وجه تسمیه باتلاق گاوخونی

« وجه تسمیه باتلاق گاوخونی »

دهخدا در توضیح گاوخونی آورده است که این نام از دو کلمه ی گاو ( بزرگ ) + خانی ( چاه ) ترکیب شده و به معنی چاه بزرگ است . در تعریف دیگر گاوخونی را مرکب از دو کلمه پهلوی ( زبان ایران باستان ) گاو – که همان نام قدیم اصفهان « گاب » است و خانی به معنی چشمه و آبگیر می باشد پس در زبان پهلوی گاوخونی = آبگیر اصفهان .
بعضی نیز بر این باورند در اطراف این تالاب گورخر فراوانی زندگی می کرده است و موجب جذب شکارچیان می شده است . حتی بهرام پنجم پادشاه ساسانی که به دلیل مهارت در شکار گورخر به بهرام گور معروف شده در حین شکار در این باتلاق فرو رفته است .


تاریخچه ی لباس در ایران

« تاریخچه لباس در ایران  »

پوشاک ایرانیان باستان به لباس بابلیان و آشوریان شبیه بود اما تنوع بیشتری داشت . مادها نیم تنه و شلوار می پوشیدند . نیم تنه مادها تا زانو می رسید و شلوارشان با بندی به جوراب وصل می شد .
لباس پارسها جامه جلو بازی با آستینهای گشاد بود که در دو طرف دامن چین داشت . چینهای جامه حرکت مردان را آسان می کرد . زیر این جامه پیراهن ، شلوار و جوراب می پوشیدند . جامه بلند پایگان به رنگ بنفش مایل به آبی بود و تزینهایی به رنگ سفید و نقره ای داشت . جامه گروههای اجتماعی پایینتر سرخ رنگ بود .
بعدها جامه جلو باز و دامن چین دار جای خود را به بالاپوشی داد که روی شلوار پوشیده می شد . لباس مردان و زنان شبیه هم بود و زنان روسری بلندی می پوشیدند . ایرانیان از چرم نرم زرد رنگ کفشی می ساختند که تا مچ پا می رسید و با دکمه یا تسمه بسته می شد .
پارتها معمولاً نیم تنه ای می پوشیدند که دکمه نداشت و دو لب آن را روی هم می آوردند و با کمربندی می بستند . شلوار آنها دو تکه بود و بر روی پیراهن ، قبای جلو باز بلندی می پوشیدند ، که به وسیله دگمه ای گرد ، در روی سینه ، بسته می شد و دو طرف آن در قسمت پهلو چاک داشت .
شلوار مردان در دوره ساسانی گشاد و بلند بود . کلاهشان مانند کلاه نمدی امروزی مردان بعضی منطقه های فارس بود . کفشهای آنها نیز شبیه گیوه های امروزی بود . مردان خاندان سلطنتی کلاههایی به نام تیارا و میتر ، کلاهی بی لبه از نمد سفید یا کلاه راه راه آبی و سفید ، بر سر می گذاشتند . تیارا و میتر بعدها تبدیل به دستار و کلاههای مخروطی شد . مردان سربندی از کتان سفید دور سر و گردن می پیچیدند و چانه را نیز می پوشاندند .
پوشاک مردان ایرانی از قرن اول هجری تا دوره قاجاریه کم و بیش با اندک تغییراتی شامل نوع کلاه و عمامه ، پیراهنهای آستین بلند ، قبای آستین بلند یا کوتاه ، بالاپوش ، شلوار دمپا گشاد و انواع پای افزار بود . زنان پیراهن بلند چین دار و دامن بلند می پوشیدند و هنگام خارج شدن از خانه پوششی به سر می کردند . این پوشش در عصر صفویه عبارت از چادر بزرگ مشکی ، روبند و چاقچور بود که با تغییراتی تا پایان دوره قاجار ادامه داشت . اما پوشاک زنان شهری در میان زنان کرد ، بلوچ ، قشقایی ، لر و بسیاری از زنان روستایی رواج نداشت . آنها به شیوه سنتی و محلی خود لباس می پوشیدند .
ناصرالدین شاه پس از نخستین سفر به اروپا ( 1290 هـ . ق ) و دیدن لباس زنان اروپایی مخصوصاً هنرپیشگان باله علاقه مند شد که لباس زنان حرمسرای خود را به گونه ای دیگر در آورد . لباس جدید ابتدا میان شاهزاده خانم ها و زنان ثروتمندان و سپس میان سایر مردم معمول شد . لباس اندرونی شامل پیراهن تنگ و کوتاه با آستینهای بلند ، تنبان ، شلیته ، جوراب ، کفش ، چارقد و کلاغی بود . ( کلاغی دستمال بزرگ ابریشمین بود که زنان روی چارقد می بستند و هنوز در روستاهای ایران معمول است ) . مردان زیر قبا و زنان روی پیراهن بالاپوش کوتاهی به نام اَرخالُق می پوشیدند که آستین بلند داشت و شبیه کت امروزی بود . بسیاری از مردان نیز بیشتر جُبه می پوشیدند . جبه لباس بلند و گشادی بود بر روی لباسهای دیگر پوشیده می شد . جبه های طبقه ثروتمند از ماهوت اعلا و طبقه متوسط و فقیر از پارچه های ارزان قیمت تهیه می شد . روی جبه شالی به کمر می بستند که کار جیب را انجام می داد .
از اواسط سلطنت ناصرالدین شاه ارتباط و آشنایی با اروپا بیشتر شد و شیوه زندگی اروپایی توجه اشراف را برانگیخت . بعضی از بانوان اعیان از پوشاک زنان اروپایی تقلید کردند لباسهای دوخت اروپایی پوشیدند .
پس از انقلاب مشروطیت در پوشش زنان تغییراتی به وجود آمد . زنان به جای ارخالق ، نیم تنه و کت و ژیلت در بر کردند و چادر کمری پوشیدند . شمار اندکی از مردان آشنا با شیوه پوشاک اروپایی نیز کت و شلوار در بر کردند .
در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی طرح هماهنگ کردن لباس اجرا شد . بنا به تصویب نامه هیئت دولت ( 1307 هـ .ش ) کت و شلوار و کلاه پهلوی جایگزین قبا ، عبا و جبه مردان شد و مردان شهری مجبور به پوشیدن کت و شلوار شدند . سپس کلاه شاپو جای کلاه پهلوی را گرفت . در 17 دی ماه 1314 هـ ش ، رضا شاه پهلوی دستور داد که زنان در مکانهای عمومی و خیابان ، با پالتو و کت و دامن ظاهر شوند و از پوشیدن چادر یا روسری خودداری کنند . پس از انقلاب اسلامی ایران ( بهمن 1357 هـ . ش ) پوشاک زنان در خارج از خانه چادر و یا روپوش و روسری و مقنعه تعیین شد .
در تمام دوره های تاریخ ایران ایلها و چادرنشینان و روستاییان ایران کم و بیش پوشاک محلی خود را حفظ کردند . پوشاک آنان معمولاً به گونه ای است که می توان از رنگ و طرح آن ، ایل یا قوم یا محل زندگی آنان را تشخیص داد ، مانند پوشاک کردها ، لرها ، بختیاریها ، قشقاییها ، ترکمنها ، بلوچها ، گیلکها ، مازندرانیها و مردم کناره های خلیج فارس و دریای عمان .

اعظم محبوبی – فرهنگنامه

شهر سوخته

شهر سوخته

شهر سوخته در 56 کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جادّه زابل ، زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد این شهر در 3200 سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال های 3200 تا 1800 قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند .
وسعت شهر سوخته و یافته های کاوشگران این محوطه باستانی را از صور یک محوطه عادی دوران مفرغ خارج کرده و به این نتیجه رسانده که زندگی در شهر سوخته با آغاز شهر نشینی در فلات مرکزی ایران و بین النهرین همزمان است .
سند یا کتیبه ای که نام واقعی و قدیمی این شهر را مشخص کند هنوز کشف نشده و به دلیل آتش سوزی در دو دوره ی زمانی بین سال های 3200 تا 2750 قبل از میلاد شهر سوخته نامیده می شود .
شهری که روزگاری مرکز تجاری صنعتی مردم در 5 هزار سال قبل بوده امروزه به عنوان محوطه ی سوخته نام برده شده هر سال بخشی از اسرارش برای همگان آشکار می شود .
کلنل بیت یکی از مأموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره ی قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقی مانده از آتش سوزی را دیده است پس از او اورل اشتین با بازدید از این محوطه در خصوص این شهر اطلاعات مفیدی بیان کرده بعد از او شهر سوخته توسط هیأت باستان شناسی ایتالیایی به سرپرستی مادنیسوتوزی از سال 1346 تا 1357 مورد بررسی و کاوش قرار گرفته و اکنون هشتمین فصل کاوش شهر سوخته به سرپرستی دکتر منصور سجادی ادامه دارد .


جغرافیا و محیط زیست شهر سوخته
بر مبنای یافته های باستان شناسان شهر سوخته 151 هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می دهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته بخش های مرکزی منطقه صنعتی بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه های متوالی و چسبیده به هم واقع شده است هشتاد هکتار شهر سوخته مسکونی بوده تحقیقات نشان داده است که این محوطه برخلاف اکنون که محیط زیست کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آن جا دیده می شد در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه ای سبز و خرم با پوشش گیاهانی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید و مجنون افرا و سپیدار در آنجا فراوان وجود داشته .
اسکلت مردان و زنان شهر سوخته
در شهر سوخته 250 اسکلت انسان پیدا شده مسن ترین اسکلت انسانی که پیدا شده متعلق به یک زن 85 ساله بوده است.

 

 
قد بلندترین اسکلت هم متعلق به یک مرد 40-35 ساله بوده که قدش 92/6 بوده که در کل ایران باستان هم قد بلندترین مرد بوده عمده ترین دلایل این مرگ ها بیماری های عفونی از جمله سرطان پوست و سل در رتبه ی اول چسبندگی استخوان و شکستگی مهره ها در اثر کار و حوادث کاری زیرا مشغله و کار زنان و مردان شهر سوخته بیش از حد بوده رتبه ی دوم جنگ ، حوادث طبیعی و غیر طبیعی از عوامل سوم و عوارض بیماری های ژنتیکی از جمله منگلیسم ، عقب ماندگی هیدروسفال و چسبندگی مادرزادی مهره ها بوده موردی هم از یک جراحی مغز در 5 هزار سال قبل از میلادی در شهر سوخته دیده شده .
آداب و نحوه ی دفن مردگاناهالی شهر سوخته مردگان خود را به حالت چمباتمه در گوری می گذاشتند و در کنار آن ها اشیایی قرار می دادند بعضی جسد هم پیدا شده که احتمال می دهند از دشمنان آن ها بوده و ساکنان شهر با فرو کردن شیئی نوک تیز در سر آن ها که « نحوه ی اعدام را نشان می دهد » او را کشته و سر و ته دفن کردند دلیل دفن سرو ته جسد این بوده که اهالی شهر سوخته به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند و با دفن سرو ته این فرد خواسته اند تا او به شکل ناشایستی به دنیای بعدی برود در گورستان شهر سوخته سی تا چهل هزار گور وجود دارد که احتمالاً اسرار زیادی را در خود حفظ کرده اند .
قدیمی ترین تخته نرد جهان   به تازگی در گورستان شهر سوخته کشف شده که بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی در بین النهرین کشف شده این تخت نرد 60 مهره دارد و نقش ماری که 20 بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته نقش بسته به نظر می رسد که چنین طرحی هم به موضوع های فرهنگی و فلسفی هند مربوط می شود چرا که چنین علامتی در فرهنگ هند به معنی مرکز انرژی های حیاتی در بدن انسان است این تخته نرد از چوب آبنوس به شکل مستطیل است چون آبنوس در سیستان و بلوچستان نمی روئید و مشخص است که از هند وارد شده است .


برگرفته شده از کتاب معماری ایران و شهرهای باستانی ایران

'گلسنگ چیست؟

گلسنگ چیست ؟

گلسنگ ها گیاهانی هستند که ریشه و برگ و گل ندارند ولی با وجود اینکه برگ و گل ندارند و دارای ظاهر خاکستری روشن و سفید رنگی هستند ، هنگامی که خیس و مرطوب شوند می توانند به رنگ سبز روشن تغییر رنگ داده و ظاهر کاملاً جذاب و شگفت انگیزی پیدا کنند . تا به حال تقریباً در حدود شانزده هزار نوع گلسنگ شناخته شده است که از بیابان های سوزان گرفته تا روی صخره های یخبندان و بسیار سرد منطقه ی قطب جنوب می رویند . گلسنگ ها می توانند در نقاط متروکه ، بر روی سنگ ها و صخره های عریان ، خاک ، چوب های پوسیده و همچنین بر روی درخت ها بروید و حتی در سرما و گرما و رطوبت یا خشکی به زندگی خویش ادامه بدهد . تنها نقطه ای که گلسنگ ها تقریباً وجود ندارند ، در نزدیکی شهرهاست زیرا این قبیل مناطق ، در اثر دود ، گرد و غبار و خاک و گاز زغال سنگ ، تلف می شوند و از میان می روند . در نتیجه می توانیم بگوییم که گلسنگ ها از دو گیاه به وجود می آیند که همزمان با یکدیگر رشد و نمو می کنند . دو گیاه مزبور ، یکی جلبک است و دیگر قارچ می باشد . قسمت بیشتر گلسنگ ها را ماده قارچی خاکستری رنگی ( که به صورت (( رشته طناب )) است ) تشکیل می دهد و در میان قارچ های فیبری ( یا سلول های سبز روشن جلبک ها ) قرار دارند . جلبک ها گیاهانی سبز رنگ می باشند . یعنی کلروفیل دارند و به همین جهت است که قادر هستند غذای خودشان را تهیه کنند . لیکن قارچ ها سبز رنگ نیستند و به عبارت دیگر ، فاقد کلروفیل می باشند و در نتیجه قادر نیستند غذای خودشان را تأمین نمایند . بنابراین ، گلسنگ های قارچی از مواد غذایی جلبک ها تغذیه می کنند و جلبک ها نیز از آبی که به وسیله قارچ ها جذب گردیده است استفاده می نمایند . آب مورد بحث ، خودش محافظ و پناهگاه جلبک ها می باشد . گلسنگ ها خیلی به آهستگی رشد می کنند ولی عمری طولانی دارند . چنین به نظر می رسد که بعضی از انواع گلسنگ ها حتی عمری دو هزار ساله دارند . در بعضی از گلسنگ ها ، قارچ هایی هستند که(( هاگ )) تولید می نمایند .
لیکن بسیاری از انواع گلسنگ ها در نتیجه شکسته شدن تکه های بسیار ریز آن به وسیله باد به نقاط جدیدی حمل می شوند .


یا به وسیله قسمت ویژه ای از آن ( که به آسانی قطع گردیده است ) گلسنگ دیگری را به وجود می آورند و به این صورت تکثیر می شوند .
گلسنگ ها تنها گیاهانی هستند که قادر می باشند بر روی صخره های عریان رشد و نمو کنند .
این گیاه ذرات روی سنگ ها را سست کرده و با گلسنگ های فاسد شده لایه نازکی از خاک را به وجود می آورد که گیاهان دیگری نیز می توانند روی آن رشد نمایند .
خزه چیست ؟
در جنگل های سایه دار و مرطوب ، گیاهان کوچکی می رویند که گویی سطح زمین را با فرش سبز رنگی گسترده اند .
این گیاهان کوچک مورد بحث ، همان گیاهانی هستند که مردم به آنها اسم (( خزه )) داده اند .
خزه ها ( بر خلاف گیاهانی مانند نخود و لوبیا ) دارای ریشه و گل نیستند ولی رشته های کوچکی دارند که روی خاک رشد نموده و یا در زمین فرو می روند .
این رشته ها آب و غذا را از خاک جذب می نمایند . خزه ها وسایلی را که بتواند آب را در داخل بدن آنها حفظ کند ، ندارند .
به همین جهت ، هر جا که قسمتی از سطح زمین مرطوب باشد ، خزه ها نیز بدون درنگ و بدون هیچ گونه مقدماتی ، در همان جا رشد می نمایند .
به همین علت است که خزه بر روی قسمت مخصوصی از درخت ( که معمولاً نور آفتاب بر آن نمی تابد یا خیلی کم می تابد ) می روید .
بعضی از خزه ها بر روی سطح سنگ های مرطوب می رویند و هنگامی که سنگ ها رطوبت خود را از دست دادند ، خزه ها هم خشک می شوند ولی نمی میرند .
در چنین وضعیتی ، در صورتی که سنگ مزبور دوباره مرطوب گردد ، خزه ها هم مجدداً بر روی آن سبز می شوند و زندگانی تازه ای را آغاز می کنند .
خزه ها صدها نوع گوناگون دارند که یکی از انواع آنها ( که تشخیص دادنش هم آسان است ) خزه سفید می باشد .
(( خزه سفید )) در نواحی مرطوب و به صورت یک توده انبوه به رنگ سبز کم رنگ و به شکل ته سنجاق مشاهده می گردند .
یکی از بزرگ ترین انواع خزه ها ، اصطلاحاً به (( خزه کلاه مویی )) شهرت پیدا کرده است .
علت این نام گذاری آن است که در این نوع خزه ، کلاهی که تخمدان خزه را در بر گرفته است ، کرک دارد و شبیه یک (( کلاه مویی )) می باشد .
یک نوع خزه دیگر هست که رنگ سبز مایل به خاکستری روشن دارد و در کنار دریاچه ها یا استخرها و جرگه های آب و خاک های باتلاقی مشاهده می شود .
این نوع خزه ( که اتفاقاً فوق العاده فراوان و زیاد است به طوری که به شکل باتلاق به نظر می رسد ) خزه (( اسفاگنوم )) نامیده می شود .
برگ های این خزه دارای حفره های بزرگی ( شبیه لانه زنبور ) است . این حفره ها آب را در خودشان ذخیره می کنند .
به همین جهت است که باغبان ها برای مرطوب نگه داشتن محیط گیاهان ، این قبیل خزه را مورد استفاده قرار می دهند .
در جنگ جهانی اول ، این خزه را جهت زخم بندی به کار می بردند زیرا قادر است مایعات را به خود جذب کند .
در عین حال ، از این نوع خزه ها در آکواریوم های خانگی ، پوشش بسیار جالبی درست می کنند و به عنوان (( دکور )) استفاده می نمایند .
خزه ها از تجزیه ی خزه های دیگر و سایر گیاهانی که رو به فاسد شدن نهاده اند به وجود می آیند .
در بسیاری از کشورها ، هنگامی که خزه ها خشک می شوند ، آنها را به عنوان (( سوخت )) مورد استفاده قرار می دهند .
واژه (( خزه )) به معنای درست و صحیح خودش به کار برده نمی شود . مردم کشور اسپانیا هر گیاهی را که گل می دهد (( خزه )) می نامند ( حتی اگر خزه نباشد ) .
در زبان مردم ایرلند نیز هر چیزی که به معنای (( خار و خس دریا )) باشد ، خزه اسم گذاری کرده اند .

منبع : بیشتر به من بگو چرا ؟ 
آرکادی لئوکوم

حمزه عموی پیامبر

حمزه عموی پیامبر(ص)

تایپ:سعید دانش دوست

ازجمله زیارتگاه احد قبر حمزه عموی پیامبر است که در

جنگ بدر و  احد شرکت داشته وسرانجام توسط

وحشی به شهادت رسید وپس از شهادت هند


همسر ابوسفیان سینه ی او را شکافت وجگرش را

بیرون اورد وزیر دندانهایش گذاشت وجنازه او را مثله

کرد.پیامبر اسلام با دیدن این منظره گریست و عبای

خود را روی ان انداخت.از جمله زیارتگاه احد است که

هفتاد قبر دارد.حنظله غسیل الملا ئکه جوانی که در

سن24 سالگی ازدواج کرد ویک شب پس از ازدواج با


اجازه حضرت رسول در خانه ماندودر جهاد شرکت کرد

وبه شهادت رسید .پیامبر فرمودند*من مشاهده کردم

که فرشتگان حنظله راغسل می دادند.

در دامنه جنوبی کوه احد وحدود1کیلومتری شمال

شرقی مقابر احد و100متری مشجد السفح شکافی

قراردارد که گویند وقتی پیامبر در جنگ احد مجروح

گردیدند دران مکان به استراحت پرداختند وبه وسیله حضرت

امیر محافظت می شدند .دران جاغاری است به ارتفاع

3متر وعرض1متر که به اندازه یک انسان خوابیده ارتفاع

دارد .این غار از زمین به ارتفاع50 متر تادامنه ی کوه ارتفاع دارد.

در بالای کوه احد مکان مقدسی قرار داشته که از دیرباز

مورد بازدید سیاحان و زائران پیامبر فرمودند شهدا را

باهمان لباس خونین مدفون کنند وسپس برادر بزگوار

خود را به همراه برادرزاده او عبدالله بن جحش یا مصعب

بن عمیربه خاک سپردند.وبقیه شهدارا با فاصله اندکی از قبر حضرت حمزه به خاک سپردند.


حضرت زهرا هرروز دوشنبه وسه شنبه به زیارت شهدا

احد وحضرت حمزه می رفتند.نقل است که پیامبر

فرموده *هرکس به زیارت من بیاید وعمویم حمزه را

زیارت نکند به من جفا کرده است.

غار ثور

  غار ثور

کوه ثور در 3کیلومتری شهر مکه ودر جنوب منطقه

مسلفه قرار دارد که دامنه ی ان به طرف جنوب غربی

شهر امتداد یافته ومساحت ان 12کیلومتر مربع است.

علت این که این کوه معروف به کوه ثور است به

مناسبت تولد ثورت بن عبدمنات در ان است. پیامبر

هنگام هجرت به مدینه برای گمراه ساختن دشمنان به

ان جا رفت وسه شبانه روز در ان جا بود. در ایه 40

سوره توبه از جریان ثور یاد شده است که معنی ان این

گونه استدشمنان در تعقیب پیامبر بودند ورد پای ایشان

را تا کنار این کوه یافتن ولی به امر خدا عنکبوتی تار

بسته وکبوتری تخم گذاشته بود پس ان ها تصور کردند

که مدتها کسی به این غار وارد نشده پس دست

ازتعقیب برداشتند وباز کشتند.وپیامبر بعداز ان به سمت

مدینه حرکت کردند.

غار حرا

تایپ  :سعید دانش دوست

غار حرا
حرا معروفترین کوه مکه است که در شرق مکه به

سوی شمال واقع شده است.کوهی است

سربرافراشته نوک تیز ولغزنده در مقابل ثبیر الابره از

شمال میان ان دو وادی اقلعیه قرار دارد که از مکه اغاز

می شود.این کوه تاریخی طولانی دارد.و شاعران کهن

دربارهاش شعر گفته اند.


این کوه نخست/ثبیراعراج/ نامیده می شد و اینک کوه

نور نامیده می شود. وادی جلیل از ان به سمت غرب

اغاز می شود.امروزه ساختمان های مکه تا دامنه های

غربی ان رسیده است.


حرا کوهی است که پیامبر در ان به عبادت می پرداخت

ونخستین ایات قران در همین کوه برپیامبر نازل گردید.


غار حرا سه تا پانزده سال قبل از بعثت رسول خدا محل

اعتکاف عبادت شب زنده داری و تهجد پیامبر گرامی

اسلام بود.


رسول گرامی اسلام تمام مدت ماه مبارک رمضان در

این غار به اعتکاف وعبادت مشغول بودند و چندین

شبانه روز از ماه های دیگر مشغول تفکر و خود سازی

بوده اند.در ایام اعتکاف بانو نمونه اسلام حضرت خدیجه

برای ایشان اب وغذا می بردند تاجایی که جبریدل از

پیامبر خواست تا سلام خدارا به خدیجه برساند.


حضرت علی از کسانی بود که شاهد اعتکاف رسول

خدا بود ودست در دستان پیامبر به دامنه کوه رفته

وتحت تعلیم وتربیت رسول خدا بوده اند.


جبل النور-جبل القران از جمله نام های این کوه بوده

ولی در میان مردم /جبل النور/ معرو فترین نام این کوه
است.

چرا پیامبر به مدینه هجرت نمود؟

چراپیامبر به مدینه هجرت نمود

1- پیامبرپس ازپیمان عقبه تصمیم گرفت ازمکه هجرت نمایند کفارقریش درمجلس داراندوه تصمیم گرفتند پیامبر رابه طرقی حساب شده به قتل برسانند که فرشته وحی پیامبرراازاین ماجرا اگاه ساخت واورا واداربه مهاجرت کردوقرارشدجهت خنثی کردن توطئه کسی به جای پیامبر بخوابد .به دستورپیامبر(ص) ،علی(ع) ازاغازشب درخوابگاه پیامبر خوابیدهمین که پاسی ازشب گذشت منزل پیامبررامحاصره کردندحضرت درحالی که اوئل سوره یس راقرائت می کرد منزل رابه طرف غارثورترک نمودند.صبح پس از طلوع باشمشیر به خانه ی پیامبرریختند که حضرت علی ازرختخواب بیرون امد و فرمود:چه می گوئید. گفتندمحمد کجاست فرمودمگراورابه من سپرده بودیدکه از من می خواهیدبه این صورت نقشه ی قریش نقش براب شد.

ادامه نوشته

عکس پوشش گیاهی توندرا

پوشش گیاهی توندرا

      

آتشفشان دماوند

آتشفشان دماوند


مخروط دماوند ، شاخص‌ترین آتشفشان چینه‌ای کواترنری ایران است. تاریخ فعالیت این آتشفشان بخوبی شناخته نشده و مخروط آن استراتو ولکانی است که ارتفاع آن از سطح دریا 5670 متر ( 5611 متر وزیری ، 1362 ) ولی از زمینهای اطراف 1600 متر تا 2000 متر است. مخروط آن منظم و روی کوههای فراسایش یافته‌ای که در حدود 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارند واقع است. دامنه کوه بوسیله جریانهای گدازه‌های متعدد که از قله یا از مخروطهای فرعی سرازیر شده اند پوشیده شده است. گدازه‌های دماوند وسعتی در حدود 400 کیلومترمربع را پوشانیده اند. به علاوه جدیدترین گدازه‌ها در دامنه غربی مخروط قرار گرفته‌اند و روی همین دامنه مخروطهایی از خاکستر وجود دارد. قله دماوند نسبتا پهن می‌باشد. در ضلع جنوبی و در ارتفاع 5100 متری آن گازها و فرمرولها نمایان هستند. این محل متعلق به یک دهانه قدیمی است که بوسیله قله مخروطی فعلی مستور گردیده است. در ضلع جنوب شرقی ، نقشه های ولکانی کلاستیک ریزشی و جریانی ضخامت زیادی به خود اختصاص داده است. دهانه آتشفشان دماوند قطر دهانه آتشفشان در حدود 400 متر است. قسمت مرکزی دهانه ، بوسیله دریاچه‌ای از یخ پوشیده شده و در حاشیه آن دودخان‌هایی وجود دارد که زمین های اطراف را به رنگ زرد درآورده اند. جدا از دهانه فعلی ، شواهدی از دهانه های قدیمی را می توان دید. یکی از این دهانه های قدیمی در پهلوی جنوبی و در ارتفاع 100 متر قرار دارد که در حال حاضر ، محل خروج گازها و دودخان‌ها است. در پهلوی شمالی دماوند اثر دیگری از یک دهانه قدیمی به قطر حدود 9 کیلومتر دیده می شود که امروزه رودخانه نونال در آن جریان دارد. سنگهای دهانه قدیمی کمی بازیک تر از گدازه های جوان دماوند است. اگرچه بروس و همکاران ( 1977 ) با توجه به ترکیب شیمیایی گدازه‌ها ، دماوند را آتشفشانی دیررس و دور از زاگرس می‌دانند که در تشکیل آن برخورد صفحه‌ها و پدیده فرورانش از نوع خاص و ذوب پوسته اقیانوسی نقش داشته، ولی جایگاه این مخروط در محل تلاقی البرز خاوری و باختری این ذهنیت را تقویت می‌کند که تلاقی گسل های عمیق پوسته ، بویژه انواع امتداد لغز شمال باختری و شمال خاوری ، محل مناسبی برای رسیدن ماگما به سطح زمین بوده است. فعالیت آتشفشانهای دماوند جریان گدازه که از دامنه غربی سرازیر گردیده وارد رودخانه لار شده است و در مسیر آن سدی ایجاد کرده و دریاچه سدی لار را پدید آورده است. این سد بوسیله رسوبات پر گردیده و پس از شکسته شدن گدازه‌های سد کننده مزبور ، جریانهای آب روی آن برقرار گردید، شاهد این امر وجود تراس (پادگانه آبرفتی) در قاعده دامنه غربی دماوند است. اندازه گیریهای سن با روش کربن 14 که از مواد کربن‌دار (چوب) موجود در این رسوبات آبرفتی به عمل آمده ، حداقل سن دماوند در حدود 38500 سال تعیین شده است. با توجه به اینکه آثار یخچالهای پلیستوسن در روی مخروط آتشفشانی از بین رفته است می‌توان ادعا نمود که فعالیت عظیمی که کوه دماوند را شاخته است بعد از یخبندان عظیم یعنی در دوره هولوسن عمل کرده است ( حدود 10000 سال قبل ). سنگ شناسی دماوند کوه دماوند یک آتشفشان مختلط است که جریانهای گدازه آن زیاد و مواد پیروکلاستیک آن نسبتا کم و شامل پومیس ، توف و رسوبات لاهار می باشد. فراوانترین گدازه دماوند ، سنگی است که به آن تراکیت گفته می‌شود ( به علت بافت پورفیری ، رنگ روشن ، با بلورهای پلاژیوکلاز ، سانیدین ، بیوتیت ، پیروکسن و آپاتیت) و پس از آن آندزیت و بازالت است. در بین سنگهای آتشفشانی دماوند توفها جایگاه ویژه دارند که شامل انواع متعددی از توف شیشه‌ای (در دره هراز و شمال دماوند) ، توف تراکیتی (در قله) ، توف شیشه‌ای پامیسی (در تینه) هستند. جدا از سنگهای گفته شده ، نهشته‌های جریانی آذر آواری باختر دماوند و نهشته‌های بلوک مانند از فرآورده‌های آتشفشان دماوند هستند. ویژگیهای ژئوشیمیایی سنگهای دماوند کهن‌ترین گدازه‌های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است که در نتیجه تفریق ماگمایی پرمایه تر از سیلیس ، ظاهر شده‌اند. بطور کلی ، سنگهای دماوند از سه نوع بازیک ، حد واسط اسیدی هستند. انواع بازیک فقط شامل گدازه‌های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حد واسط و اسیدی افزون بر گدازه‌ها ، سنگهای آذر آواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. حجم اصلی کوه دماوند را سنگهایی تشکیل می‌دهند که از نظر سیلیس ، حد واسط بوده و مقدار سنگهای بازیک ، بسیار کمتر از دیگر سنگهاست. بیشتر سنگهای دماوند از نوع حد واسط (SiO2 بین 52 تا 63 درصد) و مقدار کمتری نیز از نوع اسیدی (SiO2>%63) هستند که به دو صورت گدازه‌ها و سنگهای آذر آواری رخنمون دارند. فورانهای اولیه از فورانهای بعدی دماوند بازیک‌تر بوده است و این امر تفریق ماگما را در آشیانه ماگمایی نشان می دهد. گدازه‌های دماوند از نظر شیمیایی اختصاصات ویژه‌ای دارند یعنی سرشار از سیلیس و آلکالن اند، مقدار آهن آنها کم و نسبت Feo / Mgo نیز ناچیز و به سری شوشونیتی متعلق است.


                                                                                  صلاح یارویسی