جزیره جاوه

جاوه ، پرجمعیت ترین جزیرة جهان و مهم ترین جزیرة کشور اندونزی * . جاوه از جزایر سونداراجا (سوندای بزرگ ) است . این جزیره در ْ105 تا ْ114 طول شرقی و ْ6 تا َ30 8 عرض جنوبی ، تقریباً در قلب مجمع الجزایر اندونزی ، قرار دارد و پنجمین جزیرة وسیع این کشور است که 7% از خاک آن را شامل می شود (مظفری ، ص 15؛ ژرار و روف ، ص 9). شهر جاکارتا، پایتخت اندونزی (در مغرب جاوه و ساحل شمالی آن ) و جزیرة مادورا ــ که به سبب نزدیکی و ارتباط فراوانش با جاوه مساحت و جمعیت این دو جزیره معمولاً با هم ذکر می شوند ــ در شمال جاوه است ( رجوع کنید به الموسوعة العربیة العالمیة ، ج 8، ص 173؛ > کتاب سال جهان اروپا 1999 < ، ج 1، ص 1774).




ادامه نوشته

نام و شهرت در ایران

نام و شهرت در ایران
 
نامهاي ديگري هم با پسوند اسب مانند تهماسب ، جاماسب نيز به معني دارنده ي اسب است كه نشاني از شهامت و بزرگي است. همچنين استفاده از نام شير ( هژبر) و انوش به معني جاويدو منوچهر (دارنده ي چهره ي بهشتي) در نامهاي مردان ايراني فراوان است كه در جمع چنان مي نمايد كه  بي باكي ، بزرگي و جاويدان بودن  يا داريوش به معني نگهبان نيكي ،از جمله صفات پسنديده اي بوده است كه در نامهاي مردان استفاده مي شد. در نامهاي زنان هم ايرانيان خوش سليقه بوده اند نامهايي با پسوند  يا پيشوند ماه، گل ، دل ، آذر و نوش  يا نامهاي گل  اوج اين خوش سليقگي را نشان مي دهد  بعضي نامهايي چون ركسانا به معني درخشنده نيز در همين راستا است.  در انتهاي اين نوشته   فهرستي از  اين نامها را خواهيم آورد تا شما را با خود همداستان كنيم.

 2- نام خانوادگي  امروزين

    استفاده از نامهاي ايراني در سراسر دوران باستان رواج كامل داشت اما در دوران اسلامي به مرور از سده ي دوم هجري با گسترش فرهنگ اسلامي و بي صاحب ماندن آيين گذشته استفاده از نامهاي عربي در ايران رواج يافت و اين روند به شكل نگران كننده اي پيش رفت اما در سده ي سيم و چارم هجري در پي توجه ايرانيان به  نگاه نژاد پرستانه ي تازيان و گرايش حكومتهاي ايراني مانند صفاريان و سامانيان به فرهنگ ايراني و توليد كتابهايي چون شاهنامه  فرهنگ ايراني جايگاه رو به افول خود را ترك و جاني تازه گرفت  نقش شعوبيان در اين دوران قابل توجه است.  توجه حكومتهاي ترك به فرهنگ و ادب ايراني  و نقش شاهنامه ها نيز در اين ميان در خور توجه است.  از اين زمان نامهاي ايراني همگام با نامهاي اسلامي انتخاب و در نواحي مركزي و كوهستاني ايران نامهاي باستاني فراواني بيشتر ي دارد.

    در اين روزگاران هر فردي به نام خود و پدرش و طايفه اش خوانده مي شدو نام محل تولد خود را هم يدك مي كشيد  البته نام هر شخص در ايران معمولا با لقبي همراه بود كه آن نوعا از شغل فرد و يا شهرت خاص او گرفته مي شد مانند عمر خيام  اوزون حسن  به معني حسن دراز .  در خانواده‌های طبقه‌ی متوسط خیلی وقت‌ها شغل آنها اسم فامیل می‌شد مثل جورابچی یعنی جوراب‌فروش یا بلور‌فروش یا بزاز، پارچه‌فروش و این‌ها. خیلی از خانواده‌ها یک ناحیه‌ای را انتخاب می‌کردند که می‌توانست یک ناحیه‌ای از یک شهر مثل سنگلجی، یک استان مثل خراسانی یا شیرازی باشد .  در برخي از موارد هم از كنيه براي شناسايي افراد استفاده مي شد كه اين كنيه و لقب نوعا برگرفته از فرهنگ اسلامي بود و ما در بخشي  جداگانه در مورد لقب و كنيه و انواع آن  خواهيم نوشت. در اين فاصله برخي از خانواده ها و طوايف قدرتمند نام خود را به اعضاي خانواده مي داد. اين موضوع  بويژه در دوران قاجار كه القاب سلطنتي رواج داشت  استفاده مي شد برخي شاعران و دانشمندان نيز نام خود را به ارث باقي مي گذاشتند و خانواده شان پس از مرگ خود را با نام او مي خواندند. سادات نيز خود را به نام جد خود مي خواندند.

      ا ز سال 1304 خورشيدي كه قانون سجل احوال  در مجلس شورا تصويب شد  انتخاب نام خانوادگي اجباري شد بموجب اين قانون هركس براي گرفتن شناسنامه ناچار بود نام خانوادگي را براي خود انتخاب نمايد.  با اجرايي شدن اين قانون برخي  موضوعات ديگر نيز آشكار شد كه تا آن زمان بر محققين مشخص نبود . در نواحي كوهستاني ايران برخي طوايف وجود داشتند كه براي نام خانوادگي خود نام توتم قبيله را بر مي گزيدند.  نامهاي خانوادگي مثل گرگوند  يا سگوند  از همين نمونه است  .  نظام اجباري يا همان سربازي كنوني از جمله تبعات قانون سجل احوال بود . همين امر سبب شد تا بعضي طوايف  نسبت به اين قانون مقاومتي از خود نشان داده و با انتخاب نامهاي خانوادگي طنز آلود يا نگرفتن شناسنامه و نيز انتخاب نام بد براي جلوگير ي از نظر بد به استقبال سجل احوال رفتند . طبقات متوسط و جوامع شهري در اين زمان با انتخاب نامهاي خانوادگي كه سيادت يا افتخارات و القاب خانوادگي آنها را نشان بدهد   شناسنامه گرفتند . همچنين اين طبقات با انتخاب نامي كه زيبايي و معني آن نشان از سطح فرهنگ آن زماني آنها مي داد به نوعي وظيفه ي خود را انجام داده و دفتر سجل احوال را پر مي كردند  در اين مورد گاهي به نامهاي طنز آلودي برخورد مي كنيم كه از آن نمونه  اين است : كچلي ، دماغي پشكلوندو...

3- لقب

      در بخش گذشته تذكر داديم كه انتخاب  القاب افراد در گذشته به دلايل مختلف صورت مي گرفته است  كه بيشتر با شغل و نيز محل زندگي انان مرتبط بوده است اما گاهي نيز افرادي را به طنز لقب مي دادند كه آن لقب از سر دشمني بود و معمولا در حضور او بيان نمي شد  اين موضوع در نواحي مختلف ارتباط نزديكي با فرهنگ عمومي آن ناحيه داشت و ركاكت آن با سطح فرهنگ انان  ارتباط داشت.  معمولا سادات اولاو خود را با پيشوند مير ميخواندند     .

    واژه ي ميرزا گاهي در پيش و كاهي در پس و گاهي  به عنوان  نام مي آمد . انتخاب ميرزا به عنوان نام عمدتا از سوي سادات براي اولاد ذكور انتخاب مي شد .  اين نام گاهي از سوي خانواده  براي اولاد ذكوري كه مادر آنان سيده بود انتخاب مي شد  و اين موضوعات معمولا با احترام سادات در جامعه ي ايراني مرتبط است. ميرزا در اول نام معمولا از سوي سادات بود ولي از سوي خانواده ها ي ديگر هم انتخاب مي شد . انتخاب اين نام براي منشيان زبر دست درباري هم صورت مي گرفت.  در طول دوران قاجاريه شاهزادگان قجر با پسوند ميرزا خطاب مي شدند . انتخاب نام شاه به عنوان پيشوند يا پسوند هم دستور مخصوص دارد شاهان صفوي كه خود را از سلسله ي صوفيه و مرشد مي دانستند همانند سلسله هاي صوفيه نام شاه را اول مي آوردند تا همانند شاه نعمت الله ولي  شوند  اما شاهان قجر كه اين نسبت را نداشتند نام شاه را پسوند نام خود كردند .

4- كنيه

انتخاب كنيه از آداب ايراني نبوده و امروزه فقط در برخي مناطق عرب نشين ايران  داير است .  اين موضوع از فرهنگ اعراب است كه براي احترام افراد معمولا نام افراد را نمي خواندند بلكه او را به فرزندش خطاب مي نمودند  به نظر مي رسد اين نام گذاري دنباله ي همان فرهنگ گذشته ي افتخار كردن افراد بر اولاد پسر باشد معمولا اعراب به داشتن اولاد پسر افتخار مي كردند و هركسي به نام اولين فرزند ذكور خود كنيه مي گرفت  اين نام معمولا با افزودن ابا و ابو بر اول اسم فرزند ذكور و خطاب كردن پدر به آن همراه بود و جزء افتخارات اعراب بود . آنان كه با تاريخ اسلام آشنايند مي دانند كه پيغامبر اسلام  هر چند فرزندي به نام قاسم داشت و به آن هم كنيه گرفت اما مرگ قاسم و نداشتن اولاد ذكور در دوران نبوت سبب شد تا او را ابتر بنامند و سوره ي كوثر در پاسخ اين بهانه ها نازل شد . داستان كنيه و تنوع آن به اين مختصر ختم نمي شد  زيرا گاهي افراد را به شوخي كنيه مي دادند مثل ابوهريره و گاهي اين شوخي ركاكتي نداشت اما بعدها مو رد سوء استفاده شد مانند ابوتراب كه پيغامبر به علي خطاب كر د اما معاويه بعدها اين را توهين پيامبر به علي خواند و علي را يكسره از سر تحقير  ابوتراب خطاب كرد. كنيه ها الزاما به نام ذكور نبود و اشخاصي هم به نام اولاد اناث خوانده مي شدند مثل ابو مريم  . كنيه فقط براي پدر نبود زيرا مادران را هم با افزودن ام بر اول نام فرزند ذكور به اين كنيه مفتخر مي كردند  براي زنان گاهي نام همان صورت كنيه داشت كه يكي از دخترا پيغامبر و نيز يكي از دختران علي با همين شكل نام داشتند. كه شرح و تفصيل كنيه و لقب  از حد اين مختصر خارج است .

چگونگي شكل گيري نوروز

عید نوروز چگونه شکل گرفت انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود. پیدایش جشن نوروز جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود». روایت های اسلامی درباره نوروز آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود. و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. جشن نوروز جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد. پنجه (خمسه مسترقه) بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد. میر نوروزی از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند. از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه». منبع : مجله موفقیت

تاریخچه ی خط


                                                                         کاظم صالحی

تاریخچه خط:

 بد نیست بدانیم که خط فارسی از چه زمانی پیدا شد و چگونه رو به کمال رفت و شایستگی آن را پیدا

کرد که آثار برجسته ای را در خود بپرورد و به قلمرو ادبیات جهان پیشکش کند .

 می دانیم که بشر در آغاز ، نوشتن نمی دانست و مقصود خود را تنها با گفتار ، آن هم در حد نیازهای

 آن روز ادا می کرد . تاریخ پیدایش خط به درستی معلوم نیست ، این اندازه روشن است که نخستین

نوشتارهای انسان ، بسیار ساده و ابتدایی بوده است به این معنی که با طرزی به دور از ظرافت تصویر

چیزها را می کشیدند و به این ترتیب مقصود خود را به دیگران می فهماندند . به این نوع خط خط تصویری

می گویند که هنوز در میان برخی ازاقوام ،نشانه هایی از آن بر جای مانده است .

 

خط تصویری به تدریج تکامل پیدا کرد پس از گذشتن از مرحله علامت نویسی ( معنی نگاری ) به مرحله

الفبایی قدم گذاشت . الفبا برای اولین بار در میان فنیقیها یعنی اقوامی که حدود سه هزار سال قبل از

میلاد در سرزمین فنیقی ( لبنان کنونی و حوالی آن ) سکونت داشتند رواج پیدا کرد و از آن جا به سایر

جاها پراکنده شد .

ایرانیان چند صد سال پیش از میلاد یعنی در دوره پادشاهی مادها ، علامتهای میخی بابلی را اقتباس

کردند و ازآن به مانند فنیقیها ، الفبایی مستقل ترتیب دادند .

خط میخی:

الفبایی که ایرانیان در عهد باستان به کار می بردند خط میخی نام نهاده اند . این نامگذاری از آن جهت

بوده است که برای نوشتن آن از میله آهنـــی کوچک یا چوبـــی شــــبیه به میخ ، استفاده می کـــردند

و خطهایی که با آن بر لوحه های گلی نقش می کردند ، شبیه به میخ بود. این خط که می توان آن را

خط هجایی نامید دارای سی وشش حرف ( هجا ) بود و از چپ به راست نوشته می شد . تمام سنگ

نوشته های بازمانده از عصر هخامنشی به این خط است.

 

میـــخی سومــــری را غالب پژوهشگــــران نخســــتین گونهٔ خط در غــــرب آسیا می‌ شـمارند.سومـریان

(حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد) با ابـــداع خط میخی دوره‌ای را آغــــاز کردند که به عنـــوان آغـــاز

خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت لوحهای گلین برجای مانده

 متعلق به تمدن‌های میان رودان است.به ‌تازگی برخی همچون دکتر عبدالمجید ارفعی بر اینکه سومریان

 مخترع خط دراین منطقه بوده‌اند را زیر پرسش برده اند. این گروه برای این نظریه دو دلیل می‌آورد، یکی

این که برخی نام‌های شهرهای سومری به گونهٔ هزوارش هستند که نشان می‌‌دهد که از زبان و خط

دیگری گرفته شده و دلیل دیگر پیدا شدن اسنادی در جیرفت و شهر سوخته در خاور ایران به خط میخی

آغازین است که کهن تر از خط سومری هستند .

 

 کتیبه‌ای به خط ناشناخته محل کشف : محوطه‌ی باستانی جیرفت

کتیبه‌ای به خط میخی

خط میخی هخامنشی به احتمال زیاد توسط داریوش بزرگ ایجاد شده است. می‌گوییم به احتمال زیاد

 چون که کتیبه‌هایی از شاهان محلی (پارسی) هخامنشی (اجداد داریوش) چون آریارمنا و نیز کتیبه‌ای

 کوتاه منتسب به کوروش یافت شده‌اند. اما صاحب‌نظران معتقدند که این کتیبه‌ها (و لوحها) همه بعد از

سلطنت داریوش نوشته شده‌اند.رمزگشایی میخی هخامنشی و اهمیت آن در شرق شناسی خط

میخی هخامنشی به خاطر سادگی اولین نوع خط میخی بود که رمزگشایی شد. به طور خلاصه روند

خوانش مجدد به صورت زیر بود.ازمیان شاهان هخامنشی تنها کسی که پدرش شاه نبود داریوش بود.

خط اوستایی:

تاریخ اختراع خط اوستایی را که آن هم در اصل از خطوط سامی گرفته شده بود اواخر دوره ساسانی

 دانسته اندکه ازآن برای نوشتن متون دینی مربوط به آیین زردشتی ، به ویژه کتاب اوستا ، استفاده

می شد . خط اوستایی مانند اغلب خطوط سامی از راست به چپ نوشته می شد و چهل وچهار

حرف داشت . کتاب دینی زردشتیان اوستا ست که اصل آن در زمان حمله اسکندر به ایران از میان

رفته است و اوستای موجود در دوره های بعد گردآوری و تنظیم شده است .

اوستای موجود ، از پنج کتاب به نامهای یسنا ، پشتها ، ویسپرد ، وندیداد و خرده اوستا ، تشکیل شده

است و جملگی حاوی نیایش اهورامزدا ، خدای بزرگ و بی همتا ، ایزدان و فرشتگان ، ستایش پاکی و

نیکی و راست کرداری،نکوهش دیوان واهریمنان و همچنین شامل دستورها و احکام و دکرهای مذهبی

 است و در بخشهایی از آن ، به ویژه یشتها ، اخبار تاریخی و داستانها و روایات آمده است .

خط پهلوی:

خطی را که ایرانیان در عصر اشکانی و ساسانی به کار می بردند و تا چند قرن بعد از اسلام هم در

 گوشه و کنار ولایات شرقی ایرانیان برای نگارش آثار فکری و فلسفی مربوط به آیینهای پیش از

اسلام ، به کار می رفته است، خط پهلوی می نامند . کلمه پهلوی اصلا از واژه پرثو گرفته شده

 است که اسم قوم اشکانی بوده است . خط پهلوی که قسمت عمده ادبیات پارسی میانه بدان

نوشته شده دارای اصلی آرامی است . این خط بیسا و دو حرف ( هجا ) داشته و به مانند اوستایی

 از راست به چپ نوشته می شده است .

خط عربی:

به درستی روشن نیست که خط عربی از چه تاریخی برای نوشتن فارسی به کار رفته . قدیمی ترین

 کتابی که به خط فارسی امروزه در دست است و در تاریخ کتابت آن شکی نیست ، کتابی است در

زمینه پزشکی به نام ( الابنیه عن حقایق الادویه ) که در سال ۴۴۷ ه.ق اسدی توسی آن را نوشته

است . اما پیش از این تاریــخ هم خط عربی برای نوشته های فارسی به کار می رفته است . در

قرنهای اولیه اسلامی ، فارسی را همزمان با خطهای عبری ، مانوی و پهلوی هم می نوشتند .

استفاده از خط عربی برای زبان فارسی در هر دوره ای که آغاز شده باشد ، گام بزرگی بوده است در

جهت نزدیک کردن زبان و فرهنگ توده های مردم ایران به دیانت مقدس اسلام ، این پیوند خجسته

بنیانهای اندیشه ایران اسلامیرا استوار کرد و اولین آثار شعر و نثری هم که به این زبان پدید آمد .

در واقع ، همین خصلت را در خود منعکس کرده است.


فواید گون

فواید گون

نویسنده :علیرضا
تاریخ:سه شنبه 8 آذر 1390-02:12 ب.ظ

گون (گیاه مولد کتیرا(

از کتیرا در فرآورده های سرماخوردگی به عنوان نرم کننده و ضدسرفه مصرف می شود.

استفاده ی دیگر آن در کنترل اسهال است؛ چون می تواند مقدار زیادی آب جذب کند و از خروج آن از بدن جلوگیری کند.

گون با نام علمی Astragalus gummifer از خانواده ی Leguminosae (خانواده ی نخود) است. گیاهی است چند ساله، بوته مانند و دارای ساقه ی چوبی با برگ هایی مرکب از برگچه های متعدد که این برگ ها اکثرا فرد می باشند.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به المان

خاطرات سفر به آلمان

به عنوان یک معلم علوم اجتماعی بسیار علاقه مند بودم که به یک کشورها ی اروپایی

 

سفری داشته باشم و از نزدیک با ویژگی های جغرافیایی و انسانی و انچه که در کتاب

 

جغرافی دوم در مورد قاره ی اروپا خواند ه ایم اشنا شوم و از انجا که دایی ام و فرزندانش

 

مقیم المان می باشند شرایط برای رفتن من و خانواده ام در 19 تیر 1389 فراهم شد .

 

خانواده ی دایی ام در شهر کنستانز در جنوب المان زندگی می کردند برای راحتی خود و

 

ان ها بلیط هواپیما را برای شهر زوریخ در  کشور سوئیس که در نزدیک شهر کنستانز بود

 

گرفتم ، البته هواپیما به صورت مستقیم به زوریخ پرواز نداشت و از مشهد  به دوحه ی قطر

و از انجا به زوریخ پرواز نمودیم وبه این بهانه به شهر دوحه نیز رفتیم .قبل از انکه خواسته

 

ادامه نوشته

کانال سوئز

وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿50﴾ البقرة

 

و هنگامى كه دریا را براى شما شكافتيم و شما را نجات بخشيديم و فرعونيان را در حالى كه شما نظاره

مى‏كرديد غرق کردیم

 

مشخصات کانال سوئز


كانال سوئز آبراهه‌اي كشتي‌رو به طول 166 كيلومتر است كه درياي سرخ را به درياي مديترانه پيوند مي‌دهد. كمترين پهناي اين كانال، 55 متر و كمترين ژرفاي آن 12 متر است. اين كانال زير نظر فرديناند دولسپس، مهندس فرانسوي، از بندر سعيد تا خليج سوئز ساخته شد و در 17 نوامبر 1869 ميلادي پس از 11 سال كوشش هزاران كارگر گشايش يافت  ا ین کانال دریای مدیترانه را به آبهای وسیع آسیا از طریق دریای سرخ مربوط می سازد. بدون این کانال یک کشتی باربری ازمقصد ایتالیا به سنگاپورمجبور به دور زدن جنوب افریقا می باشد واین عمل زمان وفاصله را دو برابر می کند. مسافران در این کانال معموﻷ ازدیدن منظره بی انتهای تانکرها , کشتیهای حمل بار و دگر کشتیهای اقیانوس پیما دچار شگفتی بی حدی می شوند

 


تاریخچه کانال سوئز  

 

طرح اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ به زمانهای قدیم و تمدن های کهن باز می گردد. قبل از کانال سوئز کنونی، مصریان باستان با راه انداز راه های قایق رو، ارتباط میان دریای سرخ به رود نیل را مهیا کرده بودند. یکی از اولین تلاشهای موثر برای ساخت یک کانال ارتباطی در زمان یکی از فرعون های مصر بنام" نیچو" که در قرن ششم قبل از میلاد می زیسته صورت گرفته است که هنگام حمله پارسیان به مصر، داریوش اول دستور کامل کردن این کانال را صادرنمود.

حدود سال 1800 پس از میلاد به دستور ناپلئون مسئله اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ به منظور کوتاه تر کردن مسیر ارتباطی با هند دوباره بررسی شد. در آن زمان محاسبات یکی از مهندسان فرانسوی نشان داد که اختلاف ارتفاع آب میان دو دریا در حدود 10 متر می باشد و راه اندازی یک کانال معمولی می تواند باعث ویران شدن بسیاری از سرزمین های اطراف شود. اما بعدها مشخص شد که محاسبات قبلی درست نبوده و کنسول فرانسه در قاهره که به مهارت در حفاری کانال شهرت داشت تضمین داد که می توان کانال بزرگی برای برقراری ارتباط میان این دو دریا درست کرد.

در سال 1859 کارگران مصری شروع به کار کردند پس از گذشت 18 سال کار ساخت کانال به پایان رسید. به دنبال آن در سال 1869 کانال، بصورت رسمی توسط امیر اسماعیل افتتاح شد. از روسای سراسر جهان (فرانسه، انگلستان، روسیه و ...) برای افتتاح کانال دعوت شد .


1956 سال بحران در کانال سوئز بود. در جولای آن سال جمال عبدالناصر ریئس جمهور وقت مصر در میدان شهر اسکندریه اعلام کرد که این کانال بین المللی می باشد. قرار بر این شد تا درآمد حاصل از عبور و مرور کشتی ها از این کانال صرف ساختن یکی از سدهای بزرگ و نیمه کاره در مصر شود که برای آن قبلا" مصر وام های زیادی دریافت کرده بود. دو ماه پس از گذشت این ماجرا نیروهای اسرائیل، انگلیس و فرانسه بر علیه مصر دست به اقدام نظامی زند که خیلی زود بر اثر فشار های بین المللی مجبور به عقب نیشینی شدند و جمال عبدالناصر پیروز این میدان شد.

این کانال در سال 1967 به مدت شش روز به دلیل حمله اسرائل به قسمتی از خاک مصر بسته شد و به دنبال آن تا سال 1973 که جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد بارها ترمیم گشت. پس از دوسال که به علت جنگ کانال بسته بود مجددا" در سال 1975 بازگشایی شد.

امروزه کانال سوئز علاو بر آنکه بطور متوسط گذرگاه بیش از 50 کشتی در روز می باشد، اقامتگاه بسیار مفرحی برای توریست ها نیز می باشد

 

 

ملي شدن كانال سوئز

 

در روز 26 ژوييه سال 1956 ميلادي جمال عبدالناصر، رئيس جمهور مصر رسما كانال سوئز را ملي اعلام كرد. ناصر اين تصميم را براي تامين مالي اجراي طرح هاي عمراني مصر اتخاذ كرد.

 

 

حفر کانال سوئز بدستور داریوش

 

 

 

کانال سوئز که توسط دانشمند توانای ایرانی آرته در اواخر قرن ششم پیش از میلاد و به فرمان داریوش بزرگ حفر گردید و افتخاری همیشگی را برای ایرانیان ثبت نمود.داریوش بزرگ باتوجه به اهمیت راههای دریایی به ویژه راه دریایی بین ایران و مصر که در آن زمان جزو کشورهای تابعه امپراتوری هخامنشی بود دستور داد کانالی بین دریای مدیترانه و دریای سرخ از راه رود نیل حفر شود تا کشتی های تجاری و نیز ناوگان دریایی ایران به راحتی از آن عبور کرده و راه کوتاهتری بین ایران و مصر پیموده شود.

 

به یاد بود این افتخار بزرگ لوحه یادبودی به زبانهای،پارسی،عیلامی،بابلی و مصری در آنجا نصب گردید.

این کتیبه در سال 1866 هنگام حفر کانال جدید در 33 کیلومتری کانال کنونی یافته شد.

 

«منم داریوش ،شاه شاهان،شاه کشورهایی که تمام نژادها را در خود دارد.شاه این سرزمین بزرگ با مرزهای فراخ.من پارسی هستم و به همراه پارسیان مصر را گرفتم.دستور دادم تا این کانال را از دنبال نیل که در سرزمین مصر جاریست تا دریایی که پارسیان به آنجا روند بکنند.این کانال کنده شد همانگونه که فرمان دادم.وکشتیها از مصر به سوی ایران روانه شدند چنانکه اراده من بود.»

 

 

 

اسلام و عید نوروز

اسلام و عيد نوروز

سال نو مبارک
 

نوروز واژه‌اي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مي‌‌‌يابد گذارده مي‌شود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.
بيروني در تعريف نوروز نقل مي‌كند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشن‌هاست."
 
مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر مي‌رسد آريائي‌ها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميان‌رودان سال را به دو قسمت تقسيم مي‌‌كردند كه هر يك با انقلابي شروع مي‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته مي‌شد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته مي‌شد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده‌ است كه در ايران قبل از ورود آريائي‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائي‌ها كه در فلات ايران ساكن بوده‌اند به آن عمل مي‌كرده‌اند.
 
"نوروز" را ايرانيان گرامي مي‌دارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون يافته،‌ اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كرده‌‌اند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.
 
آيين‌ها و رسم‌هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه‌هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره‌اي مختلف‌اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله‌هايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ مي‌دهند.
ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين‌ها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌هاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار مي‌گرفت ايرانيان مي‌كوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيت‌هاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌هاي ملي ايراني را با سنت‌هاي اسلامي در آميختند. در نتيجه از ميان انبوه جشن‌هاي ايراني قبل از اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و جشن‌هاي كوچك‌تري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان جشن‌هاي ياد شده بزرگ‌ترين اعياد ملي ايرانيان جشن نوروز است.
 
نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقش‌هاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا مي‌توان يافت. يكي از كهن‌ترين و بزرگ‌ترين منابعي كه به جشن و افسانه‌ها و آيين‌هاي مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. او مي‌نويسد:
«سال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها جابه‌جا مي‌شد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنين به نظر مي‌رسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.
 
احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شيعه منحصر نيست، اما چنان در ميان شيعيان فراگير است كه حتي رواياتي از امامان شيعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. براي مثال علامه مجلسي در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ عليه‌السلام حديثي را بدين مضمون نقل مي‌كند: "در آغاز فروردين، آدم آفريده شد و آن روز فرخنده‌اي است براي طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و ديدار پادشاهان و كسب دانش و زناشويي و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بيماران بهبودي مي‌يابند و نوزادان به آساني زاده مي‌شوند و روزي‌ها فراوان مي‌گردد."مجلسي همچنين حديث ديگري را درباره نوروز نقل مي‌كند كه منتسب به امام كاظم عليه‌السلام است و آن اين كه "اين روز بسيار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پيمان گرفت تا او را پرستش كنند و براي او شريك قائل نشوند و به آيين فرستادگان‌شان درآيند و دستورشان را بپذيرند و آن را اجرا نمايند و آن نخستين روزي است كه آفتاب بدميد و بادهاي بار دهنده بوزيد و گل‌هاي روي زمين پديد آمد و هم جبرئيل بر پيامبر نازل شد و نيز روزي است كه ابراهيم بت‌ها را شكست و هم پيامبر علي را بر دوش خود گرفت تا بت‌هاي قريش را از خانه كعبه بينداخت.
علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آيين نوروز و از آن فراتر تأييد اين مذهب بر نوروزگان، تداوم گراميداشت نوروز در دوره اسلامي را مي‌توان به علاقه شديد ايرانيان براي حفظ مواريث باستاني خود نيز نسبت داد.
"برتولد اشپولر" ايران‌شناس بزرگ آلماني در اين باره مي‌‌‌گويد:‌ "از جشن‌هاي قديمي ايراني، بيش از همه جشن‌ سال نو (نوروز؛ شكل عربي آن نيروز) و نيز در پايان تابستان جشن پاييز (مهرگان) طبيعتاً بر اساس تقويم قديمي برگزار مي‌شد. البته مسلمانان، به‌ويژه در زمان عمر دوم (عمربن عبدالعزيز) كوشش كردند تا اين اعياد را ملغي كنند و كساني را كه در اين مواقع به طور كلي هداياي متداولي براي مقامات بالاتر مي‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.
اما اين رسم چنان عميق با انديشه و احساس مردم ايران وابسته بود كه به زودي پيروز‌مندانه براي خود جايي باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسيان، اما به‌ويژه در زمان آل‌بويه كاملاً در همه جا متداول شد و حتي در بين‌النهرين (درست در بغداد و حتي در بصره) رسمي همه‌گير شد. در سوريه، مصر و شمال آفريقا نيز اين جشن در برخي از زمان‌‌ها به طور نامنظم برگزار مي‌شد.
بدين ترتيب نوروز با ورود اسلام به ايران و فراگيري اين مذهب در پهنه‌اي وسيع از شبه قاره هند تا شمال آفريقا، اين مجال را يافت تا در ميان اقوام غير ايراني نيز تداول يابد.
با توجه به اين كه عباسيان بيش از پنج سده نفوذ سياسي و ديني خود را در جهان اسلام - با فراز و نشيب بسيار - حفظ كردند، مي‌توان دريافت كه بزرگداشت نوروز از سوي خلفاي اين سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثير گذار بوده است. نوروز از زمان پيامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ايراني همواره مورد توجه بوده است. به شهادت تاريخ، حضرت محمد صلي‌‌الله عليه‌وآله و حضرت علي عليه‌السلام و بزرگان و خلفاي اسلام نوروز را گرامي مي‌داشتند و در دستگاه خلافت عباسي نوروز عظمتي خاص داشت و پس از اسلام نيز نوروز بزرگ با سنت‌هاي اسلامي شكوه و جلالي ديگر يافته بود. خاندان‌هاي بزرگ ايراني چون سامانيان و ديلميان و آل زياد به نگهداري و پاسداري سنن ملي دلبستگي فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نياكان خود مردم را بار عام مي‌دادند و آداب ديرين را معمول مي‌داشتند. شهرياران صفوي هم در اجراي مراسم جشن نوروز كوشش بسيار مي‌كردند و مردم نيز تشريفات عيد به جاي آوردند.
برگزاري جشن نوروز در دوره صفويه به ‌ويژه با نگاه به احاديثي كه محدثين بزرگ اين دوره همچون علامه مجلسي درباره نوروز نقل كرد‌ه‌اند، قابل ارزيابي است. چنين مي‌نمايد كه در اين دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه‌اي كاملاً اسلامي يافته بود و تفكيك عناصر باستاني و اسلامي در اين آيين باشكوه كاري دشوار مي‌نمود.
 
در كتاب‌هاي مشهور ادعيه همچون اقبال الا‌عمال سيد‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شيخ توسي اشاره‌‌اي به دعاي تحويل سال نگرديده و اين نشان مي‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشيع سند روايي مورد اعتماد براي آن موجود نيست. اما مجلسي در كتاب زادالمعاد در خصوص اين دعا گزارش مي‌كند كه در كتب غير مشهوره روايت كرده‌اند كه در وقت تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانيد: يا مقلب‌القلوب والابصار يا مدبر الليل والنهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال. بنابراين با توجه به اين گزارش دعاي تحويل سال در دوره صفويه مرسوم و معمول بوده است.
 
در هر حال جدا از اين كه دعاي تحويل سال تا پيش از دوره صفويه چگونه بوده و اين دعا در كدام يك از مأخذ حديثي نقل شده است، نفس دعا يا قرائت قرآن يا حتي نمازگزاردن هنگام تحويل سال نشان از اسلامي شدن نوروز دارد. حتي بعضي‌ها معتقدند كه عبارات دعاي تحويل سال برگرفته از عبارات قرآني يا احاديث و رواياتي است كه در معتبرترين مأخذ شيعي نظير "التهذيب" شيخ توسي نقل شده‌اند.
از اين گذشته بزرگ‌ترين نماد آيين نوروز كه "هفت سين" است، فلسفه‌اي باستاني و اسلامي دارد. "محمد علي دادخواه" كه اخيراً پژوهشي با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سين" را به نگارش در آورده، در اين باره مي‌نويسد:‌ "عدد هفت برگزيده و مقدس است. در سفره نوروزي انتخاب اين عدد بسيار قابل توجه است. ايرانيان باستان اين عدد را با هفت امشاسپند يا هفت جاودانه مقدس ارتباط مي‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را در خانه هفتم نويد مي‌دهند. علامه مجلسي مي‌فرمايد: آسمان هفت‌ طبقه و زمين هفت طبقه است و هفت ملك يا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحويل سال، هفت آيه از قرآن مجيد را كه باحرف سين شروع مي‌شودبخوانند آنان را از آفات زميني و آسماني محفوظ مي‌دارند."
 
همچنين تقدس ديني لحظه تحويل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهاي مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه مي‌روند. شيرازي‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علي‌بن حمزه روي مي‌آورند و مشهدي‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) مي‌شتابند و بسياري از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد مي‌آيند و بعضي از مردم ري و تهران در حرم شاه‌عبدالعظيم."
با اين وجود صيغه اسلامي نوروز كه با توجه به اكثريت مطلق مسلمانان در ايران امري بديهي است، مانع از آن نشده كه پيروان ساير مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ايرانيان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آييني متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌هاي ايراني و بسياري ديگر از كشورهاي تحت نفوذ فرهنگ ايراني چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز و مناطق كردنشين تركيه، عراق و سوريه است
 
در روايات اسلام نوروز روزي است كه جبرئيل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدير خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ايراني روزي است كه آفريدگار از خلقت جهان فارغ مي‌شود و روز آفرينش انسان است.
واژه (عيد) در قرآن كريم تنها يكبار در آيه 114، سوره مائده آمده است: (عيسي ابن مريم گفت بارالها! اي پرودگار تو ما از آسمان مائده اي فرست تا اين روز براي ما و كساني كه پس از ما آيند روز عيد مباركي گردد و آيت و حجتي از جانب تو براي باشد، كه تو بهترين روزي دهندگاني.
عيسي بن مريم اين دعا را آن هنگام كه حورايون به او گفته بودند كه: اي عيسي ابن مريم، آيا خداي تو مي تواند براي ما از آسمان مائده فرستد؟ عيسي در پاسخ آنان مي گويد: اگر ايمان آورده ايد از خدا بترسيد! و هرگز شك در قدرت خدا و يا شك در اجابت دعاي پيغمبر خدا نكنيد. حواريون گفتند (ما شك نكرده ايم ليكن) مي خواهيم كه از آن مائده آسماني تناول كنيم تا دل هاي ما مطمئن شود (و بر يقين ما بيفزايد) و تا به راستي عهدهاي تو پي بريم و بر آن گواه باشيم.
 
عيد خود مصدري است مانند عود به معناي بازگشتن و به همين مناسبت، سالگردها و يادبودها را (عيد) گويند. البته، اين نامگذاري به ياد بودهاي خوش وتوأم با شادماني اختصاص دارد.
 
(عيد) روزي است كه در آن سود و منفعتي به دست بيايد و در شرع مقدس اسلام، روزهاي اضحي و فطر عيد ناميده مي‌شوند. كه در عيد اضحي قرباني، و در عيد فطر زكات فطره مطرح است. نيز مي‌توان گفت، عيد آن روزي است كه در آن نماز ويژه‌اي برگزار كنند، يا روزي است كه مجمعي در آن فراهم آيد، و يا آنكه عيد روزي است كه خلق از ماتم به شادماني (عود) كنند، يا روزي است كه زندانيان را از زندان رها كنند، و يا كودكان را از مكتب بيرون فرستند، يا روزي است كه تفاوتي ميان درويش و توانگر نباشد، يا آنكه (عيد) روز شريف و ارجمندي مي‌تواند باشد.
از آيه (مائده) استفاده مي‌شود كه حضرت عيسي و مسيح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع يك معجزه الهي در تاريخ است براي همه انسان‌ها (عيد) قرار داده است، تا اين روز آيت و حجتي از جانب خداوند براي مردمان در تمامي اعصار بوده باشد و به ميمنت اين پديده پر بركت همه ساله شادماني و خجستگي آن روز تكرار گردد.
از آنجا كه (مائده) به معناي خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، مي‌توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عيسي مسيح (ع) ويژگي خاصي داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.
بنابراين، عيد در اين آيه اشاره دارد به نزول يك بركت آسماني در پوشش طبق يا طبق‌هايي از طعام و خوردني كه مي‌تواند تكرار و بازگشت آن روز نيز همان بركات را به همراه داشته باشد و از اين جهت، آيت و حجتي ديگر از جانب خداوند متعال براي انسان‌ها و فرصتي ديگر براي ايجاد ارتباط با خدا و ذكر و ياد او در دل‌ها و زبان‌ها بوده باشد.
آداب اسلامي نــوروز
در كتاب مفاتيح‌الجنان كه طي دهه‌‌هاي گذشته يكي از بزرگ‌ترين كتاب‌هاي مورد رجوع عموم براي انجام مستحبات مذهبي بوده به نماز عيد نوروز اشاره شده كه نمازي است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عيد غدير خم وارد شده است.
 
مفاتيح الجنان همچنين روايتي از معلي‌بن‌خنيس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال اين روز و دعاي مربوط به آن را همراه دارد. بي‌آنكه اشاره‌اي به فضيلت اين روز كرده باشد. ولي بحارالانوار مجلسي روايات معلي‌بن‌خنيس را به تفصيل آورده است. در آن روايات به فضيلت و برتري اين روز نسبت به ساير ايام بسيار پرداخته است و يكي از روايات مفصل معلي‌بن‌خنيس از نوروز را اين گونه تجليل كرده است: نوروز روزي است كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفت، روزي است كه جبرئيل بر نبي عليه‌السلام نازل شد، روزي است كه رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله، علي عليه‌السلام را بر دوش كشيد تا بت‌هاي قريش را از بالاي كعبه مي‌كند، روزي است كه نبي عليه‌السلام به وادي جن رفت و از ايشان بيعت گرفت، روزي است كه براي علي عليه‌السلام از مردم بيعت گرفت (غدير خم) روزي است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزي است كه امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف بر دجال پيروز خواهد شد.

و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق عليه‌السلام در مفاتيح الجنان:
فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه‌ترين جامه‌هاي خود را بپوش و به بهترين بوي‌هاي خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهاي پيشين و پسين و نافله‌هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان.
همان طور كه مشاهده مي‌شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن، پوشيدن جامه نو و معطر گرديدن به بوي‌هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي‌شود، ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.
 
نماز عيد نوروز
 
نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي‌توان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تاكيد بر قرائت سوره‌هاي كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدي‌ها داشته باشد.
 
 
دعاي عيد نوروز
 
دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله و آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان آغاز مي‌شود آنگاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ايشان ادامه مي‌يابد.
 
در اين دعا آمده است: (هذا الذي فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين فراز با اندكي جابجايي در كلمات در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نيز آمده است.
 
 
فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز :
 
( اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده‌ها به ميان مي‌آيد بيش از اندازه قابل توجه است زيرا، چنانكه نقل شده است عيد نوروز همان روزي است كه حضرت سليمان عليه‌السلام انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرده است.

پي‌نوشت‌ها:
1. ذكايي، پرويز: نوروز تاريخچه و مرجع‌شناسي، مركز مردم‌شناسي ايران، تهران، 1353، ص19




2. كريميان سردشتي، نادر: "نوروز در روايات شيعه و در كتاب التاج جاحظ بصري"، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، پژوهشكده مردم‌شناسي، تهران، 1379، ص45 3. اشپولر، برتولد:‌ تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي، ترجمه مريم ميراحمدي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1369، ج2، ص359-358 4. رضي، هاشم: گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان،‌ انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451 5. دادخواه، محمد‌علي: نوروز و فلسفه هفت‌سين، انشارات حروفيه، تهران، 1382، ص119 6. مدرس زاده، مريم: عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و آيين‌ها و اساطير ايراني، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، ص131 7. مفاتيح الجنان

مناطق مختلف جهان

گرم ترین ، سردترین ، مرطوب ترین ، خشک ترین مناطق زمین کدامند ؟

گرم ترین نقطه : گرم ترین دمای هوا در العزیزیه در لیبی ثبت شده که 58 درجه سانتی گراد بوده است .
سردترین نقطه : سردترین دمای هوا در وستوک قطب جنوب ثبت شده که 89- درجه ی سانتی گراد بوده است .
مرطوب ترین نقطه : چراپونچی در دامنه های هیمالیا در کشور هند با 11 متر باران در سال .
خشک ترین نقطه : بیابان آتاکاما در شیلی که بیش از 400 سال در آن باران نبارید است .

نامگذاری آسیا و اروپا

نامگذاری آسیا و اروپا

ریشه ی تاریخی این دو قاره به آشوریان ساکنین بین النهرین بر می گردد و آنان جهان شناخته شده ی خود را به دو قسمت کرده بودند :
1- سرزمین هایی که جایگاه طلوع آفتاب ( شرق ) بود را « Acu » آسو به معنی روشنی و نور نامیدند ( آسیا )
2- سرزمین هایی که در محل غروب خورشید ( مغرب ) قرار داشت « Earb » به معنی تاریکی نام نهادند ( اروپا )
یونانیان باستان نیز این اصطلاحات را ابتدا برای سرزمین های یونان و ترکیه امروز پذیرفتند و سپس آن را برای سرزمین آسیا و اروپا به کار برده اند .