خاطرات سفر به المان
به عنوان یک معلم علوم اجتماعی بسیار علاقه مند
بودم که به یک کشورها ی اروپایی
سفری داشته باشم و از نزدیک با ویژگی های
جغرافیایی و انسانی و انچه که در کتاب
جغرافی دوم در مورد قاره ی اروپا خواند ه ایم
اشنا شوم و از انجا که دایی ام و فرزندانش
مقیم المان می باشند شرایط برای رفتن من و
خانواده ام در 19 تیر 1389 فراهم شد .
خانواده ی دایی ام در شهر کنستانز در جنوب المان
زندگی می کردند برای راحتی خود و
ان ها بلیط هواپیما را برای شهر زوریخ در کشور سوئیس که در نزدیک شهر کنستانز بود
گرفتم ، البته هواپیما به صورت مستقیم به زوریخ
پرواز نداشت و از مشهد به دوحه ی قطر
و از انجا به زوریخ پرواز نمودیم وبه این بهانه
به شهر دوحه نیز رفتیم .قبل از انکه خواسته
باشم مشاهدات خود را راجع به سفر بیان کنم خوب
است یک توضیح مختصر در موردکشور
المان خدمت همکاران و دوستان و دانش اموزان
عزیزم ارائه نمایم .
المان کشوری است در مرکز اروپا به وسعت 357021
کیلومتر مربع و در حلقه ی نه کشور
فرانسه
،سوئیس،اتریش،چک،لهستان،دانمارک،هلند،بلژیک و لوکزامبورگ واقع شده است .
و مرتفع ترین کوه ان « سوگ اشپیتسه » با ارتفاع 2963 متر
و طولانی ترین رودهای ان
رود راین با 865 کیلومتر ، رود البه با 700کیلومتر و رود
دانوب با 647 کیلومتر طول
می باشد.اب و هوای المان معتدل اقیانوسی و بسیار نتغیر
با بادهایی از سمت غرب می باشد.
از نظر حکومتی نظام دموکراتیک پارلمانی و فدرال و با
پایتختی برلین با 4/3 میلیون نفر
جمعیت و بر اساس
امار سال 2007 المان با جمعیتی بالغ بر 3/82 میلیون نفر (42 میلیون
زن) پرجمعیت
ترین کشور اتحادیه ی اروپا است در المان حدود 3/7 میلیون خارجی زندگی
می کنند که 1/7 میلیون انان از مهاجران ترکیه
هستند.المان با تراکم جمعیتی معادل 231 نفر
در هر کیلومتر مربع از جمله کشور های اروپا با بیشترین
تراکم جمعیت می باشد.
میزان موالید:به طور متوسط 1/3فرزند به ازای هر زن
رشدجمعیت: منهای1/. در صد
ترکیب سنی:14 در صد زیر15 سال، 20 در صد بالای 65 سال
متوسط عمر: 77 سال برای مردان و 82 سال برای زنان
شهرنشینی: 88 در صد در شهرها و بقیه در روستاها
ادیان: حدود 53میلیون نفر مسیحی (26 میلیون کاتولیک،26
میلیون پروتستان،900هزار
ارتدکس)،3/3 میلیون مسلمان،230 هزار بودایی،100 هزار
یهودی،90 هزار هندو می باشند
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:"Times New Roman";
mso-ansi-language:#0400;
mso-fareast-language:#0400;
mso-bidi-language:#0400;}
بعد از توضیح در باره موقعیت و وضعیت جغرافیایی و انسانی
کشور آلمان به بیان مشاهدات و تجربیات خود در این سفر می پردازم:
1- اولین مسئله ای که بعد از ورود به هواپیمای قطر ایر
برای پرواز به دوحه ی قطر و بعد از 6 ساعت توقف در فرودکاه دوحه و پرواز به زوریخ
سوئیس با ان مواجه شدم ، ضعف مکالمه زبان انگلیسی و تسلط نداشتن بر آن بود .که در
دقایق ابتدایی سفر بسیار بر من سخت گذشت و برای خود و بسیار ی از همکاران خود
متاسف شدم که بعد از 16 سال درس خواندن تازه یک مکالمه ی ساده انگلیسی بلد نیستیم
واز براورده شدن نیازهای خود در سفر عاجز هستیم.لذا دقت کنیم که حداقل فرزندان ما
در این زمینه بیشتر تلاش کنند و ما اهمیت بیشتری به این موضوع بدهیم .
2- توقف 6 ساعته در فرودگاه دوحه ی قطر فرصتی فراهم کرد
تا با بازدید از سالن ها و مرکز خرید فرودگاه با صد ها مسافری که از کشورها و قاره
های مختلف و با نژادها و زبان های متفاوت بودند آشنا شده و وجه مشترک همه آنها
صحبت کردن به یک زبان و ان هم انگلیسی و نکته دیگر ساده بودن و ساده زیستن ان ها بود.
3- پس از 5/6 ساعت پرواز از دوحه به فرودگاه زوریخ سوئیس
رسیدیم و پس از خارج شدن از فرودگاه در سالن ورودی فرودگاه دو خانم پلیس در دو طرف
سالن ایستاده بودند و مدارک مسافرین را کنترل می کردند . من به همراه خانواده و یک
خانم معلول که یک نفر از ماموران فرودگاه با ویلچر برای انتقال وی آمده بود جزء
اخرین نفرات بودیم . وقتی نوبت به کنترل مدارک من رسید خانم پلیس با خنده رویی و
بابرخورد بسیار خوب و محترمانه مدارک من را گرفت واز انجا که من ویزای المان را
گرفته بودم از من پرسید که چرا به کشور سوئیس آمدید و به کجا می خواهید بروید ؟
اما از انجا که من انگلیسی نمی دانستم منظور او متوجه نمی شدم و او با متانت
،دوباره و ساده تر سئوال خود را مطرح می کرد اما درهمین حین لبخند ماموری که برای حمل مسافر معلول آمده بود توجه
ا من را به خود جلب کرد وآن مامور با خنده رویی و با زبان فارسی منظور و سئوال
خانم پلیس را مطرح کرد و پس از گرفتن پاسخ و ترجمه به سئوالات او پاسخ گفت . پس از
گذشت از این قسمت من سریع خودم را به مامور رساندم و پس از سلام و احوالپرسی از او
تشکر کردم و از این که یک هموطن خود را در اولین برخورد و در حالی که به او نیاز
زیادی داشتم می دیدم بسیار خوشحال شدم و او نیز بسیار خوشحال شده بود .این مامور
که شاید خدا او را در سر راه ما قرار داده بود تا به ما کمک کند بچه محمد آباد
خوزستان بود که 21 سال در کشور سوئیس اقامت داشت . پس از این برخورد جالب او با
راهنمایی های خود و نشان دادن مسیر برای کرفتن چمدان هایمان کمک زیادی به من
نمود و در اخر دوباره از او تشکر کرده و
خداحافظی نمودم و در حالی که مشغول بیرون رفتن از سالن فرودگاه بودم چشمم به پسر
دایی ام که در بیرون منتظر بود افتاد و بسیار خوشحال شدم.
4- در بیرون فرود گاه پسر دایی ام با یکی از دوستانش که
بچه ی سوریه بود برای بردن ما از زوریخ سوئیس به شهر کنستانز آلمان که تقریبا 30
دقیقه فاصله داشت امده بودند و پس از احوالپرسی و سوار شدن بر ماشین به راه
افتادیم و من در بین راه به فکر این بودم که مرز سوئیس و آلمان و گذشتن و عبور از
ان چگونه است پس از چند دقیقه پسر دایی ام گفت که انجا مرز است و هیچ اثری از
تجهیزات نظامی و وسایلی از جمله سیم خاردار و مانع برای گذشتن از مرز نبود . فقط خیابانی که دو
شهر زوریخ را به کنستانز متصل می کرد در مرز کمی پیچ خورده و اتاقکی مخصوص پلیس در
وسط بلوار بود اما در لحظه عبورفقط یک
نگهبان در ان جا بود و بدون توقف و کنترل مدارک از ان جا عبور کردیم و این لحظه
بود که معنی اتحادیه اروپا و کشور های بدون مرز را درک کرده و متوجه شدم که چه
راحت و مسالمت امیز در کنار یکدیگر زندگی می کنند و ما متاسفانه چه مشکلاتی در مرز
های خود با همسایگان داریم.
ادامه دارد.