با لباسي يك شكل هستند، شماري كاسه، جام، پارچه و كلاه پيشكش آورده اند.

پارتوي ها

چهار نفر پارتوي همراه با راهنماي مادي خود تعدادي كاسه و پياله و يك شتر دوكوهانه به همراه دارند.

هندي ها

گروه پنج نفره هندي ها يك سرپرست دارد كه لباس او با چهار نفر ديگر متفاوت است. راهنمايي گروه را فردي پارسي بر عهده دارد. يك نفر از آنان ترازويي حمل مي كند كه اشياء گرانبهايي در آن است، يك قاطر و دو تبر نيز از هداياي آنان به شمار مي آيد.

سكاهاي اروپايي

محل حجاري اين گروه و چند گروه بعدي در جايي از پلكان است كه مجبور شده اند شخص راهنما را بالاتر و نفر آخر گروه را پايين تر از افراد ديگر تصوير كنند. آنان چهار نفر هستند و نيزه، سپر، و يك اسب به همراه دارند.

عرب ها

اين گروه سه نفره است. راهنماي آنان يك فرد پارسي است.  مقداري پارچه يا لباس و يك شتر حمل مي كنند.

زرنگي ها

اينان چهار نفر هستند. راهنماي ايشان يك فرد مادي است، نيزه، سپر و يك گاو همراه دارند.

ليبي ها

سه نماينده ليبي ها، نيزه، آهو و ارابه اي دو اسبه حمل مي كنند. راهنماي آنان يك فرد پارسي است.

حبشي ها

اعضاي اين گروه سه نفر هستند. ظاهراً موهاي آنان كوتاه و مجعد است كه نشان مي دهد آفريقايي هستند. آنان جعبه اي حاوي كالاهي گرانبها و احتمالاً يك عاج فيل و زرافه اي كوچك از گونه اي خاص به همراه دارند.

 

البته مي توان حدس زد كه به سبب كمبود سطح كافي براي نشان دادن مراسم سلام نوروز در يك محل نتوانسته اند تعداد واقعي نمايندگان را نشان دهند و چه بسا عده واقعي نمايندگان كشورها و مقدار هداياي آنان و نيز عده افسران و نظامياني كه در مراسم سان و رژه شركت مي كردند بسيار بيشتر از آن بوده كه حجاري شده است. افزون بر اين، مي توان آنان را نمايندگان برگزيده گروه هاي بزرگتر شركت كننده دانست كه مي توانستند به جايگاه مخصوص نزديك شوند. بين سطح مستطيل شكل همين پلكان و سطح مثلث شكل آن، سطحي مستطيلي وجود دارد كه كتبه اي از خشايارشا در آن است. اين كتبه نشان مي دهد كه حجاري هاي اين كارخ در زمان خشايارشا به اتمام رسيد. متن آن چنين است:

خداي بزرگ اهورامزدا (ارت) كه اين زمين آفريد، كه آسمان آفريد، كه مردمي آفريد، كه خوشبختي داد مردمان را كه خشايارشا (خشايارشا) را شاه كرد، يكي را شاه بسياري، يكي را فرمانرواي بسياري، من (هستم) خشايارشا، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهايي كههمه گونه مردم دارد، شاه در اين كشور بزرگ و دورمرز، پسر داريون - شاه، (از تخمه) هخامنشي گويد خشايارشا شاه بزرگ آنچه مرا كرده آمد، اينجا و آنچه مرا كرده آمد در جاي هاي ديگر، همه را به تأييد اهورمزدا كرده ام. مرا اهورمزدا بپاياد! با ديگران ايزدان، و كشورم را، و هر آنچه را كه كرده ام.

 

كاخ داريوش

كاخ داريوش (معروف به تچر) در جبهه جنوب غربي آپادانا قرار دارد و به نظر مي رسد بناي آن همزمان يا اندكي پس از شروع ساختمان آپادانا آغاز شد.

اين كاخ از يك تالار مركزي مربع شكل با 12 ستون و ايواني در سمت جنوب تشكيل شده است. حياطي نيز در جلوي اين ايوان وجود دارد. در جبهه شمالي تالار مركزي دو اتاق بزرگ ستون دار وجود دارد كه در يك طرف هر كدام و در ميان آن ها اتاق هايي كوچك يا پستوهايي قرار دارند كه به نظر مي رسد براي انبار از آن ها اتاق هايي كوچك يا پستوهايي قرار دارند كه به نظر مي رسد براي انبار از آنها استفاده مي شد.م برخي از درگاه ها، قاب پنجره ها و طاقچه هاي سنگي اين كاخ بر جاي مانده است. بعضي از اين عناصر از يك قطعه سنگ يكپارچه ساخته شده اند. سنگ هاي مورد استفاده در اين كاخ از جنسي خاص و با سطحي بسيار صاف و صيقل شده و به گونه اي است كه تصوير اشياء و اشخاص در آن منعكس مي شود، به اين سبب در دوره معاصر آن را تالار آيينه نيز ناميده اند.

نگاره اي از داريوش در محل ورود به تالار اصلي كاخ وجود دارد كه او را در حال خارج شدن از كاخ نشان مي دهد. در اين نگاره، دو نفر در پشت سر دارويوش قرار دارند، يك نفر يك چتر آفتابي و ديگري يك مگس پران در يك دست و حوله اي در دست ديگر دارد. اين دو نفر كوچك تر از شاه نقش شده اند. در نزديك اين نگاره، كتيبه اي است كه متن آن چنين است: داريوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي اين كاخ را ساخته است.

از تالار اصلي دو درگاه به سمت دو اتاق بزرگ در طرف شمال تالار وجود دارد كه نگاره اي بر آنها تصوير شده است. در اين نگاره شاه در حال وارد شدن به تالار از اتاق نشان داده شده است. در اين نگاره نيز ملازماني در پشت سر شاه قرار دارند.

در درگاه هاي شرقي و غربي اتاق بزرگ واقع در گوشه شمال شرقي تالار مركزي نگاره اي وجود دارد كه خدمتكاري را با روغن دان و حوله نشان مي دهد. اين نگاره حاكي از جنبه سكونتگاهي اين كاخ است.

دردرگاهي در تالار اصلي نيز نقشي وجود دارد كه نبرد پهلواني را با حيواني افسانه اي (با بدن شير، دم عقرب، با شاخ و بال) نشان مي دهد كه ظاهراً پهلوان كه بسيار استوار ايستاده است، در حال غلبه بر حيوان است.

حجاري ها و كتيبه هاي اين كاخ نشان مي دهد كه از آن به عنوان محل و فضاي پذيرش برخي مراجعه كنندگان نيز استفاده مي شده است. 

 

شکوه ایرانیان

 منبع: