نام و شهرت در ایران
2- نام خانوادگي امروزين
استفاده از نامهاي ايراني در سراسر دوران باستان رواج كامل داشت اما در دوران اسلامي به مرور از سده ي دوم هجري با گسترش فرهنگ اسلامي و بي صاحب ماندن آيين گذشته استفاده از نامهاي عربي در ايران رواج يافت و اين روند به شكل نگران كننده اي پيش رفت اما در سده ي سيم و چارم هجري در پي توجه ايرانيان به نگاه نژاد پرستانه ي تازيان و گرايش حكومتهاي ايراني مانند صفاريان و سامانيان به فرهنگ ايراني و توليد كتابهايي چون شاهنامه فرهنگ ايراني جايگاه رو به افول خود را ترك و جاني تازه گرفت نقش شعوبيان در اين دوران قابل توجه است. توجه حكومتهاي ترك به فرهنگ و ادب ايراني و نقش شاهنامه ها نيز در اين ميان در خور توجه است. از اين زمان نامهاي ايراني همگام با نامهاي اسلامي انتخاب و در نواحي مركزي و كوهستاني ايران نامهاي باستاني فراواني بيشتر ي دارد.
در اين روزگاران هر فردي به نام خود و پدرش و طايفه اش خوانده مي شدو نام محل تولد خود را هم يدك مي كشيد البته نام هر شخص در ايران معمولا با لقبي همراه بود كه آن نوعا از شغل فرد و يا شهرت خاص او گرفته مي شد مانند عمر خيام اوزون حسن به معني حسن دراز . در خانوادههای طبقهی متوسط خیلی وقتها شغل آنها اسم فامیل میشد مثل جورابچی یعنی جورابفروش یا بلورفروش یا بزاز، پارچهفروش و اینها. خیلی از خانوادهها یک ناحیهای را انتخاب میکردند که میتوانست یک ناحیهای از یک شهر مثل سنگلجی، یک استان مثل خراسانی یا شیرازی باشد . در برخي از موارد هم از كنيه براي شناسايي افراد استفاده مي شد كه اين كنيه و لقب نوعا برگرفته از فرهنگ اسلامي بود و ما در بخشي جداگانه در مورد لقب و كنيه و انواع آن خواهيم نوشت. در اين فاصله برخي از خانواده ها و طوايف قدرتمند نام خود را به اعضاي خانواده مي داد. اين موضوع بويژه در دوران قاجار كه القاب سلطنتي رواج داشت استفاده مي شد برخي شاعران و دانشمندان نيز نام خود را به ارث باقي مي گذاشتند و خانواده شان پس از مرگ خود را با نام او مي خواندند. سادات نيز خود را به نام جد خود مي خواندند.
ا ز سال 1304 خورشيدي كه قانون سجل احوال در مجلس شورا تصويب شد انتخاب نام خانوادگي اجباري شد بموجب اين قانون هركس براي گرفتن شناسنامه ناچار بود نام خانوادگي را براي خود انتخاب نمايد. با اجرايي شدن اين قانون برخي موضوعات ديگر نيز آشكار شد كه تا آن زمان بر محققين مشخص نبود . در نواحي كوهستاني ايران برخي طوايف وجود داشتند كه براي نام خانوادگي خود نام توتم قبيله را بر مي گزيدند. نامهاي خانوادگي مثل گرگوند يا سگوند از همين نمونه است . نظام اجباري يا همان سربازي كنوني از جمله تبعات قانون سجل احوال بود . همين امر سبب شد تا بعضي طوايف نسبت به اين قانون مقاومتي از خود نشان داده و با انتخاب نامهاي خانوادگي طنز آلود يا نگرفتن شناسنامه و نيز انتخاب نام بد براي جلوگير ي از نظر بد به استقبال سجل احوال رفتند . طبقات متوسط و جوامع شهري در اين زمان با انتخاب نامهاي خانوادگي كه سيادت يا افتخارات و القاب خانوادگي آنها را نشان بدهد شناسنامه گرفتند . همچنين اين طبقات با انتخاب نامي كه زيبايي و معني آن نشان از سطح فرهنگ آن زماني آنها مي داد به نوعي وظيفه ي خود را انجام داده و دفتر سجل احوال را پر مي كردند در اين مورد گاهي به نامهاي طنز آلودي برخورد مي كنيم كه از آن نمونه اين است : كچلي ، دماغي پشكلوندو...
3- لقب
در بخش گذشته تذكر داديم كه انتخاب القاب افراد در گذشته به دلايل مختلف صورت مي گرفته است كه بيشتر با شغل و نيز محل زندگي انان مرتبط بوده است اما گاهي نيز افرادي را به طنز لقب مي دادند كه آن لقب از سر دشمني بود و معمولا در حضور او بيان نمي شد اين موضوع در نواحي مختلف ارتباط نزديكي با فرهنگ عمومي آن ناحيه داشت و ركاكت آن با سطح فرهنگ انان ارتباط داشت. معمولا سادات اولاو خود را با پيشوند مير ميخواندند .
واژه ي ميرزا گاهي در پيش و كاهي در پس و گاهي به عنوان نام مي آمد . انتخاب ميرزا به عنوان نام عمدتا از سوي سادات براي اولاد ذكور انتخاب مي شد . اين نام گاهي از سوي خانواده براي اولاد ذكوري كه مادر آنان سيده بود انتخاب مي شد و اين موضوعات معمولا با احترام سادات در جامعه ي ايراني مرتبط است. ميرزا در اول نام معمولا از سوي سادات بود ولي از سوي خانواده ها ي ديگر هم انتخاب مي شد . انتخاب اين نام براي منشيان زبر دست درباري هم صورت مي گرفت. در طول دوران قاجاريه شاهزادگان قجر با پسوند ميرزا خطاب مي شدند . انتخاب نام شاه به عنوان پيشوند يا پسوند هم دستور مخصوص دارد شاهان صفوي كه خود را از سلسله ي صوفيه و مرشد مي دانستند همانند سلسله هاي صوفيه نام شاه را اول مي آوردند تا همانند شاه نعمت الله ولي شوند اما شاهان قجر كه اين نسبت را نداشتند نام شاه را پسوند نام خود كردند .
4- كنيه
انتخاب كنيه از آداب ايراني نبوده و امروزه فقط در برخي مناطق عرب نشين ايران داير است . اين موضوع از فرهنگ اعراب است كه براي احترام افراد معمولا نام افراد را نمي خواندند بلكه او را به فرزندش خطاب مي نمودند به نظر مي رسد اين نام گذاري دنباله ي همان فرهنگ گذشته ي افتخار كردن افراد بر اولاد پسر باشد معمولا اعراب به داشتن اولاد پسر افتخار مي كردند و هركسي به نام اولين فرزند ذكور خود كنيه مي گرفت اين نام معمولا با افزودن ابا و ابو بر اول اسم فرزند ذكور و خطاب كردن پدر به آن همراه بود و جزء افتخارات اعراب بود . آنان كه با تاريخ اسلام آشنايند مي دانند كه پيغامبر اسلام هر چند فرزندي به نام قاسم داشت و به آن هم كنيه گرفت اما مرگ قاسم و نداشتن اولاد ذكور در دوران نبوت سبب شد تا او را ابتر بنامند و سوره ي كوثر در پاسخ اين بهانه ها نازل شد . داستان كنيه و تنوع آن به اين مختصر ختم نمي شد زيرا گاهي افراد را به شوخي كنيه مي دادند مثل ابوهريره و گاهي اين شوخي ركاكتي نداشت اما بعدها مو رد سوء استفاده شد مانند ابوتراب كه پيغامبر به علي خطاب كر د اما معاويه بعدها اين را توهين پيامبر به علي خواند و علي را يكسره از سر تحقير ابوتراب خطاب كرد. كنيه ها الزاما به نام ذكور نبود و اشخاصي هم به نام اولاد اناث خوانده مي شدند مثل ابو مريم . كنيه فقط براي پدر نبود زيرا مادران را هم با افزودن ام بر اول نام فرزند ذكور به اين كنيه مفتخر مي كردند براي زنان گاهي نام همان صورت كنيه داشت كه يكي از دخترا پيغامبر و نيز يكي از دختران علي با همين شكل نام داشتند. كه شرح و تفصيل كنيه و لقب از حد اين مختصر خارج است .
چگونگي شكل گيري نوروز
تاریخچه ی خط
کاظم صالحی
تاریخچه خط:
بد نیست بدانیم که خط فارسی از چه زمانی پیدا شد و چگونه رو به کمال رفت و شایستگی آن را پیدا
کرد که آثار برجسته ای را در خود بپرورد و به قلمرو ادبیات جهان پیشکش کند .
می دانیم که بشر در آغاز ، نوشتن نمی دانست و مقصود خود را تنها با گفتار ، آن هم در حد نیازهای
آن روز ادا می کرد . تاریخ پیدایش خط به درستی معلوم نیست ، این اندازه روشن است که نخستین
نوشتارهای انسان ، بسیار ساده و ابتدایی بوده است به این معنی که با طرزی به دور از ظرافت تصویر
چیزها را می کشیدند و به این ترتیب مقصود خود را به دیگران می فهماندند . به این نوع خط خط تصویری
می گویند که هنوز در میان برخی ازاقوام ،نشانه هایی از آن بر جای مانده است .
خط تصویری به تدریج تکامل پیدا کرد پس از گذشتن از مرحله علامت نویسی ( معنی نگاری ) به مرحله
الفبایی قدم گذاشت . الفبا برای اولین بار در میان فنیقیها یعنی اقوامی که حدود سه هزار سال قبل از
میلاد در سرزمین فنیقی ( لبنان کنونی و حوالی آن ) سکونت داشتند رواج پیدا کرد و از آن جا به سایر
جاها پراکنده شد .
ایرانیان چند صد سال پیش از میلاد یعنی در دوره پادشاهی مادها ، علامتهای میخی بابلی را اقتباس
کردند و ازآن به مانند فنیقیها ، الفبایی مستقل ترتیب دادند .
خط میخی:
الفبایی که ایرانیان در عهد باستان به کار می بردند خط میخی نام نهاده اند . این نامگذاری از آن جهت
بوده است که برای نوشتن آن از میله آهنـــی کوچک یا چوبـــی شــــبیه به میخ ، استفاده می کـــردند
و خطهایی که با آن بر لوحه های گلی نقش می کردند ، شبیه به میخ بود. این خط که می توان آن را
خط هجایی نامید دارای سی وشش حرف ( هجا ) بود و از چپ به راست نوشته می شد . تمام سنگ
نوشته های بازمانده از عصر هخامنشی به این خط است.
میـــخی سومــــری را غالب پژوهشگــــران نخســــتین گونهٔ خط در غــــرب آسیا می شـمارند.سومـریان
(حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد) با ابـــداع خط میخی دورهای را آغــــاز کردند که به عنـــوان آغـــاز
خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت لوحهای گلین برجای مانده
متعلق به تمدنهای میان رودان است.به تازگی برخی همچون دکتر عبدالمجید ارفعی بر اینکه سومریان
مخترع خط دراین منطقه بودهاند را زیر پرسش برده اند. این گروه برای این نظریه دو دلیل میآورد، یکی
این که برخی نامهای شهرهای سومری به گونهٔ هزوارش هستند که نشان میدهد که از زبان و خط
دیگری گرفته شده و دلیل دیگر پیدا شدن اسنادی در جیرفت و شهر سوخته در خاور ایران به خط میخی
آغازین است که کهن تر از خط سومری هستند .
کتیبهای به خط ناشناخته محل کشف : محوطهی باستانی جیرفت
خط میخی هخامنشی به احتمال زیاد توسط داریوش بزرگ ایجاد شده است. میگوییم به احتمال زیاد
چون که کتیبههایی از شاهان محلی (پارسی) هخامنشی (اجداد داریوش) چون آریارمنا و نیز کتیبهای
کوتاه منتسب به کوروش یافت شدهاند. اما صاحبنظران معتقدند که این کتیبهها (و لوحها) همه بعد از
سلطنت داریوش نوشته شدهاند.رمزگشایی میخی هخامنشی و اهمیت آن در شرق شناسی خط
میخی هخامنشی به خاطر سادگی اولین نوع خط میخی بود که رمزگشایی شد. به طور خلاصه روند
خوانش مجدد به صورت زیر بود.ازمیان شاهان هخامنشی تنها کسی که پدرش شاه نبود داریوش بود.
خط اوستایی:
تاریخ اختراع خط اوستایی را که آن هم در اصل از خطوط سامی گرفته شده بود اواخر دوره ساسانی
دانسته اندکه ازآن برای نوشتن متون دینی مربوط به آیین زردشتی ، به ویژه کتاب اوستا ، استفاده
می شد . خط اوستایی مانند اغلب خطوط سامی از راست به چپ نوشته می شد و چهل وچهار
حرف داشت . کتاب دینی زردشتیان اوستا ست که اصل آن در زمان حمله اسکندر به ایران از میان
رفته است و اوستای موجود در دوره های بعد گردآوری و تنظیم شده است .
اوستای موجود ، از پنج کتاب به نامهای یسنا ، پشتها ، ویسپرد ، وندیداد و خرده اوستا ، تشکیل شده
است و جملگی حاوی نیایش اهورامزدا ، خدای بزرگ و بی همتا ، ایزدان و فرشتگان ، ستایش پاکی و
نیکی و راست کرداری،نکوهش دیوان واهریمنان و همچنین شامل دستورها و احکام و دکرهای مذهبی
است و در بخشهایی از آن ، به ویژه یشتها ، اخبار تاریخی و داستانها و روایات آمده است .
خط پهلوی:
خطی را که ایرانیان در عصر اشکانی و ساسانی به کار می بردند و تا چند قرن بعد از اسلام هم در
گوشه و کنار ولایات شرقی ایرانیان برای نگارش آثار فکری و فلسفی مربوط به آیینهای پیش از
اسلام ، به کار می رفته است، خط پهلوی می نامند . کلمه پهلوی اصلا از واژه پرثو گرفته شده
است که اسم قوم اشکانی بوده است . خط پهلوی که قسمت عمده ادبیات پارسی میانه بدان
نوشته شده دارای اصلی آرامی است . این خط بیسا و دو حرف ( هجا ) داشته و به مانند اوستایی
از راست به چپ نوشته می شده است .
خط عربی:
به درستی روشن نیست که خط عربی از چه تاریخی برای نوشتن فارسی به کار رفته . قدیمی ترین
کتابی که به خط فارسی امروزه در دست است و در تاریخ کتابت آن شکی نیست ، کتابی است در
زمینه پزشکی به نام ( الابنیه عن حقایق الادویه ) که در سال ۴۴۷ ه.ق اسدی توسی آن را نوشته
است . اما پیش از این تاریــخ هم خط عربی برای نوشته های فارسی به کار می رفته است . در
قرنهای اولیه اسلامی ، فارسی را همزمان با خطهای عبری ، مانوی و پهلوی هم می نوشتند .
استفاده از خط عربی برای زبان فارسی در هر دوره ای که آغاز شده باشد ، گام بزرگی بوده است در
جهت نزدیک کردن زبان و فرهنگ توده های مردم ایران به دیانت مقدس اسلام ، این پیوند خجسته
بنیانهای اندیشه ایران اسلامیرا استوار کرد و اولین آثار شعر و نثری هم که به این زبان پدید آمد .
در واقع ، همین خصلت را در خود منعکس کرده است.
فواید گون
فواید گون
گون (گیاه مولد کتیرا(
از کتیرا در فرآورده های سرماخوردگی به عنوان نرم کننده و ضدسرفه مصرف می شود.
گون با نام علمی Astragalus gummifer از خانواده ی Leguminosae (خانواده ی نخود) است. گیاهی است چند ساله، بوته مانند و دارای ساقه ی چوبی با برگ هایی مرکب از برگچه های متعدد که این برگ ها اکثرا فرد می باشند.
خاطرات سفر به المان
خاطرات سفر به آلمان
به عنوان یک معلم علوم اجتماعی بسیار علاقه مند بودم که به یک کشورها ی اروپایی
سفری داشته باشم و از نزدیک با ویژگی های جغرافیایی و انسانی و انچه که در کتاب
جغرافی دوم در مورد قاره ی اروپا خواند ه ایم اشنا شوم و از انجا که دایی ام و فرزندانش
مقیم المان می باشند شرایط برای رفتن من و خانواده ام در 19 تیر 1389 فراهم شد .
خانواده ی دایی ام در شهر کنستانز در جنوب المان زندگی می کردند برای راحتی خود و
ان ها بلیط هواپیما را برای شهر زوریخ در کشور سوئیس که در نزدیک شهر کنستانز بود
گرفتم ، البته هواپیما به صورت مستقیم به زوریخ پرواز نداشت و از مشهد به دوحه ی قطر
و از انجا به زوریخ پرواز نمودیم وبه این بهانه به شهر دوحه نیز رفتیم .قبل از انکه خواسته
کانال سوئز
وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ
و هنگامى كه دریا را براى شما شكافتيم و شما را نجات بخشيديم و فرعونيان را در حالى كه شما نظاره
مىكرديد غرق کردیم

مشخصات کانال سوئز
كانال سوئز آبراههاي كشتيرو به
طول 166 كيلومتر است كه درياي سرخ را به درياي مديترانه پيوند ميدهد.
كمترين پهناي اين كانال، 55 متر و كمترين ژرفاي آن 12 متر است. اين كانال
زير نظر فرديناند دولسپس، مهندس فرانسوي، از بندر سعيد تا خليج سوئز ساخته
شد و در 17 نوامبر 1869 ميلادي پس از 11 سال كوشش هزاران كارگر گشايش يافت
ا ین کانال دریای مدیترانه را به آبهای وسیع آسیا از طریق دریای سرخ مربوط
می سازد. بدون این کانال یک کشتی باربری ازمقصد ایتالیا به سنگاپورمجبور
به دور زدن جنوب افریقا می باشد واین عمل زمان وفاصله را دو برابر می کند.
مسافران در این کانال معموﻷ ازدیدن منظره بی انتهای تانکرها , کشتیهای حمل
بار و دگر کشتیهای اقیانوس پیما دچار شگفتی بی حدی می شوند

تاریخچه کانال سوئز
طرح اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ به زمانهای قدیم و تمدن های کهن باز می گردد. قبل از کانال سوئز کنونی، مصریان باستان با راه انداز راه های قایق رو، ارتباط میان دریای سرخ به رود نیل را مهیا کرده بودند. یکی از اولین تلاشهای موثر برای ساخت یک کانال ارتباطی در زمان یکی از فرعون های مصر بنام" نیچو" که در قرن ششم قبل از میلاد می زیسته صورت گرفته است که هنگام حمله پارسیان به مصر، داریوش اول دستور کامل کردن این کانال را صادرنمود.
حدود سال 1800 پس از میلاد به دستور
ناپلئون مسئله اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ به منظور کوتاه تر کردن
مسیر ارتباطی با هند دوباره بررسی شد. در آن زمان محاسبات یکی از مهندسان
فرانسوی نشان داد که اختلاف ارتفاع آب میان دو دریا در حدود 10 متر می باشد
و راه اندازی یک کانال معمولی می تواند باعث ویران شدن بسیاری از سرزمین
های اطراف شود. اما بعدها مشخص شد که محاسبات قبلی درست نبوده و کنسول
فرانسه در قاهره که به مهارت در حفاری کانال شهرت داشت تضمین داد که می
توان کانال بزرگی برای برقراری ارتباط میان این دو دریا درست کرد.
در
سال 1859 کارگران مصری شروع به کار کردند پس از گذشت 18 سال کار ساخت
کانال به پایان رسید. به دنبال آن در سال 1869 کانال، بصورت رسمی توسط امیر
اسماعیل افتتاح شد. از روسای سراسر جهان (فرانسه، انگلستان، روسیه و ...)
برای افتتاح کانال دعوت شد .
1956 سال بحران در کانال سوئز بود.
در جولای آن سال جمال عبدالناصر ریئس جمهور وقت مصر در میدان شهر اسکندریه
اعلام کرد که این کانال بین المللی می باشد. قرار بر این شد تا درآمد حاصل
از عبور و مرور کشتی ها از این کانال صرف ساختن یکی از سدهای بزرگ و نیمه
کاره در مصر شود که برای آن قبلا" مصر وام های زیادی دریافت کرده بود. دو
ماه پس از گذشت این ماجرا نیروهای اسرائیل، انگلیس و فرانسه بر علیه مصر
دست به اقدام نظامی زند که خیلی زود بر اثر فشار های بین المللی مجبور به
عقب نیشینی شدند و جمال عبدالناصر پیروز این میدان شد.
این کانال
در سال 1967 به مدت شش روز به دلیل حمله اسرائل به قسمتی از خاک مصر بسته
شد و به دنبال آن تا سال 1973 که جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد بارها ترمیم
گشت. پس از دوسال که به علت جنگ کانال بسته بود مجددا" در سال 1975
بازگشایی شد.
امروزه کانال سوئز علاو بر آنکه بطور متوسط گذرگاه بیش از 50 کشتی در روز می باشد، اقامتگاه بسیار مفرحی برای توریست ها نیز می باشد

ملي شدن كانال سوئز
در روز 26 ژوييه سال 1956 ميلادي جمال عبدالناصر، رئيس جمهور مصر رسما كانال سوئز را ملي اعلام كرد. ناصر اين تصميم را براي تامين مالي اجراي طرح هاي عمراني مصر اتخاذ كرد.
حفر کانال سوئز بدستور داریوش

کانال سوئز که توسط دانشمند توانای ایرانی آرته در اواخر قرن ششم پیش از میلاد و به فرمان داریوش بزرگ حفر گردید و افتخاری همیشگی را برای ایرانیان ثبت نمود.داریوش بزرگ باتوجه به اهمیت راههای دریایی به ویژه راه دریایی بین ایران و مصر که در آن زمان جزو کشورهای تابعه امپراتوری هخامنشی بود دستور داد کانالی بین دریای مدیترانه و دریای سرخ از راه رود نیل حفر شود تا کشتی های تجاری و نیز ناوگان دریایی ایران به راحتی از آن عبور کرده و راه کوتاهتری بین ایران و مصر پیموده شود.
به یاد بود این افتخار بزرگ لوحه یادبودی به زبانهای،پارسی،عیلامی،بابلی و مصری در آنجا نصب گردید.
این کتیبه در سال 1866 هنگام حفر کانال جدید در 33 کیلومتری کانال کنونی یافته شد.
«منم داریوش ،شاه شاهان،شاه کشورهایی که تمام نژادها را در خود دارد.شاه این سرزمین بزرگ با مرزهای فراخ.من پارسی هستم و به همراه پارسیان مصر را گرفتم.دستور دادم تا این کانال را از دنبال نیل که در سرزمین مصر جاریست تا دریایی که پارسیان به آنجا روند بکنند.این کانال کنده شد همانگونه که فرمان دادم.وکشتیها از مصر به سوی ایران روانه شدند چنانکه اراده من بود.»
اسلام و عید نوروز
اسلام و عيد نوروز
سال نو مبارک
و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق عليهالسلام در مفاتيح الجنان:
پينوشتها:
2. كريميان سردشتي، نادر: "نوروز در روايات شيعه و در كتاب التاج جاحظ بصري"، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، پژوهشكده مردمشناسي، تهران، 1379، ص45 3. اشپولر، برتولد: تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي، ترجمه مريم ميراحمدي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1369، ج2، ص359-358 4. رضي، هاشم: گاه شماري و جشنهاي ايران باستان، انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451 5. دادخواه، محمدعلي: نوروز و فلسفه هفتسين، انشارات حروفيه، تهران، 1382، ص119 6. مدرس زاده، مريم: عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و آيينها و اساطير ايراني، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، ص131 7. مفاتيح الجنان
مناطق مختلف جهان
گرم ترین ، سردترین ، مرطوب ترین ، خشک ترین مناطق زمین کدامند ؟
گرم ترین نقطه : گرم ترین دمای هوا در العزیزیه در لیبی ثبت شده که 58 درجه سانتی گراد بوده است .
سردترین نقطه : سردترین دمای هوا در وستوک قطب جنوب ثبت شده که 89- درجه ی سانتی گراد بوده است .
مرطوب ترین نقطه : چراپونچی در دامنه های هیمالیا در کشور هند با 11 متر باران در سال .
خشک ترین نقطه : بیابان آتاکاما در شیلی که بیش از 400 سال در آن باران نبارید است .
نامگذاری آسیا و اروپا
نامگذاری آسیا و اروپا

ریشه ی تاریخی این دو قاره به آشوریان ساکنین بین النهرین بر می گردد و آنان جهان شناخته شده ی خود را به دو قسمت کرده بودند :
1- سرزمین هایی که جایگاه طلوع آفتاب ( شرق ) بود را « Acu » آسو به معنی روشنی و نور نامیدند ( آسیا )
2- سرزمین هایی که در محل غروب خورشید ( مغرب ) قرار داشت « Earb » به معنی تاریکی نام نهادند ( اروپا )
یونانیان
باستان نیز این اصطلاحات را ابتدا برای سرزمین های یونان و ترکیه امروز
پذیرفتند و سپس آن را برای سرزمین آسیا و اروپا به کار برده اند .
در کوی ما شکسته دلی میخرندو بس